سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چگونه خواب‌هایمان را تعبیر کنیم؟...

چگونه خواب‌هایمان را تعبیر کنیم؟

چکیده :عقل خودشان تعطیل است و باید هم تعطیل باشد. اگر با مسأله ای روبرو شدند، نیازی به تعقل و تفکر درباره آن پدیده ندارند. کافیست در میراث حدیثی و روایی جستجو کنند و پدیدار مشابه آن پدیده مستحدثه را بیابند و احکام ان را بدین سرایت دهند. فرقی هم نمیکند، دوچرخه سواری زنان باشد، یا ساخت نیروگاه هسته ای و ...در کتب حدیثی، به وفور میتوانند سخن و توصیه ای بیابند برای حل آن مشکل!...


اکبر جباری

نمیدانم کجا خوانده بودم که میگفت: «برای آنکه خوابهایت را تعبیر کنی، نخست باید بیدار شوی»
ما ایرانیان چهل سال پیش خوابی دیدیم. خواب «استقلال، ازادی، عدالت و کلی چیزهای قشنگ دیگر. اما هیچکدامش تعبیر نشد. چون اصلا از خواب بلند نشدیم. از یک خواب سطحی، به خوابی عمیقتر فرو رفتیم و هنوز در همان خواب هستیم‌.
پرسش این است که چگونه میتوانیم از ان خواب بلند شویم تا بعد بتوانیم رویاهایمان را تعبیر کنیم؟

این بلند شدن از خواب و بیداری را کسی مانند کانت «بیداری از خواب دگماتیسم» می نامید. اما خواب ما چیزی غیر از خواب اروپاییان قرن ۱۷-۱۸ است. آنها دو هزار سال قبل تر از هیوم و کانت، از غار افلاطونی و معبد دلفی بیرون امده بودند و شروع کرده بودند به گفتگو. دوهزار سال پیش عقل در ضمن دیالوگ، خودش را پیدا کرده بود. برای همین در زمانه هیوم و کانت و کلا دوران روشنگری، عقل و خرد چیز غریبی نبود. اروپاییان با عقل و خرد بیگانه نبودند. حتی در قرون وسطی و حاکمیت کلیسا، عقل و خرد، جانِ نصف و نیمه ای داشت و فیلسوفان و خردمندان بزرگی در همین دوران حضور داشتند. اصلا خودِ گالیله در حوزه های علمیه کلیسا درس خوانده و به کشفیات خود نائل شده بود. پرسشِ کانت از حدود و ثغور عقل هم، پرسشی در امتداد عقل و خردورزی بود. اگر ایشان تاریخ عقل نداشتند، امکانی برای پرسش از عقل نیز نبود. تنها یک قوم عاقل و خردمند، که تاریخ عقل دارد، میتواند از حدود و ثغور و ماهیت عقل پرسش کند.

قومی که به جای عقل، نقل، و به جای تاریخ خرد، تاریخ بی خردی، و به جای دیالوگ، وعظ و خطابه دارد، اساسا نمیتواند از ماهیت عقل بپرسد و هرگاه با عقل مواجه شود، وحشت زده می پرسد «کدام عقل؟»
از همینروست که در هر بحث و گفتگویی که پرچم عقل برافراشته شود، عده ای سراسیمه و وحشت زده، فریاد میزنند: «عقل چیست و کدام عقل مد نظر شماست؟»
و به وضوح از پرسش «کدام عقل»، انکار عقل فردی و اثبات عقلانیتی است که در منقولات بدیشان به ارث رسیده است.
‌ نزد این وحشتزدگان، عقل، فقط عقلِ عده ای معدود در تاریخ دینشان است. یعنی “عقل معصوم”! غافل از اینکه، ان چیزی را که عقل معصوم می نامند، برای ما نه عقل، بلکه صرفا نقل است. اساسا عقل کسی، برای دیگری نقل است، نه عقل.

عقل خودشان تعطیل است و باید هم تعطیل باشد. اگر با مسأله ای روبرو شدند، نیازی به تعقل و تفکر درباره آن پدیده ندارند. کافیست در میراث حدیثی و روایی جستجو کنند و پدیدار مشابه آن پدیده مستحدثه را بیابند و احکام ان را بدین سرایت دهند. فرقی هم نمیکند، دوچرخه سواری زنان باشد، یا ساخت نیروگاه هسته ای و …در کتب حدیثی، به وفور میتوانند سخن و توصیه ای بیابند برای حل آن مشکل!

بیداری ما و از خواب بلند شدن ما، چیزی نیست جز در پرانتز گذاشتن همهٔ این منقولات و عقلانیتی که در این منقولات میتوانسته باشد یا نباشد، و رو اوردن به پرسش ها و گفتگویی آرام و مستمر، بی هیچ انتظاری برای رسیدن به یک نتیجه مشترک. باید همه میراث تاریخی خود را به مقراض عقل واسازی deconstruction کنیم.
ما باید بکوشیم، گفتگو کنیم و در ضمن گفتگو، عقل ارتباطی خود را پرورش دهیم. اینگونه است که میتوانیم از خواب هزار ساله برخیزیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.