سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

زندگی، جنگ و دیگر هیچ

چکیده :هنگامی که از سربازان انگیزه‌ی آنان و شریک شدنشان در این قتل عام را جویا شدند، اذعان داشتند که تنها به وظیفه‌ی خود عمل کردند و آنها را بدون هیچ میلی و با وجود مخالفت خودشان مجبور به این اقدام کرده اند!...


آیدا فشمی

اوریانا فالاچی روزنامه‌نگار، نویسنده و مصاحبه‌کننده سیاسی برجسته ایتالیایی در کتاب “زندگی، جنگ و دیگر هیچ” صحنه‌هایی از قتل عام دانشجویان مکزیکی توسط دولت آن کشور را به تصویر می‌کشد.

در دوم اکتبر سال ١٩٨۶ عده‌ی کثیری از دانشجویان مکزیکی در اعتراض به برگزاری المپیک در کشورشان دست به اعتراض زدند. محور این جریان، اعتراض به “خرج بودجه‌ی کلان کشور در راهی بیهوده در زمانی که مردم کشورشان از گرسنگی رنج می‌کشیدند” بود.

رئیس پلیس کشور مکزیک در مصاحبه‌ی خود با فالاچی مدعی شد که هرگز حق تیر را به هیچکدام از سربازانش نداده، نخواهد داد و از حضور گسترده‌ی نیروهای امنیتی در هنگام اعتراضات دانشجویان تحت عنوان ترساندن دانشجویان یاد کرد. این در حالی است که از دوم اکتبر سال ٨۶ به عنوان یکی از خونین‌ترین روزهای تاریخ مکزیک یاد می‌شود.

در آن روز که دانشجویان در حال تجمع مسالمت‌آمیز در میدان اصلی شهر بودند و متوجه شدند که تمامی مسیرهای منتهی به این میدان تحت محاصره شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته است! طولی نکشید که نیروهای امنیتی وارد میدان شدند و تمامی مردم را به رگبار گلوله بستند!

هنگامی که از سربازان انگیزه‌ی آنان و شریک شدنشان در این قتل عام را جویا شدند، اذعان داشتند که تنها به وظیفه‌ی خود عمل کردند و آنها را بدون هیچ میلی و با وجود مخالفت خودشان مجبور به این اقدام کرده اند!

این حرف‌های سربازان مکزیکی همان حرف‌هایی است که اگر با یگان‌های ویژه‌ی آبان ماه ٩٨ روبه رو میشدی تحویلت میدادند و سعی داشتند عمل خود را با کلماتی مانند “انجام وظیفه” و “مجبور بودن” توجیه کنند.

نکته‌ی قابل توجه‌ای که فالاچی به آن می‌پردازد این است که هیچکدام از آن سربازان که حالا خود را مجبور می‌خوانند فراموش نکردند که دقیق و بدون عجله شلیک کنند! و حتی به فکر هیچکدام‌شان نرسید که به جای شلیک مستقیم، تیر هوایی بزنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.