سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بهای ناکارآمدی و دروغ چقدر می‌تواند باشد؟...

بهای ناکارآمدی و دروغ چقدر می‌تواند باشد؟

چکیده :آنچه مشخص است دولت کنترل و آمار دقیقی از مبتلایان به کرونا ندارد و احتمالا بنا به دلایلی از جمله نشان دادن توان مدیریت بحران و کنترل جامعه، از ارائه آمار دقیق اجتناب می ورزد و تلاش دارد اوضاع را تحت کنترل نشان دهد؛ به نظر می رسد ترکیبی از دو مورد بیان شده دلیل این نوع برخورد با مشکل باشد که نتایج بسیار فاجعه باری می تواند به دنبال داشته باشد...


جواد بابازاده رها

وزیر سلامت ایالت کبک کانادا اعلام کرد که نخستین مورد ابتلا به ویروس کرونا در این استان ( شهر مونترال ) خانمی است که اخیرا از سفر به ایران بازگشته است. خانم Danielle McCann گفت که وی بستری شده و در قرنطینه قرار گرفته است. این خانم بعد از یک دو مورد قبلی که در ایالت برتیش کلمبیا ( شهر ونکوور ) و ایالت اونتاریو( شهر تورنتو ) سومین ایرانی است که در چند روز اخیر بعد از بازگشت به کانادا آلوده به ویروس کرونا بوده است علاوه بر کانادا، امارات متحده عربی، کویت، بحرین، لبنان، افغانستان، پاکستان ، گرجستان، استونی و … مواردی را از ابتلا به کرونا در بین افرادی که از ایران سفر کردند اعلام کردند، این تعداد از ایرانی هایی که در کشورهای دیگر بعد از بازگشت از ایران مبتلا به کرونا بودند و میزان فوتی های داخل کشور و سرعت گسترش آن در کشور نشان میدهد وضعیت کرونا در داخل ایران بسیار نگران کننده است و شبیه کوه بزرگی است که تنها نوک آن عیان شده است.

در حالی حسن روحانی رئیس جمهور و سایر مقامات جمهوری اسلامی کرونا را به دشمن ربط میدهند و مدعی هستند که دشمن میخواهد با این بهانه کشور را به تعطیلی بکشد و روحانی از بازگشت همه چیز به روال عادی از شنبه آینده سخن می گوید که صادرات کرونا از ایران از مرحله کشورهای همسایه به قاره های دیگر گسترش یافته است احتمالا مقامات ایران با دید پارانئویدی که مشکلات مختلف را به خاطر توطئه دشمن میدانند به این مساله هم نگاه دشمن محور و امنیتی دارند.

آنچه مشخص است دولت کنترل و آمار دقیقی از مبتلایان به کرونا ندارد و احتمالا بنا به دلایلی از جمله نشان دادن توان مدیریت بحران و کنترل جامعه، از ارائه آمار دقیق اجتناب می ورزد و تلاش دارد اوضاع را تحت کنترل نشان دهد؛ به نظر می رسد ترکیبی از دو مورد بیان شده دلیل این نوع برخورد با مشکل باشد که نتایج بسیار فاجعه باری می تواند به دنبال داشته باشد، کشورهایی مانند چین و ایتالیا و ژاپن که با ویروس کرونا بصورت جدی تر مواجه هستند تمهیدات خاصی برای جلوگیری از گسترش آن انجام دادند از جمله آن که مناطقی که کرونا در آنجا شیوع پیدا کرده است را بصورت کامل قرنطینه کردند آزمایشات پزشکی برای تست افراد ساکن آن مناطق را به شکل خانه به خانه انجام میدهند پشتیبانی بسیار قوی نسبت به تامین مایحتاج اهالی انجام می دهند از ورود افراد به آن مناطق جلوگیری می کنند، شماره تلفن و نرم افزارهای مخصوص برای این مساله و ارتباط با مردم درگیر با این بیماری راه اندازی کردند، عبور و مرور ساکنان آن مناطق را به کمترین میزان رساندند، مدارس و برنامه های مختلف را لغو کردند.

دولت ایران تاکنون این مساله را زیاد جدی نگرفته است و کارهای ذکر شده را انجام نداده است و سعی دارد با استفاده از مقاماتی که مدعی ابتلا به کرونا شدند یا کارشناسان صدا و سیمای دولتی این قضیه را القا کند که مساله چندان خطرناکی نیست و با وحدت و نترسیدن کرونا را شکست خواهیم داد، اینکه دولت بتواند جو روانی جامعه را کنترل کند بسیار خوب است ولی کنترل جو روانی با ساده انگاری مشکل و نگاه امنیتی به آن امکان پذیر نیست این رفتارها موجب آنارشیسم بیشتری در جامعه خواهد شد. در روزهای اخیر خبرهایی از بازداشت افرادی با اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب در مورد کرونا منتشر شده است طبیعتا وقتی مردم اعتماد خود را به دولت و گفته هایش از دست بدهند یا دولت سعی در پنهان کاری داشته باشد بازار شایعه و اخبار غیر موثق داغ خواهد بود و با دستگیری چند نفر و پنهان کردن واقعیات مشکل نخواهد شد قطعا در عصر رسانه های پر شمار راه مقابله با شایعات انتشار واقعیات است نه بگیر و ببند ! دولت ایران باید این مشکل را بصورت یک بیماری خطرناک که به شدت در حال گسترش است، قبول کند و از تجربیات و همکاری سایر کشورها و نهادهای بین المللی برای حل مشکل استفاده کند.

در فیلم چرنوبیل نشان میدهد که ناکارآمدی یک سیستم و تلاش برای پنهان شدن در پشت شعارهای غیر واقعی چگونه منجر به فاجعه ای عظیم در یک کشور و جهان می شود؛ پرفسور لگاسوف یکی از شخصیت های فیلم در بخشی می گوید : «بهای دروغ چقدر است؟ اشتباه گرفتن دروغ با حقیقت چیز خطرناکی نیست، خطر اصلی این است که اگر دروغ های زیادی بشنویم دیگر اصلا نمی توانیم حقیقت را تشخیص دهیم آن موقع چه می توانیم بکنیم ؟ چه چیزی می ماند به جز رها کردن امید به حقیقت ؟ و راضی کردن خودمان به داستان ها ؟ وقتی حقیقت ما را آزرده خاطر میکند پشت سر هم دورغ می گوییم تا وقتی که یادمان نمیاید دروغی وجود دارد ولی دروغ ما هنوز سر جای خود هست، هر دروغی که می گوییم قرضی در حقِ حقیقت بوجود می آید دیر یا زود این قرض ها پرداخته می شود این گونه میشود که هسته یک راکتور منفجر می شود ، به خاطر دروغ ها»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.