ژنرال؛ متخصص عفونی
چکیده :راستی چه چیزی باعث شد که آن همه شعارهای انقلابی و رهنمودهای اخلاقی کار را به جایی رساند که در کشور ما خدمات پایه اینقدر خوار و خفیف و دور از دسترس مردم و کارهای لوکس و پولساز اینقدر رایج و آسان شد؟ چه شد که بخش عظیمی از سرمایه ملی ما، ذخایر پزشکی ما مسائل ضروریتر را کنار نهاده به مسایلی در اولویت کمتر هدایت...
بابک زمانی
١-میگوید “آقای دکتر تشخیص شما درست بود. ایشون یک بیماری مخچهای ارثی دارد در لندن تست ژنتیک هم دادند تایید کرده اونجا مرکز توانبخشی میره تحت نظر دائمیه، الحمدالله بد نیست. فقط مزاحم شدم یک گواهی بنویسین که ایمپلنت اشکالی نداره”
دقت میکنم خود آقای مهندس مو کاشته، پسر دیگر ایشان دماغش را عمل کرده و دختر خانم چشمهایش پف کرده و اندکی کبود است.
آقای مهندس و خانواده در لندن ساکن هستند گهگاه برای اینگونه کارهای پزشکی تهران تشریف می آورند. خدماتی که درلندن به پسر ایشان که مشکل حرکتی شدیدی دارد به رایگان داده شده -بررسی ژنتیک و درمانهای توانبخشی – خدماتی هستند که مردم ایران – با آن کیفیت و بطور رایگان – از آن محروم هستند. در عوض خدماتی که آقای مهندس و فرزندان در ایران اخیرا دریافت کردند هم در لندن به سادگی در دسترس نیستند. خدمات لندن «خدمات پایه سلامت» و خدمات تهران «خدمات لوکس و کازمتیک» میباشند.
راستی چه چیزی باعث شد که آن همه شعارهای انقلابی و رهنمودهای اخلاقی کار را به جایی رساند که در کشور ما خدمات پایه اینقدر خوار و خفیف و دور از دسترس مردم و کارهای لوکس و پولساز اینقدر رایج و آسان شد؟ چه شد که بخش عظیمی از سرمایه ملی ما، ذخایر پزشکی ما مسائل ضروریتر را کنار نهاده به مسایلی در اولویت کمتر هدایت شدند؟
٢-ویدئوی متخصص جوان عفونی رئیس بخش عفونی بیمارستان مسیح را نگاه میکنم. علیرغم جوانی و قامت کوتاه، صدایی بم، لحنی محکم و کلماتی شمرده او را که از بالین بیماران متعدد کرونایی در آن بخش باز امده است هیبتی چون یک ژنرال بخشیده. فراموش نمیکنم که ناپلئون هم کوتاه قامت بود! معلوم است که آقای دکتر بخوان ژنرال هر روز منجمله امروز تمام بیماران را ویزیت کرده (بخوان سان دیده) حتی تا ریز آزمایشات ایشان را هم میداند. آری ژنرالهای ما مثل یک رزمنده فداکار خود هر روز صبح در میدان نبرد حضور دارند. مرتب و منظم و شاد آن سان که اعتماد میآفریند. وقتی هم کسالتی پیش آمد اصلا ظاهر نمیشود. آنها مثل یک حکیم واقعی تاثیر سمبولیک حضور خود را هم درک میکند و رفتار مناسب بیمار بودن را هم آموزش میدهند. اولین بیماران هم از میان همین پزشکان به همراه سایر پزشکان داخلی بودهاند. چهار متخصص عفونی تنها در یک بیمارستان. خانم دکتر متخصص ریه جای دیگر و ……
سالهاست در کشور ما رشته عفونی بر اثر سیاستهای غیرمدبرانه موجود، رشته مطلوب بسیاری از پزشکان برای تخصص نیست. انکار اقتصاد و انحصار اخلاق تنها به توصیههای غیر قابل اجرا، اجرت کار پزشکی را انقدر پایین آورد که درامد از کار پزشکی هر چه بیشتر و بیشتر به کارهای عملی محدود شد. تعقل و تفکر در کار پزشکی پاس نداشت و تعطیل شد. انکه جز دانش و محبت هیچ چیز دیگری برای فروش نداشت، متخصص عفونی بود و اپیدمیولوژیست بود و پزشک اجتماعی. آری همان سیاستهایی که زیبایی و بازار را به جای خدمات پایه نشانده بود دستمزد این حکیمان را هم تقلیل داده بود تا جایی که تنها عشق عامل اشتغال به این مشاغل شد . همان عشق و جاذبهای که امروز در حساسترین لحظات نگاه ملتی را به دهان و قلم این ژنرالها و تصمیماتشان دوخته است.
آیا جامعه ما به آن حد از رشد و اعتلا رسیده است که حکیمانش این سرداران بیچشمداشت را حمایت کند و آنطور که شایسته است و نه با چند بنر پاس بدارد؟













