مسجد مهمان کش
چکیده :حرمی که تا دیروز شفا دهنده بود امروز عامل پخش بیماری ای می شود که هنوز درمان قطعی ندارد، کسانی که این بیماری را از مکان مقدس می گیرند درگیر پارادوکس شده و نمی توانند برای شفای خود متوسل به همان مکان شوند ؛ پارادوکس شیوع بیماری و شفای بیماری حل نشدنی است، اگر شفا دادن و گره گشایی حرم حقیقتی دارد؛ آلوده کردن و بیمار کردن فرد و یک منطقه و شهر دیگر...
محسن هشترودی
واکنش های تولیت حرم قم در ماجرای آلودگی شهر قم به کرونا و ایستادن برابر تعطیلی این مکان نشان دهنده ی تلقی خاصی در بین بخشی از ایرانیان است : شفا دادن و امن بودن و دخیل بستن و دارالشفا بودن این اماکن پنداری ریشه دار است.
اما با وجود امکان سرایت بیماری مسری در اماکن عمومی که حرم و استخر را از هم تمیز نمی دهد قدسیت و غیر زمینی بودن آن خدشه می پذیرد و از این حیث تفاوتی بین اجتماع در ورزشگاه و سالن رقص و اماکن مقدس نیست چه بسا به علت ازدحام یا رفتارهای تبرک جویانه انتقال بیماری سریعتر و بیشتر باشد.
حرمی که تا دیروز شفا دهنده بود امروز عامل پخش بیماری ای می شود که هنوز درمان قطعی ندارد، کسانی که این بیماری را از مکان مقدس می گیرند درگیر پارادوکس شده و نمی توانند برای شفای خود متوسل به همان مکان شوند ؛ پارادوکس شیوع بیماری و شفای بیماری حل نشدنی است، اگر شفا دادن و گره گشایی حرم حقیقتی دارد؛ آلوده کردن و بیمار کردن فرد و یک منطقه و شهر دیگر چیست؟
عربستان برای جلوگیری از شیوع کرونا ورود افراد به خاک این کشور را برای انجام حج عمره و زیارت مسجد النبی به حالت تعلیق درآورده است.
به بیان روشن نه تنها اماکن متبرک و مقدس شفای بیماری نمی دهند ، بلکه خود می توانند محملی برای بیماری های واگیر باشند.
این نگاه و تلقی نخستین بار توسط ابراهیم نقد شد، ماجرای ابراهیم در قرآن چنین آمده است: (سوره ی انبیا آیه ی ۵۲ تا ۷۰)
«إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا هَٰذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهَا عَاکِفُونَ»
آنگاه که [ابراهیم] به پدر خود و قومش گفت: «این مجسمههایى که شما ملازم آنها شدهاید چیستند؟»
«قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِینَ»
گفتند: «پدران خود را پرستندگان آنها یافتیم.»
«قَالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ»
گفت: «قطعاً شما و پدرانتان در گمراهى آشکارى بودید.»
«قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِینَ»
گفتند: «آیا حق را براى ما آوردهاى یا به بازی مشغولی؟»
«قَالَ بَلْ رَبُّکُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِی فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِکُمْ مِنَ الشَّاهِدِینَ»
گفت: بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است، همان کسى که آنها را پدید آورده است، و من بر این [واقعیت] از گواهانم.
«وَتَاللَّهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنَامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ»
و سوگند به خدا که پس از آنکه پشت کردید و رفتید، قطعاً در کار بتانتان تدبیرى خواهم کرد.
«فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا کَبِیرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ»
پس آنها را -جز بزرگترشان را- ریز ریز کرد، باشد که ایشان به سراغ آن بروند.
«قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِینَ»
گفتند: «چه کسى با خدایان ما چنین [معاملهاى] کرده، که او واقعاً از ستمکاران است؟»
«قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى یَذْکُرُهُمْ یُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِیمُ»
گفتند: «شنیدیم جوانى، از آنها [به بدى] یاد مىکرد که به او ابراهیم گفته مىشود.»
«قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَىٰ أَعْیُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَشْهَدُونَ»
گفتند: «پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، باشد که آنان شهادت دهند.»
«قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَٰذَا بِآلِهَتِنَا یَا إِبْرَاهِیمُ»
گفتند: «اى ابراهیم، آیا تو با خدایان ما چنین کردى؟»
«قَالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هَٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ کَانُوا یَنْطِقُونَ»
گفت: «بلکه آن را این بزرگترشان کرده است، اگر سخن مىگویند از آنها بپرسید.»
«فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ»
پس به خود آمده و [به یکدیگر] گفتند: «در حقیقت، شما ستمکارید.»
«ثُمَّ نُکِسُوا عَلَىٰ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَٰؤُلَاءِ یَنْطِقُونَ»
سپس سرافکنده شدند [و گفتند:] «قطعاً دانستهاى که اینها سخن نمىگویند.»
«قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُکُمْ شَیْئًا وَلَا یَضُرُّکُمْ»
گفت: آیا جز خدا چیزى را مىپرستید که هیچ سود و زیانى به شما نمىرساند؟
«أُفٍّ لَکُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ»
اف بر شما و بر آنچه غیر از خدا مىپرستید. مگر نمىاندیشید؟
«قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِینَ»
گفتند: «اگر کارى مىکنید، او را بسوزانید و خدایانتان را یارى دهید.»
«قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ»
گفتیم: «اى آتش، براى ابراهیم سرد و بىآسیب باش.»
«وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِینَ»
و خواستند به او نیرنگى بزنند و آنان را زیانکارترین قرار دادیم.
در حقیقت ابراهیم آغازگر روشنگری بر این تلقی های کذب و روشنی های دروغین بود.
بیان ابراهیم بر این نکته استوار است که هیچ کس و هیچ چیز جز خداوند مقدس نیست، اگر جایی مقدس است در همنشینی خداوند است پس در تقرب به آن مکان و آن فرد و رابطه برقرار کردن با فرد و مکان تقرب و تقدسی حاصل نمی شود بلکه الگوی توحید عیان می شود که همانا اتصال با خداوند است و از این جهت هم هست که ابراهیم الگو و امام است.
نگاه ابراهیم بر دریدن پرده های واسطه ها و دکان ها و تقدس ها و کیش شخصیت ها و دین آباء و اجداد است :(سوره ی شعرا ایه ۶۹ تا ۸۲)
«وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ»
و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان.
«إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ»
آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: «چه مىپرستید؟»
«قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ»
گفتند: «بتانى را مىپرستیم و همواره ملازم آنهاییم.»
«قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ»
گفت: «آیا وقتى دعا مىکنید، از شما مىشنوند؟
«أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ»
یا به شما سود یا زیان مىرسانند؟»
«قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا کَذَٰلِکَ یَفْعَلُونَ»
گفتند: «نه، بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مىکردند.»
«قَالَ أَفَرَأَیْتُمْ مَا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ»
گفت: «آیا در آنچه مىپرستیدهاید تأمّل کردهاید؟
«أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ»
شما و پدران پیشین شما؟
«فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ»
قطعاً همه آنها -جز پروردگار جهانیان- دشمن منند.
«الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ»
آن کس که مرا آفریده و همو راهنماییم مىکند،
«وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ»
و آن کس که او به من خوراک مىدهد و سیرابم مىگرداند،
«وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ»
و چون بیمار شوم او مرا درمان مىبخشد،
«وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ»
و آن کس که مرا مىمیراند و سپس زندهام مىگرداند،
«وَالَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ»
و آن کس که امید دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشاید.













