سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عصاکشی!

چکیده :فعالان جدی سیاسی باید قبل از تعریف هرهدف وبرنامه‌ای ابتدا در این زمینه شناخت و تصویرکاملی داشته باشند.بدون آن، در این تصورخام خواهند ماند که اگرتوده‌ها میدانستندآنچه را آنهااکنون فکر میکنند میدانند، مسیر تاریخ به سمتی میرفت که اکنون مشکلی پیش رو نبود. یک خیال نامرتبط با عالم واقع!.. هزینه این آرزوهای انحرافی،دل‌بستن به نیروهای وهمی برای...


تقریبا۴۱سال پیش، در دورانی که تقریباهمه نویسندگان و روزنامه‌نگاران روزنامه اطلاعات یکسره دل به دعوت آیت‌الله خمینی برای سرنگون‌کردن شاه سپرده بودند، یکی از همکاران به جمع تحریریه آمد و در باره اینکه حکومت ناشناخته در صورت به دست آوردن حاکمیت در ایران چه خواهد کرد و ماهیت جمهوری اسلامی چیست به صحبت پرداخت. مبنای استدلال او در شک کردن به بهتر شدن اوضاع در صورت تشکیل جمهوری اسلامی، مکتوبات فقهی رهبر انقلاب بود. احساس کرده بود آنچه رهبر انقلاب در باره آزادی و دموکراسی و حقوق مردم میگوید، با مباحث فقهی او در باره مبنای حکومت همخوان نیست.کسی آن بحث ها را ندیده و نخوانده بود وهیچکس به این شک او و پیش بینی اش در باره فرجام کار اعتنایی نکرد. باور همه به تصویری که رهبر انقلاب از پاریس ارسال میکرد ، در حد ایمان محض بود. او در کل روزنامه منزوی ماند .

آن عضو تحریریه اطلاعات از نخستین کسانی شد که پیش از ۲۲ بهمن ۵۷ مهاجرت کرد.از معدود کسانی بود که در آن روزها آینده و عاقبت خوبی پیش بینی نمیکرد، هرچندجامعه از صدر تاذیل به موج انقلاب پیوسته بودو تحقق آرزوهایش را در نیل به جمهوری ناشناخته میپنداشت.

حالا، چهل و اندی سال بعد، صاحب نظری نه چندان کم سن و سال به سبک همه قصار نویسان توییتر نوشته است ” تصور کنید در پائیز سال ۵۷ مردم با دو مفهوم ولایت مطلقه مادام العمر و نظارت استصوابی به عنوان فرجام انقلاب آشنا میشدند. همین. ” ولابد منظورش این است که “اگر” مردم میدانستند چنین که اکنون هست خواهد شد ، جلوی پدیدآمدن این حکومت را میگرفتند. به همین راحتی!

این تصوراشتباهی است مبتنی برفرض محال، تصور، و”اگر” ، که ریشه مشکلات ذهنی بسیاری، از مشتاقان اصلاح گرفته تا آرزومندان دفع جمهوری اسلامی کنونی است. آنهانمیدانند درباره چه جامعه‌ای و در چه زمانی به خیالپردازی متوسل میشوند. نمیدانند‌ وضع کنونی ساخته دست فقط حکومت نیست، محصول مشترک است. تصور اینکه اگر کسی از عالم غیب می‌آمد و به مردم میگفت ولایت مطلقه فقها ماحصل‌فرجامین پیشگامی انحصاری علما در تحول انقلابی‌خواهد بود و آنها در تکامل حکومت خود به خلق نظارت استصوابی میرسند که اهرم‌نفی‌نظام‌انتخاباتی است، مردم از انقلاب پا پس میکشیدند تصوری وهمی و ساده‌لوحانه است. عامه‌مردم ایران هنوز پس از ۴۰ سال تجربه حکومت کنونی‌تصور واقعی ومنضبط ندارند ازاینکه‌چه نظام سیاسی میخواهند. تا این واقعیت را به عمق جان درک نکنیم و ذاتش را فارغ از تمایلات ذهنی خود نپذیریم، نه متوجه میشویم چقدر در توهم به سر میبریم و نه توان در انداختن طرحی برای‌تغییر واقعی زندگی جامعه خود را مییابیم.

نکته مهم این است که بخش عمده‌ای از روشنفکران، اهل نظر، وفعالان سیاسی هم نمیدانند چه بایدشان کردو سالهاست عمده بحث‌هادرهمین مورد است: با جمهوری اسلامی چه باید کرد و اگر نباشد بدیل معقول و قابل تحقق آن چیست؟ بدیهی است نمیخواهیم در باره پاسخ این پرسشهابحث کنیم و فقط میخواهیم‌به یاد بیاوریم وقتی گذشته و فضا و بازیگران سال ۵۷ را نمیشناسیم، از دنبال کردن روند پس از آن هم عاجزیم، و چهل و چند سال بعد هم از پاسخ دادن به این پرسش‌اساسی‌که نیروهای دخیل درتداوم و اسقاط این جمهوری چه نیروهایی‌است و پتانسیل هریک چیست و نتایج محتوم تقابل آنها چیست واقعا در گل میمانیم. بسیار دیده میشود که کسانی حیرتزده میپرسند وقتی به هرجا و هر گروهی نگاه میکنی همه را مخالف حکومت میبینی، پس این کسانی که برای یک تشییع جنازه و یا حمایت از حکومت به خیابان می آیند چه کسانی هستند؟

واضح است اینگونه پرسشها حاصل نشناختن جامعه و لایه‌های آن است. فعالان جدی سیاسی باید قبل از تعریف هرهدف وبرنامه‌ای ابتدا در این زمینه شناخت و تصویرکاملی داشته باشند.بدون آن، در این تصورخام خواهند ماند که اگرتوده‌ها میدانستندآنچه را آنهااکنون فکر میکنند میدانند، مسیر تاریخ به سمتی میرفت که اکنون مشکلی پیش رو نبود. یک خیال نامرتبط با عالم واقع!.. هزینه این آرزوهای انحرافی،دل‌بستن به نیروهای وهمی برای تغییراست.

راستش را بخواهید ،درست مثل چند دهه پیش ،معلوم نیست آنچه را بسیاری از ما الان پادزهر میدانیم دهه‌ای بعد هلاهل از کار در نیاید. این خاصیت جوامع توسعه نیافته کم‌خردورز است. عوام و خواص ندارد!

منبع: جامعه‌نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.