سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

چه کسی کرونا را شکست می‌دهد

چکیده :ناکامیها و مصیبتهای سال پشت سر سبب شده تعداد فراوانی از ناظران روشن‌بین ذهن خود را در ماههای اخیربه بازیافت، اکتشاف، و تولید امید برای تداوم حیات جامعه مشغول کنند. میگویند کشور ظرفیتهای اقتصادی بسیار دارد، منابع ارزان دارد، نباید از آینده ناامید بود، و راه افتادن موتور رشد اقتصادی فقط منتظر بهبود رابطه با جهان و توسعه مراودات‌ خارجی...


سالهاپیش، برای ملاقات دوستی که سمتی در معاونت موسوم به ارتباطات دریک کارخانه بزرگ خودرو سازی داشت به دفتر کارش رفتم. ساختمان مستقلی داشت که وقتی از پله‌ها بالا میرفتی به سالن بزرگ اصلی به عنوان محل استقرار کارمندان میرسیدی و یکباره حدود ۵۰ سر به سوی پله‌ها بر میگشت تا تازه وارد صاحب صدای پای ناآشنا را برانداز و شناسایی کند. نگاه دسته‌جمعی‌‌شان شخص‌را آشفته میکرد. پرسیدم این همه کارمند به چه‌کار میآید و پاسخ این بود که هیچ‌کار. توضیح ساده‌ای داشت: “در این کارخانه هرمدیرعاملی که میآید گروهی معاون هم می‌آیند وهریک تعداد زیادی کارمند به عنوان سهمیه وارد کارخانه میکند. سنتی هم هست که افراد اضافی را بعد از رفتن حامی آنها اخراج نمیکنند. اکثر مدیران تازه با مدیر معزول دوستی و رفاقت بیرون از محیط‌کار دارند و رفقای خودرا نمیرنجانند. به همین علت اینجا پر است از آدمهای بی‌مصرف. مدتی پیش با تغییر مدیر باید یک پست مدیریتی را برای یک معتمدخالی میکردند، اما کسی در آن پست بود که از برادرش رودربایستی داشتند. راهش این شد که اداره‌ای به عنوان اداره‌مطالعات‌نیروی انسانی اختراع کردند تا آن شخص بتواند کماکان منشی داشته باشد و حقوق خوب بگیرد.” گوشه انتهای سالن را نشانم داد که میز کاری‌روبه دیوار داشت: “کسی که آنجا مینشیند از همانهاست. دستش را روی ماوس کامپیوتر میگذارد و راحت چند ساعت میخوابد…”

آن واحد را درحالی ترک کردم که در اندیشه بودم پس آن ۵۵۰ هزار خودرو(تولید سال قبل آن واحد)چگونه ساخته شده است و کارخانه ای‌با این رفتارها و پر از آدم بی‌مصرف چطور میتواند وسیله‌ای بسازد که اگر به قول برخی ایرانیان کمال‌گرا عالی نیست، اما بالاخره خودرو است و کارکردش را دارد.

پایان حیرت شامگاه همان روز در سالنهای تولید کارخانه فرا رسید. شامگاه بود که به سالنی سرزدیم. غیر از کارگران، سرپرستان آنها نیز آنجا بودند و دفاترشان هم در همان سالنها بود. با کوچکترین توقفی در خط از دفتر بیرون میپریدند و مشکل را رفع میکردند. دوستم گفت کارخانه روی دوش اینها میچرخد. معلوم شد دوجهان متفاوت در آن واحد وجود دارد: دنیای مدیران دولتی، و دنیای مهندسان مدیر. در واقع واحدهای تولیدی زیرنفوذ دولت درایران دارای دو لایه پرسنلی هستند.مدیران و وابستگان، و مهندسان و کارگران. چرخ کارخانه و خط تولید را گروه دوم است که در حرکت نگه میدارد و گروه اول آنجا است که نفع ببرد، خود را در رسانه‌ها “خودروساز”معرفی، وسیاستهای دولت را دیکته کند. حکم کاملا قابل تعمیمی نیست، ولی در کل میشود گفت آنها درواقع کمیسرهای حکومت و حافظ منافع آن در واحد‌های بزرگ کشورند. بر اساس یک گزارش داخلی که دوسال پیش در مجلس در اختیار نمایندگان قرار گرفت کارخانه‌های اصلی خودروساز ۲۴۰۰۰پرسنل اضافی وحدود ۲۷۰۰نفر عضو هیات مدیره مجموعه های تحت پوشش داشتند که مجموع دریافتی سالانه آنها۱۱۰۰میلیارد تومان اعلام شده بود. یک نماینده خودروسازان در باره این اعداد گفته بود واحد ها برای حمایت از اشتغال حاضر به اخراج کارکنان نشده‌اند.البته بهانه خوبی است، اما مطابق واقع نیست. آنها شیره‌خوار آویزان بر پستانهای صنعت کشورند.

بگذریم. این داستان طولانی کارخانه‌خودرو ، حکایت همه واحد‌های اقتصادی و سازمانهای اجتماعی است : مدیرانی میانی، غالبا دانش‌آموخته‌دانشگاههای خوب ایران، نه بی‌توجه به سیاست اما کمتر سیاسی ، و دلسوز کشور و مشتاق داشتن نقش اجتماعی مثبت و ماندگار ، چرخ تولید و انتظام کشور را که مقامات بدکردار حکومتی دائما از ریل خارج میکنند به سختی روی مسیر نگه میدارند.فقط کارگر و مهندس تولیدخودروهم نیستند، ممکن است مهندس کشاورزی دراستانی دورافتاده یا متخصص اکتشاف و استخراج نفت در بیابانی سوخته از آفتاب باشند. یا معلم و استاد ، و همچنین پزشک و پرستار که بخش بزرگی از آنهااین روزها و در پس یک خرابکاری دیگر حکومت و شیوع بیماری کرونا روز و شب ندارند و اجزایی از جامعه درحال قدردانی از آنهایند. اوضاع خوب نیست، اما اگر این دههاهزار مدیر و صدها هزار همکار آنها نبودند که بی اعتنا به رویه‌های حکومتی امورکشور را اداره کنند، نادانی رده‌های بالای حکومت نسبت به کارجهان و اقتضائات و نیازهای دوران مدرن، مدیریت ویرانگرحکومت باندی و سوءاستفاده‌چی ، و بی اعتنایی محض به سرنوشت و جان ایرانیان، تاکنون کشور را ازهم پاشانده و تا حد مستعمره ضعیف ترین کشور همسایه ساقط کرده بود. ادعای گزافی نیست: اگر جامعه پزشکی مستقر در بیمارستانها نبود، امروز باید شفای بیماران فراوان کرونا را از دعای آخوندی که کتاب مرجع دانشجویان پزشکی را سوزاند طلب میکردیم. پیکره علمی وتخصصی کشور علیرغم تضعیف های مکرر، هنوز سدی در برابر سیل هر روزه ویرانگری های نابخردانه رئوس حکومت است. رئوس حکومت جز ترویج ناکارایی و فساد کاری بلد نیست و شعار”کرونا را شکست میدهیم” از حد عقل، توانایی، وعرضه آن زیادی است .شیوع چند ده ساله فساد در لایه‌های حکومت، فقط توانسته روحیه سودجویی و سوءاستفاده را در لایه های پایین جامعه ترویج کند . دزدان ماسک و الکل ، وسنگباران کنندگان آمبولانس بیمار کرونایی پرورش‌یافته مکتب و عمل مقامات دروغگو و پنهانکاراین حکومت‌اند نه شافیان سپیدپوش بیمارستانها… کرونا را ، آنها شکست خواهند داد!

ناکامیها و مصیبتهای سال پشت سر سبب شده تعداد فراوانی از ناظران روشن‌بین ذهن خود را در ماههای اخیربه بازیافت، اکتشاف، و تولید امید برای تداوم حیات جامعه مشغول کنند. میگویند کشور ظرفیتهای اقتصادی بسیار دارد، منابع ارزان دارد، نباید از آینده ناامید بود، و راه افتادن موتور رشد اقتصادی فقط منتظر بهبود رابطه با جهان و توسعه مراودات‌ خارجی است. درست میگویند اما اگر قرار باشد برای آینده امیدی بپروریم، بر بستر همان گروههای اجتماعی طبقه متوسط وکارگر است که علیرغم سرکوب نظاممند یک حکومت نالایق و امیدکش هنوز به ضرورت سربر میآورد و رفتار انسانی ،همبستگی اجتماعی و آینده بهتر را نوید میدهد. امروز پزشکان و پرستاران را میبینیم، روز دیگر نوبت بروز و نمایش سرمایه اجتماعی نامرئی کشور در گروه دیگری خواهد بود.امید در اینجا نهفته است!

منبع: جامعه‌نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.