سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

قطعه‌ای در مواجهه با کرونا

چکیده :کرونا تصویر این ویرانی را به نوعی ترس عمومی پیوند زده است. چنانچه در وقایع گذشته تصاویری از بی‌کفایتی حکمرانان، فقر و استبداد قابل رویت بود، کرونا ویرانی را به ترس جمعی پیوند زده است. جامعه‌ای که خود را در معرض یک بیماری کشنده می‌بیند که از طریق هم‌نشینی، مراوده و ارتباط منتقل می‌شود: یعنی زندگی روزمره....


امین بزرگیان

آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده باید ابداعش کرد. آلبر کامو

کرونا به هیبت هیولایی بی‌چهره برآمده و حیات روانی همه را آشفته کرده است. پیشتر درباره ریشه‌ها و معانی سیاسی بیماری‌های جدید و فراگیر چیزی نوشته بودم(۱)، در اینجا قصد تکرار آن را ندارم. اساسا شاید در این موقعیت خاص که پای یک ترس واقعی و جمعی به میان آمده کنش سیاسی این باشد که متن‌ها و گفته‌های خودمان را به وسیله‌ای برای آرامش و غلبه بر ترس تبدیل کنیم. هر وضعیتی، سلاح خود را می‌طلبد.

در میانه بی‌کفایتی دستگاه حاکم و ناتوانی عیان‌اش در گفتگو با مردم و جلب اعتماد آنها و نیز مواجهه عقلانی با بحران، ما چه‌کاری باید برای خودمان بکنیم؟ بنظرم در وضعیت حاضر و زیر بمباران خبرها و تصاویر بنگاه‌های تولید وحشت، مهم‌ترین کار یافتن پاسخی برای این سوال است: جامعه برای خودش چه کاری می‌تواند انجام دهد؟

شرایط به‌گونه‌ای پیش رفته است که به راحتی می‌توان نام آن را “ویرانی” گذاشت. ما امروزه با جامعه‌ای ویران روبروییم. شمایل اجزا و کلیت این ویرانی در سطوح مختلف به وجدان عمومی جامعه منتقل شده و بنظر می‌رسد توافقی نانوشته در میان جامعه درباره آن وجود دارد. کمتر کسی را می‌توان یافت که این ویرانی را تایید نکند. این ویرانی کلیتی است برآمده از شیوه‌های حکمرانی هیات حاکمه، اخلاقیات عمومی بین مردم، اعتماد و پیوستگی‌های اجتماعی، و حتی عملکرد رسانه‌ها، افراد و نیروهای متخاصم با حکومت. آنچیزی که از ویرانی در وجدان عمومی درک می‌شود برآیند و کلیتی است از تمامی این عناصر که معنا دهنده و شکل‌دهنده به وضعیت هستند.
خرابه یا ویرانه بنایی است فروپاشیده که هنوز چیزهایی از خود را حفظ کرده است: دیواری فرو ریخته، در و پنجره‌ای شکسته یا تکه‌پاره‌هایی از آنچیزهایی که سابقا خانه‌ای یا فرمی را شکل داده بوده است. ویرانه، زمینی خالی یا تلی آجر و آهن نیست، بلکه چیزی از بنا را در خود هنوز دارد؛ چیزی از گذشته، معنا و ساختار. اما دیگر سازه‌ای نیست، کارکردی ندارد، و قابل اتکا نیست.

کرونا تصویر این ویرانی را به نوعی ترس عمومی پیوند زده است. چنانچه در وقایع گذشته تصاویری از بی‌کفایتی حکمرانان، فقر و استبداد قابل رویت بود، کرونا ویرانی را به ترس جمعی پیوند زده است. جامعه‌ای که خود را در معرض یک بیماری کشنده می‌بیند که از طریق هم‌نشینی، مراوده و ارتباط منتقل می‌شود: یعنی زندگی روزمره.

اگر در گذشته راه‌حل در امان ماندن از سویه‌های مختلف ویرانی، خزیدن به زندگی روزمره و عادی بود، خود همین زیست عادی، غیرسیاسی و شخصی هم مالامال از خطر شده است. ویرانی در شکل عام آن به خلوت‌گاه‌ها هم رسیده و دیگر هیچ کسی گویا در امان نیست. در این شرایط افراد در شبکه‌های فامیلی و دوستی مدام به یکدیگر هشدار داده و شیوه‌های درامان ماندن از ویروس را لابلای اخبار تعداد مبتلایان و کشته‌شده‌ها “سنت تو آل” می‌کنند. به وضوح از خلال گفته‌ها و بیانات می‌توان دید که شیوه‌های ارزیابی بدن خود و دیگری، تا چه حد حساس و هیستریک شده است. پناهگاه یا روستای امنی برای درامان ماندن وجود ندارد و با دشمن تازه نمی‌توان گفتگو کرد و در برابرش کوتاه آمد. استیصال قبلی گویا مازادی پیدا کرده که شهر طاعون‌زده کامو را بخاطر می‌آورد. این تصویر آخرالزمانی ساخته شده هرچند در مراحل اولیه، هیات حاکمه را به دردسر انداخته است اما این توان را دارد که ته‌مانده‌های امر اجتماعی را نیز نابود کرده و به مثابه وسیله‌ای در خدمت دولت عمل کند. هیچ چیزی به اندازه ترس عمومی به نفع هیأت حاکمه و وضعیت موجود نیست. دولت فقط سازنده ویرانه نیست بلکه حاکم مطلق آن است. حاکم، ویران می‌کند تا نیاز حیاتی به خودش را در اذهان عمومی بسازد. هر نیرو و ذهنیتی که از ویرانگی سود ببرد، جزیی است از حاکم و تداوم دهنده وضعیت موجود.

راه حل مواجهه با کرونا همان راه‌حل تغییر وضعیت موجود است: رشد عقلانیت جمعی و همبستگی اجتماعی. جامعه مدنی رشدیافته، خودبسنده است. در لحظه‌ای ویژه، نبودن دولت را مفروض می‌گیرد؛ بر ترسش، با نوعی همبستگی با دیگری، غلبه می‌کند و دست به اقدام می‌زند.

در برابر کرونا چه باید کرد؟ در وضعیت اضطراری، با هر گرایش فکری و عقیدتی که هستیم دو اصل را باید مدنظر قرار دهیم: کمک کردن به هم و دست برداشتن از ایده‌های آخرالزمانی. اینکه امروز، روز آخرین نیست. ما همواره در میانه‌ی تاریخیم و همین زندگی است که باید بهبود بیابد.

پی‌نوشت:
۱. https://t.me/AminBozorgiyan/402


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.