سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » من به سرزمین رنج‌های خودم بدل شده‌ام...

من به سرزمین رنج‌های خودم بدل شده‌ام

چکیده :اینکه حکومت چه اندازه با مردم صادق بوده و آمارها را به موقع و دقیق داده باشد بعد از ماجرای هواپیمای اوکراینی که ته‌مانده‌های اعتماد هم از دست رفت، بیشتر محل بحث است. اینکه چه اندازه در کنترل بیماری و مبارزه با آن، کارآمد باشند هم بحث مهمی است که نباید آن را نادیده بگیریم؛ یعنی ممکن است حاکمیت با همه تلاش خود برای کنترل کرونا، اما به دلیل ناکارآمدی سیستماتیک عملا توان مبارزه با این بیماری را نداشته...


سپند ارند

ویروس کرونا همه را نگران کرده؛ دست‌کم در ایران می‌دانیم که از آن گریزی نیست؛ در کمین همه ما نشسته و فردا ممکن است خودمان هم یکی از قربانیان آن باشیم.

اینکه حکومت چه اندازه با مردم صادق بوده و آمارها را به موقع و دقیق داده باشد بعد از ماجرای هواپیمای اوکراینی که ته‌مانده‌های اعتماد هم از دست رفت، بیشتر محل بحث است. اینکه چه اندازه در کنترل بیماری و مبارزه با آن، کارآمد باشند هم بحث مهمی است که نباید آن را نادیده بگیریم؛ یعنی ممکن است حاکمیت با همه تلاش خود برای کنترل کرونا، اما به دلیل ناکارآمدی سیستماتیک عملا توان مبارزه با این بیماری را نداشته باشد.

اما در همین روزهایی که سایه مرگ‌آور کرونا بر سر مردم هوار شده و به نظر می‌رسد دستگاه‌های حاکمیتی هم برای مقابله با آن و نجات جان مردم بسیج شده‌اند و زندگی عادی مردم و مسئولان هم مختل شده، در یک وجه هیچ تغییری دیده نمی‌شود و در بر همان پاشنه می‌چرخد: نهادهای امنیتی فعالان دانشجویی و رسانه‌ای و کارگری و صنفی را بازداشت می‌کنند؛ با گذشت بیش از سه ماه خبری از آمار کشته‌شدگان آبان نیست و به جای آن، دادگاهِ چند نفر از بازداشت‌شدگان آبان برگزار می‌شود و خیلی زود حکم اعدام هم برایشان صادر می‌کنند؛ هنوز پرونده هواپیما زوایای پنهان بسیار دارد و هنوز هم هیچ‌کس برکنار نشده و هنوز هم عامل بی‌کفایتیِ جان باختن تشییع‌کنندگان قاسم سلیمانی مشخص نشده است.

اجازه بدهید برای شما یک داستان تعریف کنم؛ در رمان روستای محو شده، وقتی اولین قتل در آن روستا اتفاق می‌افتد و می‌خواهند متهم را تا زمان مجازات اعدام در یک کلبه متروکه به زنجیر بکشند؛ یکی از اهالی می‌گوید:‌ به هر حال نباید فراموشش کنیم و گرنه از گرسنگی می‌میرد و دیگر نمی‌توانیم او را بکُشیم.

این وضعیت در آن داستان، وضعیت متناقض و تلخندگونه‌ای است که احتمالا سویه‌های واقعی آن را در دنیای امروز بسیار دیده‌ایم.

حالا من می‌گویم خیلی هم به حکومت بدگمان نباشیم، آن‌ها فارغ از آنکه در مدیریت این شرایط بحرانی و کنترل کرونا بی‌کفایت باشند یا نه، دارند همه تلاش خود را می‌کنند که ما زنده بمانیم؛ چون اگر در اثر کرونا بمیریم دیگر نمی‌توانند ما را بکُشند.

یادمان باشد آن دیگران که در آبان کشته شدند، از خویشتنِ ما بودند و باید این گفته آگوستین را برای خودمان واگویه کنیم‌: من به سرزمین رنج‌های خودم بدل شده‌ام، به زمین محنتی که در آن جان کندم و عرق ریختم.

*تیتر انتخاب کلمه است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.