عبدالله ناصری: چند ماه بعد از پروندهی قتلهای زنجیرهای، هستهی تأسیس یک نهاد قدرتمند امنیتی، اطلاعاتی بیرون از دولت شکل گرفت
چکیده :ایشان موجبات خودکشی اجباری و مرگ آقای سعید امامی را طراحی کرد؛ ظاهراً در بازجوییهای اولیه، سعید امامی برخی مسایل را بیان کرده بود و از ترس اینکه مبادا اطلاعات آقای امامی به بیرون درز کند، او را در زندان با عنوان اینکه داروی نظافت خورده، به قتل...
بدنبال رسوایی اخیر پیرامون شیوه شرم اور حفاظت اطلاعات سپاه در اعتراف گیری از زنان فعال محیط زیستی معصومه رشیدیان خبرنگار انصاف نیوز گفتگویی با عبدالله ناصری داشته است.
در مقدمه این مصاحبه رشیدیان به فیلم سه ساعته از مراحل بازجویی فهیمه دری نوگورانی می پردازد. این فیلم، حکایت از شکنجهی شدید این زندانیان برای گرفتن اعترافات اجباری در مورد ارتباط با سرویسهای جاسوسی دیگر کشورها، ضدیت با جمهوری اسلامی، فسادهای گسترده جنسی داشت. بازجوها با تهدید و ضرب و شتم و نسبت دادن اتهامات اخلاقی و جنسی عجیب، درصدد اثبات ارتباط عاملان اجرایی قتلهای زنجیرهای با سرویسهای بیگانه و سفر به اسرائیل بودند.
ناصری با اشاره به پرونده قتلهای زنجیره ای گفته:
یکی از چهرههای عملیات داخلی وزارت اطلاعات به نام «ج.الف»، رأس قصه بود، وقتی با پیگیریهای آقای خاتمی در زمرهی اخراج شدگان قرار گرفت، توسط یکی از نهادهای بالادستی تحت حفاظت و مصونیت قرار گرفت
وقتی پروندهی قتلهای زنجیرهای به جریان افتاد … این فرد مدیر اصلی پروژهی رسیدگی به پروندهی قتلها شد. یعنی آقای «ج.الف» (یعنی همان راس قضیه) که عنصر اصلی و استراتژیک اطلاعاتی بود، رفت و در آن نهاد مورد حمایت قرار گرفت و شد سربازجوی اصلی پروندهی قتلهای زنجیرهای.
ایشان موجبات خودکشی اجباری و مرگ آقای سعید امامی را طراحی کرد؛ ظاهراً در بازجوییهای اولیه، سعید امامی برخی مسایل را بیان کرده بود و از ترس اینکه مبادا اطلاعات آقای امامی به بیرون درز کند، او را در زندان با عنوان اینکه داروی نظافت خورده، به قتل رساندند.
بعد از آن عملا مسیر پرونده را با آوردن خانم سعید امامی به پرونده و گرفتن اعترافات اجباری عوض کردند که اول و آخر این پرونده بشود سعید امامی و او هم که از بین رفته و زنده نیست. همسرش هم اعترافات اجباری کرد، آن فیلمهایی که در فضای مجازی منتشر شد، تمام آن بازجوییها توسط همین آقای «ج.الف» از همسر سعید امامی صورت گرفت.همهی کسانی که سالها با این خانم آشنایی داشتند، گواهی میدادند یکی از بافضیلتترین و پاکترین زنهاست
مسوول رسیدگی پرونده سازمان قضایی نیروهای مسلح شد… آقای نیازی با اعمال دستورات بالادستی در انحراف روند پرونده بسیار دخالت داشت.
محور تمام بازجوییهای انحرافی و حتی غیرانحرافی که عملاً مسیر پرونده را منحرف کرد آقای «ج.الف» بود. بعدا هم پرونده را کاملا از دست دولت بیرون آوردند و به دست سازمان قضایی نیروهای مسلح افتاد. آقای خاتمی فقط چند نیروی اصلی این پروندهی قتل –مثل آقای «پ» یا آقای «الف»- اینها را دستور داد اخراج کنند، که این چهرههای شاخص در جای دیگری (حفاظت اطلاعات سپاه) به کار گرفته شدند.
این جمله را من به نقل از آقای خاتمی در اولین جلساتی که در مورد پروندهی قتلهای زنجیرهای با مدیران ارشد دولت داشت میگویم؛ که ایشان اعلام کرد «من علاوه بر اینکه میخواستم این هسته را در درون وزارت اطلاعات متلاشی کنم، میخواستم این تفکر در کل سیستم از بین برود –یعنی تفکر از بین بردن دگراندیشان- که در این مرحله موفق نشد
جالب است بدانید که از همان سال ۷۷ و ۷۸، چند ماه بعد از پروندهی قتلهای زنجیرهای عملاً هستهی تأسیس یک نهاد قدرتمند امنیتی، اطلاعاتی بیرون از دولت شکل گرفت.













