سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاج زاده در جمع فارغ التحصیلان صنعتی شریف: نظارت استصوابی نظارت مردم بر حکومت را بر...

تاج زاده در جمع فارغ التحصیلان صنعتی شریف: نظارت استصوابی نظارت مردم بر حکومت را برعکس کرد

چکیده :در دهه اول انقلاب گفتمان این بود که ملت بر حکومت نظارت دارد و اگر حکومت بخواهد پایش را کج بگذارد، ملت صافش می کند. نظارت استصوابی این رابطه مردم و حکومت را برعکس کرد. نه آیت الله خامنه ای و نه ترامپ واقعاً سیاستشان جنگ نیست،؛ اما این مسیری که هر دو طرف در پیش گرفته اند اگر تغییر نکند، به جنگ ختم می...


گزیده سخنرانی سید مصطفی تاجزاده در جمع فارغ تحصیلان دانشگاه شریف

نهضت مشروطه و پروسه انقلاب اسلامی :

اگر بخواهیم تفاوت نهضت مشروطه را با انقلاب اسلامی -در فاصله ۷۲ سال- را بگوییم شاید بتوان گفت: در انقلاب مشروطه عمدهٔ نگاه به بالا بود و این که قدرت باید پاسخ گو باشد. “سلطنت مطلقه” مقیده و مشروط شود. در مشروطه قانونی نوشته شد که به جای اراده شاه و سلطان و هر فردی ، قانون حاکم باشد. اما در انقلاب اسلامی عمدتاً نگاه به پایین و مردم بود. ضمن این که ضد استبدادی بود، پایه هایش بر آحاد جامعه و مردم بود و شاید انتخاب مدل جمهوری برای این نظام نوین به دلیل همین حساسیتی بود که نسبت به نقش مردم وجود داشت و این که جمهور مردم هر چه بخواهند، همان باید اتفاق افتد.

همینجا اضافه کنم که شاید دلیل مخالفت آیت الله خمینی در سال ۵۸ با استفاده از عنوان حکومت اسلامی، بجای جمهوری اسلامی در رژیم حکومتی جدید هم همین وجود تفسیرهای گوناگونی است که می توان از حکومت اسلامی ارائه کرد. کما این که ما نمونه های داعشی و طالبانی هم از خلافت و حکومت اسلامی.

در ادبیات آیت الله خمینی قانون خیلی پررنگ بود. تا آن جایی که من مطالعه کردم در ادبیات رهبران انقلابی مثل لنین، قانون به هیچ وجه پر رنگ نیست. خواسته ها و مطالبات از طرف زحمتکشان و کارگران و کشاورزان و غیره مطرح است. مجموعه این ها باعث شد که ما در سال اول انقلاب چند مفهوم را مشاهد می کنیم که می توانیم بگوییم انقلاب بیشترین نسبت را با این مفاهیم داشته است .این مفاهیم عبارت بودند از : آزادی قلم و بیان ، آزادی احزاب و انتخابات آزاد .یکی از دلایلی که این مفاهیم دمکراتیک در آن سال طلایی بطور ملموس عملیاتی شد، این است که همه اینها در زمان رهبر فقید انقلاب و بنیان گذار نظام شکل گرفت. لذا نه تنها اعتراضی صورت نگرفت بلکه بطور کامل مورد تأیید ایشان بود. از آن طرف هم هیچ اعتراض جدی نسبت به این روند در بین انقلابیون نمی دیدیم که این کاری بر خلاف آرمان های انقلاب است. در زمان حیات امام هیچ کسی مخالف این نبود که انتخابات بر خلاف آرمان های انقلاب است.

تاجزاده در ادامه سخنان خود گفت: در این چهل سال مشاهده می شود سه مسئله و مفهوم اساسی و بنیادین انقلاب – یعنی آزادی بیان ، احزاب و انتخابات -روز به روز محدودتر شد. از این نظر روندی که در دهه های گذشته طی شد، در دوره مشروطه هم طی شد. منتها در دوره نهضت مشروطه مسئله جامعه عقب ماندگی و ستم بود و عدالتخانه می خواستند، به همین دلیل نهادهای جدیدی بعد از نهضت مشروطه تأسیس شد. اما واقعیت این است که چهارده سال بعد از انقلاب مشروطه کودتای رضاشاه صورت گرفت و به دنبال آن نزدیک به بیست سال دیکتاتوری او بود . در طول نهضت مشروطه هر چه جلوتر آمدیم روز به روز این آزادیها محدودتر شد تا وقتی که به دوره محمدرضا شاه رسیدیم با مجلس فرمایشی و انتخابات نمایشی.

معاون وزیر کشور دولت اصلاحات گفت: همان شرایطی که درمورد نهضت مشروطه رقم خورد در جمهوری اسلامی هم این روند البته با سرعت بسیار کمتری اتفاق افتاد. علت هم این بوده که در طول چهل سال گذشته هرگز نه جمهوری اسلامی کاملاً دموکراتیک شد و نه کاملاً استبدادی بود و همیشه مجرایی برای تنفس وجود داشته است. این نیمه باز و نیمه بسته بودن حکومت و فضای سیاسی و برگزاری انتخابات -به صورت جدی و در طول چهل سال گذشته حتی در دوره جنگ-این امکان را فراهم کرده که ما به سرعت دوره مشروطه به عصر استبداد باز نگردیم، اما در مجموع متأسفانه روند گذشته منفی بوده و سال به سال دریغ از پارسال . به گونه ای که شما اگر امروز قانون انتخابات، قانون احزاب و قانون مطبوعات را به عنوان سه قانونی که بایستی در آن حقوق بدیهی مردم را تأمین کند ، در ادوار مختلف تاریخی مقایسه کنید می بینید هر چه از اول انقلاب جلوتر آمدیم، شرایط و قیود استفاده از این حقوق طبیعی برای جامعه و مردم سخت تر شده است. امروز هم که می بینیم فقیه عضو شورای نگهبان رسماً می گوید که مجلس آینده دست ما را کاملاً باز می کند. یعنی اینقدر شرایط بگذارند که نیازی به نظارت استصوابی هم نباشد.

چه شد که تمامیت خواهی بر شئون ما حاکم شد ؟

متاسفانه از منظر نقض حقوق شهروندی کارنامه مان چه در آن ده سال و چه در سی سال بعدی منفی است. یعنی تمامیت خواهی اجازه نداده بود که ما حقوق دیگران و مخالفین را به رسمیت بشناسیم که بتوانند آزادانه فعالیت کنند ، امایک تفاوت بسیار مهمی که بین دهه اول انقلاب و دهه های دوم و سوم و چهارم وجود دارد. یعنی بین دوره بنیان گذار و دوره جانشینش تفاوت وجود دارداینست که به جای تکیه بر اقلیت، تکیه بر اکثریت بود. یعنی دهه اول انقلاب دهه انسداد اکثریتی است. دهه های بعدی دهه انسداد اقلیتی است. رهبری نظام در دهه اول انقلاب به اکثریت تکیه داشت. به همین جهت هم اگر در جایی از جمله در انتخابات دخالت می کرد-مثل مجلس سوم- نگران نتیجهٔ جنگ تحمیلی بود. این که بهتر می دید جریان چپ در مجلس اکثریت داشته باشد تا ادامه جنگ تا پیروزی با مانع مواجه نشود. در آن زمان ما – چپ های آن دوره-طرفدار تداوم جنگ بودیم و جناح راست منتقد بود. رهبر وقت انقلاب وقتی دخالت کرد با یک پیام به مردم کار را تمام کرد و حتی نیاز نبود حتی یک نفر از جناح راست رد صلاحیت شود. با این که کشور در حال جنگ بود – و معمولا نظامی ها مورد توجه خاص هستند- آیت الله خمینی به طور جدی و استراتژیک با این که سپاه و بسیج در انتخابات دخالت کنند مخالف بود. ایشان در این موضع خودش قاطع بود و با کسی تعارف نداشت. جملات ایشان در آن دوره هشدار دهنده و بسیار صریح است. عباراتی از این دست که : “به سپاه چه ربطی دارد که در انتخابات چه می گذرد؟ “ ایشان تکیه اش بر روی مردم بود و اگر جایی هم می خواست دخالت کند، با پشتوانه مردمی می توانست معادلات را به هم بزند. حال امروز رهبری چرا آن مشی را نمی تواند ادامه دهد؟ احتمالا به این دلیل است که نگران است اگر انتخابات آزاد شود اکثریت به یک لیست دیگری رأی دهند. البته در ادوار مختلف چند بار هم این مساله امتحان شده است. به همین جهت ما از دهه دوم به بعد با دو پدیده مواجه هستیم؛ یکی پدیده نظارت استصوابی است و دیگر دخالت نظامیان در سیاست و بطورخاص در انتخابات.در دهه اول انقلاب گفتمان مسلط این بود که ملت بر حکومت نظارت دارد و اگر حکومت بخواهد پایش را کج بگذارد، ملت صافش می کند. نظارت استصوابی این رابطه مردم و حکومت را برعکس کرد و می گوید؛ حکومت مسئول این است که نگذارد ملت منحرف شده و انتخاب های اشتباه انجام دهد به همین دلیل به زعم خودشان برای ملت افراد درست و صحیح را جدا می کنند که یک وقت مردم از مسیر حق جدا نشوند. البته می توان حدس زد که در پسِ ذهن بسیاری از این ها این است که اکثریت ملت منحرف شده است و اگر انتخابات آزاد باشد، منحرفین رأی می آوردند. به همین جهت هم روز به روز دایره را تنگ تر می کنند.اما مسئله دخالت نیروهای مسلح در انتخابات از مجلس پنجم آغاز شد و تا امروز هم ادامه دارد. به طوری که این دورهٔ انتخابات را به اطلاعات سپاه کنترات داده اند. به همین جهت هم مهندسی که در این دوره اتفاق افتاد، واقعاً در چهل سال گذشته بی نظیر بود. در دوره های قبل هم سپاه خیلی نقش داشت، اما فرقش با این دوره در این است که قبلا یکی از عوامل اصلی و یکی از بازیگران بود اما در این انتخابات به طور مطلق صحنه گردان شد. رهبری اعلام کرد من هیچ وجه در انتخابات دخالتی نمی کنم. ولی در سخنرانی اخیر که به طور کامل حمایت کرد و این رویه را درست دانست.

می گویند در تشییع جنازه سردار سلیمانی ۵۰ میلیون نفر ایرانی آمدند و وفاداریشان را به نظام اعلام کردند، می گوییم خب ، اینکه خوب است ، پس انتخابات را آزاد بگذارید تا ملت بیایند به این خط رأی بدهند. می گویند نه، می آیند به چیز دیگری رأی می دهند و خودشان قبول دارند که اکثریت جامعه یک جور دیگر فکر می کنند.

مفهوم مردم در دهه اول و دهه های بعد

تاج زاده سپس این پرسش را مطرح کرد که در ادبیات بنیانگذار نظام منظور از مردم چه کسانی بودند؟ در طول سال ها یعنی از ۵۷ تا ۶۸ صرف نظر از عمل حکومت، وقتی آیت الله خمینی می گفت مردم، یعنی مردم کوچه و بازار. البته احساس هم می کرد که این اکثریت با او هستند . امروز دقت کنید وقتی که می گویند مردم. سوال پیش می آید که کدام مردم؟ مثلا می گویند منظور کسانی هستند که در تظاهرات ۹ دی شرکت می کنند. یعنی کسانی که شرکت نمی کنند نامردم هستند. نامردم هم در این ادبیات یعنی این ها آدم نیستند و حقوق شهروندی ندارند. در این ادبیات حاکم مردم یعنی همان ۱۵ درصد جامعه که تحت هر شرایط حامی حکومت هستند، توجیهشان هم این است که اگر اتفاقی برای جمهوری اسلامی بیفتد این ها هستند که پای کار هستند. درست بر عکس ادبیات بنیان گذار نظام.

لاپوشانی فساد با ظاهرسازی دینی

تاج زاده سپس به فاصله گرفتن انقلاب از آرمان های اصلی خودش -مثل آزادی – اشاره کرد و گفت: متاسفانه جمهوری اسلامی روز به روز “شکل گراتر” شده و بیشتر به مقدس نما ها باج داده است.

دلیل چنین رویکردی روشن است : چون پایه مشروعیت را باید روی آنها بگذارند نه متن مردم. مردم مسلمان هستند اما اسلامشان آن چیزی نیست که آقایان جنتی، مصباح و دیگران می گویند و در سال ۵۷ هم این اسلام نبود، تفکر و اندیشه آقای مصباح امروز اقلیت نشده ، همان زمان – دهه اول – هم در اقلیت بود. این شکل گرایی مفرط برای آن است که کمبود عدالت و افزایش تبعیض و فساد و غیره را بپوشانند. در مورد ریشه دوانیدن فساد در همه جا.

می گویند از ۲۷۰ نفر نماینده مجلس ۹۰ نفر را پیدا کردیم که فساد مالی دارند. دروغ می گویند همه شان این طور نیستند، این ها را گفتند که افراد آزادی خواه را حذف کنند. اما فرض کنید که ۶۰ یا ۷۰ تای آن ها فساد مالی دارند. خب این ها همان کسانی هستند که چهار سال پیش شما تأییدشان کردید، بنابراین این هم یکی از تفاوت هایش است که وقتی از اتکاء به اکثریت به اتکاء به اقلیت تغییر جهت می دهید ، مجبور هستید آن آرمان های اصلی را کنار بگذارید. چون نمی توانید جوابگو باشید.

 

حاکمیت ملی و مردم در نگاه بنیانگذار

از جمله چیزهایی که به شدت توجه من را جلب کرد گفتمانش در مورد آمریکا بود. خبرنگار از ایشان می پرسد از کجا معلوم آمریکا به ما حمله نمی کند؟ می گوید آمریکا نمی تواند حمله کند. می گوید چرا نمی تواند حمله کند؟ می گوید چون ملت ما می گویند ما می خواهیم خودمان حاکم بر سرنوشت خودمان باشیم. مگر وقتی یک ملت این را بگویند، آمریکا می تواند به آن حمله کند؟! ما با کسی دعوا نداریم. بعد می گوید آقای کارتر مگر شعار تو حقوق بشر نیست؟ مگر مسلم ترین حق بشر حاکمیت بر سرنوشتش نیست؟ ما می خواهیم خودمان بر سرنوشتمان حاکم شویم. جالب است آیت الله خمینی در طول سال های ۴۲ تا ۵۷ سه تا استدلال برای نفی رژیم شاه دارد؛ یکی این است که شما از اول تأسیس غیر قانونی بودید. مجلس مؤسسانی که رضا شاه تشکیل داد به زور اسلحه بود نه بر اساس یک انتخابات آزاد. دوم، عملکرد شما بوده است که در طول این مدت ایران و اسلام را نابود کرده است و با مردم در افتادید. سوم که از هر دوی آن دو مهم تر بود. می گفت فرضا شما قانونی بر سرکار آمدید. بسیار هم به این کشور خدمت کردید. مگر در قانون اساسی نیامده سلطنت موهبی است الهی که ملت به پادشاه تفویض می کند. این ملت نمی خواهد به شما تفویض کند. بنابراین هیچ دلیل دیگری نیار نیست بیاوریم که شما بروید و همین که ملت نمی خواهد کافی است. اصل حاکمیت مردم و هر نسل بر سرنوشت خودش بیرون آمد. عجیب این است که در یکی از سخنرانی هایش که من در هیچ رهبر دیگر انقلاب این را ندیدم نه در انقلاب فرانسه و نه در انقلاب روسیه و غیره . ایشان وقتی صحبت از مردم می کند می گوید مردم بالفعل ، می پرسند بالفعل یعنی چه؟ می گوید یعنی همین مردم کوچه و بازار. می گوید ما چیزی به اسم ملت ایران در طول تاریخ نداریم. من وقتی می گویم مردم، یعنی همین مردم زنده ای که هستند. ببینید همین ها چه می خواهند. هر چیزی که جمهور مردم می خواهند، چه بخواهید و چه نخواهید، باید عمل شود..

سیاست خارجی تدافعی بجای تهاجمی

تاجزاده سپس به تفاوت سیاست خارجی در ابتدای انقلاب اشاره کرد و‌گفت : آیت الله خمینی در ارتباط با جهان خارج فقط یک استثناء داشت که آنهم رژیم غاصب اسرائیل بود. چون بعضی ها میگویند آیت الله آن حرف ها – آشتی جویانه- را می زد که غرب و افکار عمومی غرب را فریب دهد که ما مثلاً نمی خواهیم با آمریکا دربیفتیم. در حالی که اینطور به نظر نمی رسد و در همان مصاحبه هایش در نوفل لوشاتو بلا استثناء وقتی که به اسرائیل می رسد ادبیات و لحن ایشان بسیار رادیکال است. اصلاً کاری ندارد که فضای غالب رسانه های غربی در اختیار جریانات صهیونیستی و نزدیک به اسرائیل است. در مورد این رژیم قاطع است، اما به آمریکا که می رسد کاملاً دفاعی است . مثلا جایی می گوید که ما نفت به آمریکا می فروشیم با بقیه چه فرقی دارد. اگر آمریکا به ما احترام بگذارند، ما هم احترام می گذاریم.

ضرورت حفظ هوشیاری و وضعیت پیچیده آینده ایران

این سطح از تحریم که ترامپ وضع کرد را در این چهل ساله نداشتیم و فقط با تحریم صدام در عراق قابل قیاس است ولی چون ما در کشور ظرفیت های در بخش مختلف و بسیار درخشانی داریم و ۱۵ کشور همسایه داریم. رفت و آمد داریم و امکان این که دور ما را به طور کامل دیوار بکشند نیست و مسائل دیگر، نمی توانند مانند صدام با ما برخورد کنند. اما از جهت فشاری که دارد به جامعه می آورد تحریم ها بی سابقه است و از جهت نا امیدی. درست است که رهبران ایران و آمریکا جنگ نمی خواهند یعنی نه آیت الله خامنه ای و نه ترامپ واقعاً سیاستشان جنگ نیست،؛ اما این مسیری که دو طرف در پیش گرفته اند اگر تغییر نکند، به جنگ ختم می شود. به نظر من روزی که صادرات نفت ایران به صفر برسد، جنگ آغاز می شود. حکومت نیازمند جلب مشارکت و همکاری مردم است.

آن هم بعد از اعتراضات آبان ماه، دروغ بزرگ و اعتماد سوز سقوط هواپیمایی که واقعاً یک شوک به جامعه ما وارد کرد، سخت گیرانه ترین نظارت بر انتخابات را تحمیل کردند و بعد هم اسم آن را انتخابات آزاد می گذارند.

تاجزاده در تحلیل این رفتار حکومت در عرصه سیاست داخلی گفت : به نظر می رسد حضور ایران در سوریه در سال های گذشته حکومت ما را هم تحت تأثیر قرار داده که ما هم از روش های آن ها استفاده کنیم برای این که بمانیم. نمونه اش در آبان برخوردی که صورت گرفت در چهل سال گذشته بی سابقه بود. و در نتیجه بعد از گذشت چند ماه نمی توانند بگویند در آبان ماه چند نفر کشته، شهید و جان باخته داده ایم. امیدوارم حکومت متوجه شود که با روش نمی تواند ادامه دهد.

تاجزاده در پایان با امید به حفظ هوشیاری مردم در مورد مشارکت در انتخابات پیش رو گفت : در این مورد خیلی با دوستانمان بحث کردیم که چه باید کرد، اما متأسفانه حاکمیت چنان تنگ نظرانه عمل کردند که تقریباً اکثر کسانی هم که معتقد بودند و حتی می گفتند که شعار ما شرکت در انتخابات به هر قیمت است آن ها را هم راندند. بعد هم می خواهند کسانی را به عنوان نیروهای “جوان مؤمن و انقلابی “ روی کار آوردند که صد رحمت به اصول گرایان اصیل. یعنی حتی خود اصول گرایان عاقل هم وحشت کرده اند.

بعضی از این جماعت شعارشان رسماً این است که FATF را نمی پذیریم و باید از برجام هم بیرون بیاییم. بعضی ها هم که نظرشان این است که همانطور که جنگ دهه اول انقلاب را نجات داد، الان هم چه بسا جنگ جوهره ملت ایران را به منصه ظهور برساند و بتواند با خیلی از این تجمل گرایی ها و بی بند و باری ها و اسراف گرایی ها و مصرف گرایی ها مقابله کند و نظرشان این است که اصلاً چشم انداز روشنی از صلح وجود ندارد. ما در چنین فضایی هستیم و هوشیاری تک تکمان را می طلبد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.