سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

یتیم خانه احزاب!

چکیده :در غیاب احزاب، افراد می توانند با بیان شعار های فریبنده و استفاده از ترفندهای انتخاباتی در آراء مردم تاثیر گذار باشند، در حالی که احزاب نمی توانند در فرصت کوتاه تبلیغات ذائقه مردمی را که در طول زمان با افکار، استراتژی و تاکتیک های آنها آشنا شدند را تحت تاثیر قرار دهند. ضمن اینکه احزاب در قبال شعارها و عملکرد خود باید پاسخگو باشند اما افراد چنین ویژگی را...


ولی اله پاشا

سخن گفتن از نظام جمهوری، دموکراسی و انتخابات در غیاب احزاب، طنزی تلخ و تناقضی آشکار است. به عبارتی، نمی توان از توسعه سیاسی، نظام مردمسالار و گردش قدرت معطوف به اراده ملت با سازوکارهای انتخاباتی سخن به میان آورد اما نقش احزاب قدرتمند، مستمر و غیر موسمی و مصنوعی را انکار یا تضعیف کرد.

با این توصیف، نخست باید تعریف و کارکرد “حزب” را بدانیم و بشناسیم.
“حزب، متشکل از مجموعه افرادیست که بر اساس نگرشهای مشترک و بر پایه اساسنامه و مرامنامه ای مشخص و مدون به دنبال دستیابی به قدرت سیاسی و حفظ قدرت مذکور از طریق ساز و کارهای انتخاباتی می باشند.”

“شکل گیری احزاب معمولا معلول وقایع سیاسی و واقعیتهای بیرونی همچون انتخابات، انقلابها و اعتراضات و موضوعاتی از این دست است… تشکیل احزاب رابطه تنگاتنگی با نظام های انتخاباتی دارد. احزاب مبتنی بر نگاه فوق به دو دسته تقسیم می گردند.

۱-احزاب حکومتی: این احزاب قبل از شکل گیری قدرت سیاسی وجود خارجی نداشتند و حاکمان برای نهادینه کردن قدرت خود احزابی را تشکیل می دهند. این احزاب به علت اینکه در هرم قدرت از بالا به پایین شکل می گیرند دوام زیادی نداشته و با زوال قدرت سیاسی از حزب، از بین می روند. این تشکیلات به علت اینکه جایگاه مردمی ندارد از نظر دموکراسی ارزشمند نیست.

۲-احزاب مردمی: این احزاب در فرآیند رشد قدرت در جامعه تشکیل شده، رشد می ­یابند و در قدرت تاثیر می گذارند و در طی برنامه ای قدرت سیاسی و اجرایی را کسب می کنند. این احزاب در هرم قدرت از پایین به بالا قرار دارند؛ به عبارت دیگر، مردم جهت به دست آوردن قدرت سیاسی تشکیلاتی ایجاد می کنند تا از طریق رقابت انتخاباتی میان احزاب، قدرت را به دست آورند.

در غیاب احزاب، افراد می توانند با بیان شعار های فریبنده و استفاده از ترفندهای انتخاباتی در آراء مردم تاثیر گذار باشند، در حالی که احزاب نمی توانند در فرصت کوتاه تبلیغات ذائقه مردمی را که در طول زمان با افکار، استراتژی و تاکتیک های آنها آشنا شدند را تحت تاثیر قرار دهند. ضمن اینکه احزاب در قبال شعارها و عملکرد خود باید پاسخگو باشند اما افراد چنین ویژگی را ندارند.

نمونه بارز فقدان و خلَع احزاب قدرتمند که موجب کاربکاتوری شدن انتخابات گردید را می توان در مراحل ورود، ثبت نام و رد و تایید صلاحیت افراد در انتخابات مجلس یازدهم سراغ گرفت.

در ماجرای رد صلاحیت ها، شاهد موضعگیری رییس جمهور و رییس مجلس بودیم. واقع مطلب آن است که موضعگیری آنها بیش از آنکه کل داوطلبین را در بر بگیرد، نوعی سهم خواهی یا هواخواهی از همکاران و زیر مجموعه هایشان بود. بعد از آن بود که شاید عده ای از نمایندگان و بخشی از مدیران پیشین دولت یا وابستگان آنها که موضع سیاسی مشخص یا غلیظ نداشتند به گردونه انتخابات باز گشتند.
این قدرت لابیگری یا چانه زنی سیاسی در حمایت از نیروها در احزاب وجود ندارد و از این منظر، حاکمیت حسابی برای احزاب باز نمی کند. در نتیجه، بیشتر افراد ترجیح می دهند یا بصورت مستقل وارد انتخابات شوند. یا به سمتی که کفه قدرت سنگین تر است میل کرده و تغییر موضع دهند و عده معدودی نیز بر مرام و مسلک خود باقی می مانند و “یتیم خانه احزاب” را بر سرسرای مجلل قدرت و منفعت فردی ترجیح داده و تاوان نیز می دهند.

یکی از اساسی ترین آسیب های فقدان احزاب، پدیداری افرادی فاقد ثبات سیاسی و حتا اخلاقی است.

در ماجرای ورود افراد به عنوان داوطلب انتخابات مجلس یازدهم، شاهد اتفاقات عجیب و تناقضات غریب بوده ایم.
به عنوان مثال، افرادی که سالها در جرگه اصلاح طلبی قرار داشتند و دم از خرد جمعی و کارگروهی و … می زدند، در تصمیمی خلق الساعه و شگفتانه، بی که اعتنا و اطلاعی را متوجه همراهان و همفکران خود کنند، اقدام به ثبت نام نموده و از آن عجیب تر، در چرخشی وارونه، منکر مرام اصلاح طلبانه خود شدند!

همچنین، افرادی با رد صلاحیت کاندیدای خود، موضعی اپوزیسیون مابانه گرفته، از تحریم انتخابات و “رای بی رای” داد سخن می راندند و بالاخره پشت پا به … یکسره بر هر چه که هست… می زدند و همینکه کاندیدایشان به عرصه برگشت، … آنها هم بر گشتند!

و یا عده ای نیز که تا دیروز بر این باور بودند عمر اصلاح طلبی بسر رسید و “… دیگه تموم ماجرا” اما تلاش دارند تا به خلق الله بقبولانند که کاندیدای آنها اصلاح طلب است!. غافل از آنکه اصلاح طلبی معطوف و متکی به کنش های مدام و واکنش های مشخص در قبال اتفاقات جامعه است نه به حرف که البته همان حرف را هم از آنها نشنیدیم!

نکته پایانی اینکه، این تشتت ها بواسطه فاصله گرفتن از تحزب و خرد جمعی و روی آوردن به تفردگرایی و منفعت طلبی است. وجود احزاب در جامعه نوعی نظم و انضباط را ایجاد می نماید و تخصص، برنامه محوری و پاسخگویی را بر صدر می نشاند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.