سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اصلاح طلب و اصلاح طلبی در ایران

چکیده : اصلاح طلبی در ایران به مفهوم محافظه کاری ارتباط نزدیک تری دارد. این محافظه کاری ممکن است دلایل مختلفی اعم از ترس، قدرت طلبی و... داشته باشد. دلایل هرآنچه که باشد حاصلش تولید ایدئولوژی ای غیرکلاسیک به نام نواصلاح طلبی و یا به تعبیر روشن تر اصلاح طلبی کاذب بوده...


فرزین جنت صادقی

تعریف اصلاح طلب و اصلاح طلبی برخواسته از نگاه و دغدغه است. اصلاح طلب و اصلاح طلبی یعنی رسیدن به یک جامعه ی مدنی و قانون مدار، دستیابی به مردم سالاری، دستیابی به آزادی و عقل سالاری، توجه ویژه به نیاز ها و مشکلات مردم، یعنی دوری از تحجر، یعنی شایسته سالاری. اصلاح طلب و اصلاح طلبی یعنی شخصی که در وضع موجود خواهان تامین منافع ملی با رعایت دموکراسی است. یعنی رعایت عدالت و اصالت مردم و گسترش قانون مداری. با همه ی این تفاسیر اصلاح طلب و اصلاح طلبی و بطور کلی اصلاحات جنبشی ست از گذشته تا حال و قبل از اینکه یک جناح سیاسی باشد یک نگاه و تفکر است. با این تعریف همه باید اصلاح طلب باشند. بطور کلی یک شخص در زندگی شخصی خود نیز مجبور است اصلاحاتی را نهادینه کند تا به هدف و مدنظر ها برسد. به عنوان مثال وقتی شخصی کتابی را می خواند، نمره ی قبولی را بدست نمی آورد و مشکل را در چگونگی و روش خواندن پیدا می کند طبیعی ست اصلاحی در روش خواندن انجام دهد تا نمره ی قبولی را کسب نماید. بنابراین؛ اصلاح و اصلاح طلب بودن جرم نیست بلکه راه حل هست.

اما اصلاح طلب و اصلاح طلبی در ایران مفهوم و تفسیری متفاوت با اساس کلی آن دارد. اصلاح طلبی در ایران به مفهوم محافظه کاری ارتباط نزدیک تری دارد. این محافظه کاری ممکن است دلایل مختلفی اعم از ترس، قدرت طلبی و… داشته باشد. دلایل هرآنچه که باشد حاصلش تولید ایدئولوژی ای غیرکلاسیک به نام نواصلاح طلبی و یا به تعبیر روشن تر اصلاح طلبی کاذب بوده است. اصلاح طلبی در ایران بَنایش را در پی تغییرات تدریجی می گذارد، درحالیکه باید مردم‌ سالاری و جامعه خواهی را یک اصل بداند اما خود را درگیر تغییرات بنیادی نمی کند؛ این به نوعی همان روش اصول گرایان و اصول گرایان افراطی در ایران می باشد اما با اندکی چرخش و تغییر که بگویند ما تفاوت داریم، ما مشکلات را می بینیم، ما در حال انجام تغییرات بنیادی هستیم و… اما در عمل اصول گرایان و نواصلاح طلبان با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند و عمل شان در حرف خلاصه می شود.

اما اساسا اصلاح طلب به معنای واقعی در سیستم نظام حکومتی ایران جایگاهی ندارد. حرفش را می‌زند اما شنونده ی حرف گوش کُن ندارد. برخی هم اجازه ی حرف زدن ندارند. شنونده ی از جنسِ نواصلاح طلب و اصول گرا می شنود اما چون منافع شخصی اش تحت الشعاع قرار می گیرد، چون قدرت طلبی در او موج می زند، چون ترس از قبول واقعیات دارد و چون عادت کرده است؛ بنابراین چاپلوسی، خود را به نشنیدن و ندیدن زدن و آن را تقدم بر باور، اعتقادات، انسانیت، مسئولیت پذیری و… می شمارد لذا میزان می شود حالِ فعلی ما. اصلاح طلبِ واقعی در سیستم نظام حکومتی ایران حذف می شود. حامیانِ او تعدادشان کم است. آسیب پذیر‌ هستند. حرف شان خریدار ندارد. در تنگنا قرار می گیرند. مشکل از زمین و آسمان روی سرشان خراب می شود. این یعنی هدف شان قابل ستایش است، یعنی تنش آفرینان حقیقت را دریافته اما تلخیِ حقیقت آزارشان می دهد. یعنی منفعت طلبان درد را فهمیده و از هر طرف می خوانند درد است اما می خندند چون اساسا منفعت طلب، منفعت طلب است. ایجاد و القای چنین حسی در نگاه مخاطب و جامعه حتی به عنوان سناریو های یک فیلم سخت اما به شدت تاثیر گذار است‌.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.