رأی صادقانهام
چکیده :دلم میخواست انتخابهایی در اختیارم بود تا میتوانستم فریاد بزنم محیط زیست در کشورم دارد میمیرد، اقتصادمان ورشکسته شده، علم در کشورمان غریب افتاده، آینده فرزندانمان مبهم است، شادی در اینجا مرده، بزرگان ومتفکرین همه خانهنشین شدهاند و کوتولهها همه کاره... دلم میخواست با رأیام میتوانستم به دنیا ثابت کنم ما ملت متمدنی هستیم، ما را چه به کشورهای عقب افتاده و ترسوی منطقه، شأن ما کشورهای پیشرفته و آزاد است، ما ملت آزادمنش و بزرگی...
رحیم قمیشی
قبلا نوشته بودم ما هر کار کنیم مسیرمان از صندوقهای رای میگذرد.نوشته بودم رای ندادن سادهترین و راحت طلبانهترین راه است.
قبلا نوشته بودم آنچه امروز به دست ما رسیده نتیجه خون بیشتر از صد هزار شهید مظلوم و جانبازی دهها هزار نفری است که هنوز در دلشان امید به بهبودی و نجات دارند.میدانستم مشکلات مهمی را که ما گاه با شوخی از آن صحبت میکنیم برای پدران و مادران از پا افتاده شهدای عزیز، مثل کوهی است سنگین، بر قلب و جانشان.
هنوز زخم پاهایمان از جنگ هشت ساله و انقلابی که با هزاران امید برایش زندگی و جوانی و سلامتمان را دادیم نگذشته و نمیخواهیم بیعدالتیها و تبعیضها را باور کنیم.راستش ما هنوز شبها با هر صدایی از خواب میپریم، باز موشک صدام نباشد! ما کابوس جنگ رهایمان نمیکند. نکند فرزندان ما باز با جنگ بخواهند امیدهایشان را بدهند!
اما هر چه فکرش را کردم و با خودم کلنجار رفتم نتوانستم خودم را قانع کنم قطعه پازلی باشم برای آنها که هیچ نقشهای جز بدبختی و جنگ برایمان ندارند.
دلم میخواست انتخابهایی در اختیارم بود تا میتوانستم فریاد بزنم محیط زیست در کشورم دارد میمیرد، اقتصادمان ورشکسته شده، علم در کشورمان غریب افتاده، آینده فرزندانمان مبهم است، شادی در اینجا مرده، بزرگان ومتفکرین همه خانهنشین شدهاند و کوتولهها همه کاره…
دلم میخواست با رأیام میتوانستم به دنیا ثابت کنم ما ملت متمدنی هستیم، ما را چه به کشورهای عقب افتاده و ترسوی منطقه، شأن ما کشورهای پیشرفته و آزاد است، ما ملت آزادمنش و بزرگی هستیم.
میخواستم با رأیام بگویم کشور من آنقدر زیباییها و آنقدر سرمایههای بزرگ انسانی دارد که نیازی به فروش نفت و گدایی از نسلهای دیگر را ندارد.میخواستم بگویم ما آنقدر بزرگ شدهایم، نظام سیاسیمان را که هیچ، حتی مذهب و دینمان را هم انتخاب میکنیم و دلمان نمیخواهد تکرار نسلهای گذشته باشیم…
اما نشد…
یعنی هر کاری کردم نشد.
ضمن احترام به همه دوستانی که فکر میکنند با دادن رأی و یا مشارکت در انتخابات پیش رو، میتوانند منشأ تغییرات مهمی باشند و کشور را از بنبستهای موجود رها کنند، هر کاری کردم نتوانستم برای رأی دادن به منتخبین شورای نگهبان خودم را قانع کنم.
ما نمیخواهیم صفر را با صفر عوض کنیم!
ما نمیخواهیم تشریفات مستحبی انجام بدهیم!
ما میخواهیم بتوانیم سرنوشتمان را رقم بزنیم!
و فکر نمیکنم مردم جز با یک رفراندوم آزادانه که حق طبیعیشان است دیگر پای هیچ صندوق رایی بیایند.
رفراندوم یک اهانت نیست
تشویش اذهان عمومی نیست
مخل امنیت ملی نیست
حرکت در راستای دشمن نیست
رفراندوم یک حق است
تشویش اذهان حاکمانِ بدون رضایت مردم است!
تامین کننده امنیت ملی است
دشمن شکن است، چه داخلی، چه خارجی
من مثل همه مردم کشورم یک رأی دارم
به پاس مجاهدت دوستانم که جان و سلامتیشان را برای اعتلای نام کشور و اسلام واقعی دادند، آن را نگه میدارم برای انتخاباتی که بدانم با آن کشورم را نجات میدهم…آن را برای انتخاباتی که نتیجهاش از پیش تعیین شده هدر نمیدهم.
من آزاد به دنیا آمدهام و میخواهم آزاد بمانم.
آرزوی انتخابات پرشور و واقعی را دارم
و در انتخابات پیشرو رای نمیدهم.
این حق من و رأی من است.













