سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

فقه “آنها”، فقه “اینها”

چکیده :مدتّهاست که منِ بچه شیعه از سلسله جلیله روحانیت - حفَظهم الّلهُ - شکایت داشتم. اما نمی دانستم به چه زبانی دادخواهی کنم که مثنوی هفتاد من نشود. قلَّ و دلَّ و لَم یُمِل باشد و محکمه پسند و همه فهم. حاج احمد آقای خاتمی راهگشایی فرمود. در پیشگاه عدلِ الهی، عارضم که روحانیت در معامله با ملّت، روم به دیوار، کاری شبیه غشّ در معامله...


محمدحسین کریمی‌پور

بی خود نیست من شیدایِ جنابِ خاتمی ام. آن سیّد محمّدِ محبوب القلوب را نمی گویم . همین سید احمدِ خطیبِ جمعه -حفظ الله جمیع المومنین- ، مُرادِ من است.

نه به جانِ شما! دستتان نینداخته ام. دلیل دارد این شیدایی. به گمانِ من، تنها ایشان قادرست یک بَحرِ طویل را در دو کلمه ، آنهم سر جمع پنج حرف ، به اَحسنِ وجه خلاصه کند: “فقه ما”!

الحق اعجازیست خَلقِ این ترکیب دو کلمه ای در فضای آشفته ادبیات دینی و سیاسیِ امروزِ ما! برای منِ حقیرِ سراپا تقصیر که کاشف الغطاء بود این فرمایش!

مدتّهاست که منِ بچه شیعه از سلسله جلیله روحانیت – حفَظهم الّلهُ – شکایت داشتم. اما نمی دانستم به چه زبانی دادخواهی کنم که مثنوی هفتاد من نشود. قلَّ و دلَّ و لَم یُمِل باشد و محکمه پسند و همه فهم. حاج احمد آقای خاتمی راهگشایی فرمود.

در پیشگاه عدلِ الهی، عارضم که روحانیت در معامله با ملّت، روم به دیوار، کاری شبیه غشّ در معامله فرموده.

اول فقه فاخرِ معقولِ رحمانیِ تو دل برویِ طالقانی و مطهری و بهشتی و موسای صدر و علامه طباطبایی را نشان دادند. ما بچه مسلمانها هم شدیم دلال و مُبلغ معامله ! وقتی ملّت خریدار شد و ثمنِ معامله یعنی حکومت را تحویل داد، جنسی دیگرتحویل دادند. ملّت چشم باز کرد و دید در محضر و معرضِ امثالِ حضرات آیات خلخالی و جنتی و مصباح یزدی و آملی لاریجانی و علم الهدی و احمد خاتمی است. “فقه آنها” و دینِ آنها و عدلِ آنها و عقلِ آنها را خریدیم امّا عاقبت اینها و “فقه اینها” ، نصیب شد. حالا ما مانده ایم مال باخته و شرمنده سایر آحادِ ملّت که به تدّینِ ما و وعده علوی ما اعتماد کردند!

حوزه مقدّسه آنچه از اصلِ جنس داشت، یا مثل جناب سیستانی – حفظه الله- به شیعه عراق داد یا در قم و مشهد در کُنجِ عُزلتِ خانه و مدرسه وا نهاد.

یا ایُّها الٓملاءُ افتوُنی!
علماء! تکلیف این معامله چیست؟

من نمی گویم این کالا بهترست یا آن کالا . هر کس سلیقه ای دارد. اما مبیع، مُغایرِ مستوره است. این نه آن است که فروختید و نه آن است که خریدیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.