سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا در سال ۵۷ مردم انقلاب کردند؟!...

چرا در سال ۵۷ مردم انقلاب کردند؟!

چکیده :نادید گرفتنِ مشکلاتِ مردم و ملت، اعتراضات مردم جامعه در پی اتفاقاتِ روزِ کشور که در سال های اخیر حجم زیادی را شاهد بوده ایم و سرانجام با بی اهمیتی محض یا بطور کلی دیدن ولی خود را به ندید زدن مواجه بوده ایم. به تعبیری دیگر نقضِ آشکار حقوق بنیادی، قانونی و ساختاری و عدم التزام و رعایت دموکراسی می توان عنوان کرد. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی نیز شمار می...


فرزین جنت صادقی

از جمله دلایلِ سقوطِ نظامِ شاهنشاهی و رای مردم به جمهوری اسلامی را شخصِ محمدرضا شاه در بوجود آمدن موج نارضایتی در مردم و سرانجام سقوط عنوان می کنند. عوامل متعددی را می توان بیان کرد اما یک تفاوت اساسی وجود خواهد داشت که در نوع عملکردِ مثبت و وطن پرستی نمود پیدا می کند. عواملی که در بوجود آمدن این نارضایتی ها موثر بود و مسبب جرقه ای در وجود مردم شد و نهایتا به انقلاب ختم گردید را می توان اینطور شرح داد:

نخست؛ عدم تحمل هرگونه انتقاد که پاداشِ انتقادِ سازنده به اتهام زنی و تنبیه، پاداشِ چاپلوسی و تملق به تشویق ختم میشد. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی نیز شمار می آید.

نادید گرفتنِ مشکلاتِ مردم و ملت، اعتراضات مردم جامعه در پی اتفاقاتِ روزِ کشور که در سال های اخیر حجم زیادی را شاهد بوده ایم و سرانجام با بی اهمیتی محض یا بطور کلی دیدن ولی خود را به ندید زدن مواجه بوده ایم. به تعبیری دیگر نقضِ آشکار حقوق بنیادی، قانونی و ساختاری و عدم التزام و رعایت دموکراسی می توان عنوان کرد. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی نیز شمار می آید.

در ادامه؛ خودکامگی، خود بزرگ بینی، خودشیفتگی، ژنِ برتر و به قولِ معروف «یکی را توی دِه راه نمی دادند، سراغ خانه کدخدا را می گرفت» معنا و مفهوم این مثال نغز فارسی گویای حال اشخاص متوهمی است که واقعیت جایگاه خویش را بر نمی تابند و همواره در خیال خویش رویا می بافند. اصل وجودشان برای جامعه زجرآور و زیانبار است. کسی آنها را قبول ندارد. کسی نمی تواند تحملشان کند. اما آنان بدونِ در نظر گرفتنِ جهت گیری افکار عمومی همواره تقاضاهای بی مورد و توقعات بی جای خود را مطرح و پیگیری می کنند. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی نیز شمار می آید.

ما قبل آخر؛ فساد و نارضایتی مردم، رانت و رابطه، فقر و محرومیت بویژه در شهر ها و روستا های دوردست و کوچک. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی نیز شمار می آید. کمااینکه در جامعه ی امروز گسترده تر و مشکلات اقتصادی عدیده تر گردیده تا جایی که تبدیل به یک بحران و دغدغه شده است اگر مسئول بعدی خواهانِ اختلاس باشد چیزی هست از روی سفره بردارد یا خیر!

در آن زمان معترضان هدف را اجرای قانون می دانستند و پیگیرِ پاسخی مطابق با قانون و دائم بودند نه پاسخی که موقت و از سر باز کردن باشد. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی نیز شمار می آید. کمااینکه در جامعه ی امروز عدم اجرای قانون اساسی نمود بیشتری پیدا کرده تا جایی که کشور و حکومت طوری شده است اگر قانون اساسی را با صدای بلند بخوانیم بعید نیست به جرم تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی متهم و به قولِ عامیانه مانند آبِ خوردن روانه زندان شویم.

و در پایان؛ همه ی این عوامل و مواردی دیگر خشمِ ملت را برانگیخت و جرقه ی کوچکِ آتشِ زیرِ خاکستر تبدیل به سقوط و روی کار آمدن جمهوری اسلامی گردید. تفاوت های اساسی ای نیز این میان وجود داشته که سنگینیِ مثبتِ کفه ترازو به قبل ختم می گردد نه حالِ فعلی اما یک تفاوت اساسی میان اعلیحضرت و رهبری انقلاب وجود دارد و آن ماندن به هر قیمتی می باشد. ماندن به هر قیمتی را اینطور می توان بیان نمود. رفتار سیستم با منتقدان را تجسم کنید. آنچه حاصلِ تجسم است برخورد حذفی می باشد. هرکَس به ساز نرقصد حذف می شود. اگر منتقد، معترض، عدالت خواه و دلسوز بگوید اینجای ساز و نُت روی کوک (Musical tuning) نیست دو اتفاق خواهد افتاد؛ نخست گوش می دهد ولی خود را به نشنیدن می زند، دوم گوش می دهد ولی دستور اتهام و حکم صادر می‌ کند. بنابراین اگر یکی از دلایل را این شماریم در جمهوری اسلامی ولی شمار نمی آید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.