سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی در بوته‌‌ نقد (بخش چهارم)

تولد حزب الله

چکیده : از دهه ۱۹۷۰ که جنگ‌های داخلی لبنان آغاز شد، تا دوره‌ای که نیروهای نظامی اسرائیل بخش‌های بزرگی از آن را اشغال کرد، تا زمان بیرون راندن نیروهای اسرائیلی، اشغال آن توسط نیروهای سوری و تاکنون، عرصه سیاسی لبنان میدان رقابت نیروهای سیاسی بوده و هست که هر یک به قدرت‌های منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و جهانی متصل...


کلمه – گروه بین‌الملل

لبنان کشوری است که جمعیت آن در تنوع دینی، مذهبی و قومی در خاورمیانه کم‌نظیر است: یهودیان، مسیحیان، مسلمانان سنی و شیعه، دروزیان، و اخیرا پناهندگان فلسطینی، پناهندگان سوری، قرن‌هاست که در مناطق مختلف آن زندگی کرده‌اند. از همین رو و از آنجا که نظام سیاسی آن بر مبنای تقسیم و تسهیم قدرت بر اساس میزان جمعیت هر یک از این گروه‌ها بوده است، دهه‌هاست که هیچ سرشماری دقیق و رسمی صورت نمی‌گیرد تا مبادا پیامدهای سیاسی به دنبال داشته باشد. از دهه ۱۹۷۰ که جنگ‌های داخلی لبنان آغاز شد، تا دوره‌ای که نیروهای نظامی اسرائیل بخش‌های بزرگی از آن را اشغال کرد، تا زمان بیرون راندن نیروهای اسرائیلی، اشغال آن توسط نیروهای سوری و تاکنون، عرصه سیاسی لبنان میدان رقابت نیروهای سیاسی بوده و هست که هر یک به قدرت‌های منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و جهانی متصل بوده‌اند.

شیعیان این کشور، که بیش‌تر جمعیت لبنان را تشکیل می‌دهد، تا پیش از تلاش‌های پیگیر عالمان دینی همچون شیح شرف‌الدین و امام موسی صدر، در وضعیتی اسفبار به سر می‌بردند و همواره مورد اجحاف و ظلم و قربانی فقر و فساد و در نتیجه، بی‌توجهی در عرصه سیاسی قرار داشتند. تلاش‌های گسترده موسی صدر و آثار ماندگار آن به بازگشت عزت نفس به شیعیان، شکل‌گیری مؤسسات فرهنگی (مثل مدارس دخترانه، هنرستان فنی صور، دانشگاه اسلامیه)، اقتصادی (مثل مؤسسه البر و الاحسان)، سیاسی (مثل مجلس اعلای شیعیان لبنان)، نظامی (مثل امل) و مطرح شدن شیعیان به عنوان یک نیروی سیاسی مؤثر انجامید. خط‌مشی موسی صدر در عرصه سیاسی لبنان بر اساس همزیستی مسالمت‌آمیز فرقه‌ها و جمعیت‌های دینی و مذهبی بود و به عنوان سمبلی ماندگار در تاریخ این کشور به یادگار مانده است؛ میراث سیاسی که میزان پایبندی به آن از سوی مدعیان پیروی از او، فراز و فرودهای بسیاری را شاهد بوده است.

پس از ربوده شدن موسی صدر توسط کلنل معمر قذافی، رهبر لیبی، میراث صدر چندپاره شد. در ابتدا حزب امل به رهبری نبیه‌بری و مجلس شیعیان به رهبری شیح محمد شمس‌الدین با مواضعی گاه نزدیک و گاه مختلف، به‌کار خود ادامه دادند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، راه را بر تأثیرگذاری بیش‌تر و مستقیم‌تر آن در عرصه سیاسی لبنان باز نمود و به تشکیل «امل اسلامی» و سپس «حزب‌الله» منجر شد. نیروهای سپاه پاسداران با شعار آزادی قدس در لبنان فعال شدند و در آموزش نظامی و تجهیز شیعیان به منظور مقابله با تجاوزات اسرائیل نقش‌آفرینی کردند. بخش بزرگی از پشتیبانی‌هایی که از سوی ایران صورت می‌گرفت و می‌گیرد با هماهنگی و همراهی حکومت بعث سوریه بوده که پس از اشغال لبنان توسط نیروهای نظامی سوری، به اوج رسید. از همین رو، هم سفارت ایران در دمشق و هم سپاه در این زمینه کمابیش با هماهنگی عمل می کردند. حمایت مالی گسترده، مستمر و مؤثر ایران از حزب‌الله و باج‌دهی به حکومت سوریه ابعادی بس پیچیده دارد که در این مجال اندک امکان تشریح آن وجود ندارد؛ امکاناتی که به شکل انتقال مستقیم و غیرمستقیم منابع مالی، اعطای انحصارات بازرگانی با ایران به حزب‌الله (مثل دخانیات)، مشارکت حزب‌الله در طرح‌ها و بنگاه‌های اقتصادی در ایران (مثل کارخانه چین‌چین)، و بازکردن پای فعالان اقتصادی حزب‌الله در دور زدن تحریم‌های وضع شده علیه ایران و فعالیت در عرصه صنایع نفتی منتهی شده است. ساخت و اهدای مجموعه مدارس پسرانه و دخترانه، ساخت و اهدای بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های مجهز، و بازسازی، ساخت و اهدای منازل مسکونی تخریب‌شده در جریان بمباران‌ مناطق شیعه‌نشین توسط اسرائیل و اهدای لوازم خانگی، لباس و مواد غذایی به حزب‌الله، و پرداخت حقوق رزمندگان، گوشه‌ای از کمک های مالی گسترده ایران به حزب‌الله است.

با تلاش ستایش‌برانگیز حزب‌الله در آزادسازی اراضی اشغال‌شده توسط نیروهای متجاوز اسرائیلی از لبنان، در حزب‌الله به عنوان سمبل مقاومت، میان لبنانی‌ها، صرف نظر از دین و مذهب و قومیت‌شان، محبوبیتی چشمگیر و منحصر به‌فرد پیدا کرد. این محبوبیت، با آشکار شدن دخالت‌های مستقیم ایران در عرصه سیاست داخلی لبنان، بروز جنگ داخلی سوریه و اعزام نیروهای حزب‌الله برای کمک به حکومت سوریه که هیچ‌گاه در میان لبنانی‌ها محبوبیت نداشته است و جنگ سی وسه روزه با اسرائیل که صدمات و خرابی‌های فراوانی به لبنانی‌ها وارد کرد، و نیز آشکار شدن تدریجی محدودیت‌های نظامی حزب‌الله در جریان حملات موشکی پرهزینه اما کم اثر به اسرائیل، حزب‌الله به خط‌مشی عدم حمله نظامی به اسرائیل روی آورد. بر همین اساس، واکنش حزب‌الله در قبال حملات پیاپی و تجاوزکارانه اسرائیل به نیروهای ایرانی مستقر در سوریه، انضمام بلندی‌های جولان و حتی ترور قاسم سلیمانی، هیچ‌گاه از جنگ تبلیغاتی فراتر نرفته است. حزب‌الله و رهبر آن به خوبی می‌دانند که جایگاهشان در عرصه سیاست داخلی لبنان نسبت به زمان آزادسازی لبنان از نیروهای اشغالگر اسرائیل متفاوت شده است و لبنانی‌ها برای این حزب و نیروهای نظامی‌اش چک سفید امضاء نکرده‌اند. این روزها شاهد شکل‌گیری موج گسترده تظاهرات اعتراضی منتقدان وضعیت اقتصادی کنونی و مخالفان روند سیاست داخلی لبنان بر اساس تقسیم منافع میان احزاب و فرق دینی و مذهبی لبنان و برآورده ساختن منافع قدرت‌های فرامرزی پشتیبان آنهاست: سیاست حامی‌پروری که به فساد گسترده مالی منجر شده و منافع و امنیت داخلی لبنان را با مخاطرات جدی مواجه ساخته است؛ وضعیتی که به طور قطع با منش و روش امام موسی صدر در تضاد است.

متأسفانه دستگاه تبلیغاتی ایران و به‌ویژه سپاه قدس در انعکاس واقعیت‌های مربوط به لبنان و حزب‌الله به مردم ایران، صداقت پیشه نکرده‌اند و در ابعاد موفقیت‌ها و قدرت تأثیرگذاری حزب‌الله لبنان در عرصه‌های نظامی و سیاسی آن کشور اغراق و در گزارش میزان کمک‌های مالی به آن، پنهان کاری کرده‌اند. در بخش بعد و به هنگام مرور سیاست‌های منطقه‌ای ایران در سوریه، به برخی از این بیش و کم گویی‌ها اشاره خواهیم کرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.