سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی در بوته‌‌ نقد (بخش سوم)

همسایه‌های پردردسر

چکیده :نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان شورش ۲۰۰۱ هرات به نیروهای نظامی آمریکایی در فتح هرات و ساقط کردن رژیم امارت اسلامیِ طالبان در آن شهر، یاری رساندند. فرماندهی نیروی‌های ایرانی بر عهده سرلشکر رحیم صفوی بود. مأمورانی از سیا در کنار نیروهای کنترل عملیات در تهران، به‌طور مستقیم، عملیات را زیر نظر داشتند. ...


کلمه – گروه بین‌الملل

مرزهای شرقی ایران همواره به‌عنوان مرزهایی باز شناخته شده‌اند و کنترل بر آن هیچ‌گاه به اندازه کنترل مرزهای دیگر ایران جدی گرفته نشده است. این وضعیت ناشی از عوامل مختلفی است، از جمله جمعیت مرزنشینی که به لحاظ قومیت و خویشاوندی با یکدیگر پیوندهایی طولانی و عمیق دارند و مرزهای رسمی، آنها را از یکدیگر جدا کرده است. وضعیت اقلیمی نیز موانع مهمی بر سر راه شکل‌گیری این مرزهای قابل کنترل درست کرده است: بیابان‌های خشک و بی آب و علف، این بخش از ایران را دارای کم‌ترین جمعیت ساکن ساخته است و نگهداری از راه‌های مواصلاتی نیز غالبا برای حکومت به صرفه نبوده است. در آن سوی مرز، پاکستان و افغانستان قرار دارند، یکی با جمعیتی انبوه که با مشکلات اقتصادی بزرگ دست و پنجه نرم می کند، و دیگری کشوری با تاریخی اسفبار و مملو از جنگ‌‌های ناشی از نیروهای اشغالگر روسی و آمریکایی و فرقه‌های قومیتی-مذهبی مانند القاعده، طالبان، و در این اواخر، داعش.

دوگانگی سیاست خارجی ایران در رابطه با پاکستان طی چند دهه اخیر فراز و فرودهای مختلفی را تجربه کرده است. از یک سو، حفظ حسن همجواری با پاکستان با وجود رابطه گسترده آن با غرب و کشورهای عربی منطقه به ویژه عربستان، مجهز بودن به سلاح هسته‌ای، و نیز درگیری مستمر آن با هندوستان، و نیز انتقال دانش هسته‌ای به ایران، آن را به کشوری که در معادلات سیاست خارجی ایران نقشی مهم دارد مبدل ساخته و وزارت امور خارجه را تشویق به تحکیم روابط با آن می‌کند. تهاجمات ضدشیعی نیروهای سیاسی متصل به سازمان اطلاعاتی پاکستان اما، مانع همکاری‌های گسترده‌تر میان دو کشور شده است و اقدامات برون‌مرزی سپاه در پاکستان نیز به این بی‌ثباتی دامن زده است. برای نمونه، در مقابل تبلیغات و اقدامات خشونت‌بار تشکیلات وهابی «سپاه صحابه» علیه جمعیت چندمیلیونی شیعیان آن کشور، پشتیبانی مالی گسترده از دو تشکل شیعی که در رقابت با یکدیگر نیز هستند را موجب شده که گاه به ۵۰۰ میلیون دلار در سال بالغ شده است. سپاه قدس حتی یک بار طرحی برای آموزش نظامی و مسلح کردن ۱۲ هزار شیعه برای مقابله به سپاه صحابه داشت که با مخالفت سرسختانه وزارت خارجه مواجه گردید و متوقف شد. با این حال، یارگیری برای نیروهای شبه‌نظامی «مدافعان حرم» از میان شیعیان پاکستانی چندی پیش خبرساز شد که ابتدا با سکوت مقامات ایرانی روبرو شد و سپس با اعلام پشتیبانی بنیاد شهید از خانواده‌های آنان، رسما تأیید شد.

داستان مداخلات سپاه در افغانستان اما، دامنه‌دارتر بوده است. آموزش نظامی به مجاهدین افغانی که با نیروهای اشغالگر روس می‌جنگیدند، سرآغاز ورود سپاه به این عرصه به‌شمار می‌رود. حمایت از شیعیان هزاره در قالب آموزش نظامی، اعطای بورس تحصیلی و حمایت از خانواده‌های آنان در ایران و خود افغانستان نیز در همین راستا صورت گرفت. روابط پنهانی با شبکه القاعده و سکنی دادن خانواده اسامه بن‌لادن در ایران، از جمله اتهامات آمریکایی‌ها علیه ایران بوده که در عین حال که اصل آن قابل تردید نیست، ابعاد واقعیش هنوز آشکار نشده است. همکاری سپاه قدس با نیروهای آمریکایی در جریان اشغال افغانستان و مبارزه با طالبان اما، چه از طرف آمریکایی و چه از طرف ایرانی، بارها به طور رسمی تأیید شده است. نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان شورش ۲۰۰۱ هرات به نیروهای نظامی آمریکایی در فتح هرات و ساقط کردن رژیم امارت اسلامیِ طالبان در آن شهر، یاری رساندند. فرماندهی نیروی‌های ایرانی بر عهده سرلشکر رحیم صفوی بود. مأمورانی از سیا در کنار نیروهای کنترل عملیات در تهران، به‌طور مستقیم، عملیات را زیر نظر داشتند. ارتباط گسترده سپاه با طالبان نیز مدت کوتاهی است که رسما تأیید می‌شود. به‌رغم تبلیغات رسمی وسیع علیه تعصبات دینی و مذهبی طالبان در ایران، تضاد عقیدتی طالبان با حکومت ایران نیز به راحتی نادیده گرفته می‌شود. ماجرای غم‌انگیز قتل کارکنان کنسولگری ایران در مزارشریف به دست طالبان، که در میان آنها نیروهای سپاه قدس نیز با پوشش دیپلوماتیک حضور داشتند، از جمله ماجراهایی است که واقعیت‌های پشت پرده آن همواره محل نزاع بین سپاه و وزرات امور خارجه بوده است. شاید پس از دعوت رهبر ایران از مردم افغانستان برای قیام علیه طالبان و پاسخ دندان‌شکن به آن فاجعه و بی‌اعتنایی افغان‌ها نسبت به پیام آیت‌الله خامنه‌ای بود که سپاه از سیاست مقابله با طالبان به سیاست همکاری با آنان روی آورد. اخیرا نیز سپاه قدس به‌منظور توجیه همکاری‌های گستره‌اش با طالبان به تفکیک طالبان پاکستان از طالبان افغانستان روی آورده و اولی را وابسته به آمریکا و عامل همه تندروی‌های مذهبی و خشونت‌های مرگبار و دومی را گروهی سیاسی دارای ایمان مذهبی و بدون «هیچ تهدیدی علیه ایران» اعلام نموده است!

هنوز ابعاد واقعی روابط سپاه قدس با طالبان معلوم نشده است، اما سخن این بخش را با اشاره‌ای به بُعد اقتصادی این رابطه به پایان می‌رسانیم. قضیه به نقش سپاه در ترانزیت مواد مخدر از افغانستان، که بزرگ‌ترین تولیدکننده آن است، به مقصد اروپا مربوط می‌شود. در زمان تصدی فرماندهی نیروی انتظامی توسط سردار محمدباقر قالیباف در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، گزارشی از سوی یکی از فرماندهان جنگ که اهل کرمان بود به دست رئیس جمهور، که مسئولیت نظارت بر ستاد مبارزه با مواد مخدر را بر عهده داشت، می‌رسد مبنی بر این که نیروی انتظامی در ترانزیت محموله‌های بزرگ مواد مخدر با طالبان همکاری دارد. رفسنجانی قالیباف را احضار می کند و صحت و سقم گزارش را از وی جویا می‌شود. قالیباف می‌گوید با توجه به این که مواد فقط ترانزیت می شود و به کشورهای کفار ارسال می‌شود، ما تنها از عواید مالی آن استفاده می‌کنیم و ضررش را مردم آن کشورها متحمل می‌شوند. رفسنجانی اعتراض می‌کند که اولا این کار نادرست است و ثانیا مواد در راه به داخل کشور ما هم نشت خواهد کرد و خواهان توقف فوری آن می‌شود. قالیباف در پاسخ با نشان دادن دستخط مجوز این کار از سوی رهبری، رئیس جمهور را مجبور به سکوت می‌کند.

در بخش‌های بعدی این سلسله‌گزارش‌های تحلیلی با مواردی مشابه در رابطه تنگاتنگ سیاست‌های منطقه‌ای سپاه با منافع سیاسی، نظامی و اقتصادیش مواجه خواهیم شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.