تکرار تاریخ به زبان موسیقی
چکیده :ماجرای آهنگ از این قرار است که گنجشکی به درون حوض می افتد و پس از طی چند مرحله توسط فراش و قصاب و آشپز بالاخره آماده ی خوردن می شود اما تنها کسی که حق خوردن دارد "حکیم باشی" است در حالی که هیچ نقشی در فراهم آوردن کباب گنجشک نداشته است ؛ و نقش "حکیم باشی" در واقعیت همان محمدرضا شاه است در آن...
علی رضایی
مدتها پیش به تماشای مستند “ارثیهی پدری” به کارگردانی مهدی نقویان نشسته بودم که تاریخ ایران را از لحظهی استعفاء رضاخان تا پیروزی انقلاب اسلامی روایت می کرد. اما به نکتهی جالبی برخوردم که شاید چندان هم به دور از واقعیت نباشد.
در آن مستند به آهنگی اشاره شد که در اواخر حکومت پهلوی توسط زنده یاد فرهاد و با عنوان “گنجشککِ اشی مشی” خوانده شده بود. در این آهنگ از عبارتی استفاده شده است که به تحلیل آن مستند همه می دانستند استعاره از چه کسی است و آن محمدرضا شاه بود.
ماجرای آهنگ از این قرار است که گنجشکی به درون حوض می افتد و پس از طی چند مرحله توسط فراش و قصاب و آشپز بالاخره آماده ی خوردن می شود اما تنها کسی که حق خوردن دارد “حکیم باشی” است در حالی که هیچ نقشی در فراهم آوردن کباب گنجشک نداشته است ؛ و نقش “حکیم باشی” در واقعیت همان محمدرضا شاه است در آن روزگار.
اما این مسئله زمانی برایم جالب شد که آهنگ “خوزستان” با صدای محسن چاوشی را شنیدم. آهنگی که در آن ، چنین جملاتی شنیده می شود :
ای “قاضی” این مردم چی می گند ، آبادی ، آبادی ، آبادی…
ای “قاضی” این مردم چی می خواند ، آزادی ، آزادی ، آزادی…
حال نسل امروز باید بگوید که استعاره از عبارت “قاضی” در این قطعه چه کسی است؟!
نمی دانم تا چه حد برداشت ها از این عبارت به یکدیگر نزدیک است!
و یا اینکه اصلا آقای چاوشی نیز از این آهنگ چنین منظوری داشته اند؟!
اما آنچه مهم است “تکرار تاریخ” است ، واقعیتی که هرچند تلخ – دستکم برای آیندگان – اما نمیتوان عوض کرد.
شاید حق است آن جملهی معروف “فریدریش هگل” که میگوید :
ما از تاریخ یاد میگیریم که انسان هرگز نمیتواند چیزی از تاریخ یاد بگیرد.
حال باید دید چند نسل دیگر با همان آهنگ تکراری تاریخ از این مرز و بوم عبور میکنند و به این فریب بزرگ لبخند میزنند…













