سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

غلاف کنید!

چکیده :لازم نبود دهها گزارش دیگر ببینید تا با تمام وجود درک کنید برخی مردمان این سرزمین خودرا دربرابر حکومتشان چقدر آسیب پذیر و تا چه حد بی امید و درمانده می‌یابند. بی‌جرات حتی پرسشی جوانان خود را از دست میدهند، و دستشان برای خونخواهی که هیچ، حتی اعتراضی ساده به این رویه جوانکشی به جایی نمیرسد. بی‌اندازه دردناک است که جوانان این کشور خود را میکشند، دانشجویان سم میخورند، بیکارها خود را دار میزنند ، و یا از بلندی به یخچاله میفتند و یخ میزنند و حکومت هم ککش‌نمیگزد، اما ستمگرانه است وقتی جوانان به حکومت تندی میکنند( علتش اصلا مهم نیست)، لاستیک آتش میزنند ، خیابان میبندند، و شعار میدهند سزایشان مرگ با گلوله...


تاثیر گذارترین گزارش‌از خانه کشته‌شدگان فراوان ناآرامیهای آبان ماه بود؛ نه گریه و شیون ، و نه فریاد و نفرین . پیوستگی‌های قدرتمند ایلی، جمعیت زیادی را به خانه‌شان آورده بود و سکوت محض بود وقتی کسی پرسید “نمیخواهید شکایت کنید؟” مرد میانسال بختیاری سر بلندکرد و بعد از لختی درنگ در منتهای بی پناهی ودرماندگی از پرسشگری که دوربین به دست داشت پرسید”از کی شکایت کنم؟ کجا شکایت کنم؟” نگاهش تا عمق وجدان نفوذ میکرد و میسوزاند.

لازم نبود دهها گزارش دیگر ببینید تا با تمام وجود درک کنید برخی مردمان این سرزمین خودرا دربرابر حکومتشان چقدر آسیب پذیر و تا چه حد بی امید و درمانده می‌یابند. بی‌جرات حتی پرسشی جوانان خود را از دست میدهند، و دستشان برای خونخواهی که هیچ، حتی اعتراضی ساده به این رویه جوانکشی به جایی نمیرسد. بی‌اندازه دردناک است که جوانان این کشور خود را میکشند، دانشجویان سم میخورند، بیکارها خود را دار میزنند ، و یا از بلندی به یخچاله میفتند و یخ میزنند و حکومت هم ککش‌نمیگزد، اما ستمگرانه است وقتی جوانان به حکومت تندی میکنند( علتش اصلا مهم نیست)، لاستیک آتش میزنند ، خیابان میبندند، و شعار میدهند سزایشان مرگ با گلوله باشد. ناعادلانه و غیر انسانی است و بدتر اینکه ما عادت کرده‌ایم آنرا طبیعی، اتفاقی، و حق حکومت بدانیم. حق بدانیم که حکومت میتواند جوانان را در خیابان و کوچه و خانه‌امن بکشد، چون جاده بسته و عکس پاره کرده و شعار (بقول تبلیغاتی‌ها)هنجارشکن داده‌ وجایی را (گویا) تخریب کرده‌اند. جامعه توسری‌خورده‌ی ناآگاه به فکرش نمیرسد که حتی اگر “آن جسارتها” حق جوانانش نیست، کشتن چون آب‌خوردن آنها هم حق حکومت نیست. هیچ حمایت مردمی، هیچ تظاهرات دههامیلیونی، و هیچ تصمیم شورای عالی‌نمیتواند این را موجه و مقبول و قانونی از کار در آورد. کشته شدن جوانان در تظاهرات، جنایت است.

هرتجاسری، حتی اگرحق جوانان این کشور نباشد، مستوجب حکم‌مرگ نیست. درکشوری دارای قانون‌برابر برای همه، غیراستبدادی و به قول امروزیها دموکراتیک، فاقد حق یا مقام ومنزلت ویژه برای اجزای دستگاه حکومت، و ناافتاده به دست شبکه‌های مافیایی، جوانها بایدبتوانند اعتراض،دلشکستگی، نارضایتی، انرژی، و حتی میل به درهم شکستن دنیایی را که کهنه میپندارند در خیابان تخلیه کنند، حتی اگر انواع آزادی‌های دیگر برای اعتراض و ابراز نارضایتی وجود داشته و تضمین شده باشد. جوان معترض قانون‌شکن و تخریب‌گر و راه‌بند را در چنین جامعه‌ای به گلوله نمی‌بندند. با اوچنان برخورد نمیکنند که انگار به خیابان آمده تا حکومت را از کف حکمران بقاپد. امادرکشور ما این تلقی حاکم است واز جانب حکومت به جامعه نیز القا شده است.

این وادادگی درادامه به بی‌تفاوتی و پذیرش عمومی ستم‌هایی‌دیگر می انجامد؛ به زندان بردن همان پدری که نمیدانست به کجا واز کی شکایت کند، و یا مادری که‌سالهاست درجستجوی علت کشته شدن جوان خود است. آقای بختیاری،همان پدر کمرشکسته ای که نمیدانست به کجا و به کی… از روز پیش ازچهلم کشته شدن جوانش در زندان است. شرم آور نیست؟

اما برگردیم به جوانان. به‌قاعده‌، حکومتها باید چنان اطمینان به‌نفسی داشته و از مشروعیت (مقبولیت بماند)خود مطمئن باشند، که به خیابان آمدن مردم و بویژه جوانان اعصابشان را در حد دست بردن روی ماشه به هم نریزد. اینکه در ایران چنین نیست، بطور کاملامستقیم ناشی از تصور حکومت از خود و عملکردش است. به همین دلیل است که با اذعان به کفایت توسعه اجتماعی کشور در حدی که حق اعتراض را برای مردم در حرف میپذیرد، در عمل و دربرابر این پرسش که مردم و بویژه جوانان چگونه میتوانند اعتراض کنند، لال میشود و پاسخی ندارد.

اما ازسویی اگر پیران ملاحظه می‌کنند، جوانان کشور را صبر و ترس مانع نمیشود. تجربه شده که سرکوب، نیروی آنهارا چون فنر فشرده و سپس به گونه‌ای بنیان‌کن رها و حکومتها را جارومیکند. خوشبختی و شانس حکومت در ایران اینست که جز ابواب جمعی‌اش، بخش قابل توجهی از جمعیت به دلایل مختلف خواستار اصلاح رویه‌اش هستند و نه سرنگونی و براندازی‌اش. حکومت میتواند غیر از استظهار به نیروی ویژه و تفنگ و دشنه ، به این گروه وسیع تکیه و برترس خود از جوانان معترض غلبه کند. برای جوانان، کاربرد هر چیزی ولو گازاشک آور و ماشین آبپاش، خطای سیاسی است اگر مستوجب حضور در دادگاه جنایی نباشد.

معلوم‌نیست کی، ولی به خاطرمشکلات فراوان، اعتراض و به خیابان آمدن دراین کشور بسیار بیش از پیش مقدر است. حکومت به جای روشهای پیشین و گوش سپردن به شیاطین رذل توصیه کننده مشت آهنین، راه دیگری را امتحان کند. ما خیرخواهانه پیشنهاد میکنیم دستور برسد که زین پس، کاربرد سلاح آتشین ولباس‌شخصی‌هابرای مقابله با ناآرامی‌های خیابانی ممنوع است. قدمی به جلو برای آشتی، وبسیار لازم است./ جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.