چرا مناسبات سیاست داخلی در نسبت با آمریکا رقم میخورد؟
چکیده :هم اکنون نیز بعد از گذشت ۳۱ سال، یک جناح سیاسی، با استناد به سخنان رهبر، جناح و طیف سیاسی رقیب را متهم به سازشکاری، اهل مذاکره بودن و عدم آمریکاستیزی می کند و بدین وسیله خود را متن گفتمان انقلاب اسلامی دانسته و رقیب را سزاوار حذف از این گفتمان و رقابت درونی آن برای رسیدن به قدرت می داند، با این تفاوت که قبلا آنهایی را که انگ اسلام آمریکایی بدان ها زده می شد، توسط مردم حذف می شدند و اکنون متهمان به سازشگری را شورای نگهبان حذف می کند تا حاکمیت را یک دست انقلابی و آمریکاستیز و جهادی...
مرضیه حاجی هاشمی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، یک عامل خارجی، متغیر تأثیرگذاری در معادلات سیاست داخلی، رقابت ها و حتی عاملی برای حذف رقیب از صحنه رقابت سیاسی و انتخاباتی شده است که بسیار تأمل برانگیز است. این عامل خارجی، آمریکا، آمریکایی بودن و مواضع سیاسی و اقتصادی یک گروه یا جناح سیاسی در نسبت با آمریکاست که تحت نام اسلام آمریکایی، یا سازشگر، اهل مذاکره و تسلیم و … از آن یاد شده است.
به بخشی از مصاحبه موسوی خوئینیها با کیهانِ مورخ ۲۱/ ۱۰/ ۶۷ توجه کنید: «همه موضع ما این است که میخواهیم طرفدار اسلام ناب محمدی باشیم و علیه اسلام آمریکایی بجنگیم … مهم این است که اسلام آمریکایی را بشناسیم. اولین سؤالی که مطرح میشود این است که آیا حضرت امام که این نکته را فرمودهاند، آیا در کشور ما خطر ظهور و نشر اسلام آمریکایی هست یا نیست؟ آیا اینکه حضرت امام این جمله را فرمودند، آیا مقصودشان از اسلام آمریکایی، اسلام ملک فهد از عربستان بوده است؟ اینکه فرمودهاند به اینها رأی ندهید یعنی به ملک فهد رأی ندهید؟ خوب معلوم است که در ایران کسی به ملک فهد رأی نداده است، پس باید ببینیم اینکه حضرت امام این مطلب را میفرمایند در داخل کشور زمینه بروز چنین خطری وجود دارد که خدای ناخواسته در زمانی هر چند دور شاهد باشیم که اسلام آمریکایی در اینجا حاکم شود»
هم اکنون نیز بعد از گذشت ۳۱ سال، یک جناح سیاسی، با استناد به سخنان رهبر، جناح و طیف سیاسی رقیب را متهم به سازشکاری، اهل مذاکره بودن و عدم آمریکاستیزی می کند و بدین وسیله خود را متن گفتمان انقلاب اسلامی دانسته و رقیب را سزاوار حذف از این گفتمان و رقابت درونی آن برای رسیدن به قدرت می داند، با این تفاوت که قبلا آنهایی را که انگ اسلام آمریکایی بدان ها زده می شد، توسط مردم حذف می شدند و اکنون متهمان به سازشگری را شورای نگهبان حذف می کند تا حاکمیت را یک دست انقلابی و آمریکاستیز و جهادی کند!
سوال اساسی این است که چرا سیاست داخلی ما سالهاست که فدای سیاست خارجی ما می شود و محوریت سیاست خارجی ما را نیز آمریکا تشکیل می دهد؟ آیا این برجسته شدن آمریکا حتی در شکل دهی به مناسبات قدرت در درون کشور ما و تعیین یک استراتژی خارجی در نسبت با آمریکا و تسری آن به سیاست های داخلی و تقسیم بندی گروه ها و جریان های سیاسی حول محور یک عامل بیرونی و استراتژی خارجی، عامل بسیاری از ناکارآمدی های داخلی نیست؟













