جاذبههای همگرائی
چکیده :بحرانها و شوکهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی،فعالان هر حوزه را با شرایطی مواجه میکند که انتظارات پیرامونی از آنان بیشتر و خود نیز متاثر از شرایط،احساس مسئولیت سنگینتری به ویژه در موضعگیری و اثرگذاری...
فیروزه صابر
بحرانها و شوکهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی،فعالان هر حوزه را با شرایطی مواجه میکند که انتظارات پیرامونی از آنان بیشتر و خود نیز متاثر از شرایط،احساس مسئولیت سنگینتری به ویژه در موضعگیری و اثرگذاری میکنند.
در این میان نهادهای مدنی حوزه اجتماعی،شرایط به مراتب دشوارتری در ایران دارند،ازجمله:
در هم تنیدگی مشکل سیاسی و اجتماعی در برخی موارد و در نتیجه سخت شدن موضعگیری و نگرانی از برچسبهای سیاسی
تفاوت دیدگاه و عقیده و سلیقه در اعضای یک نهاد اجتماعی (در نهادهای سیاسی نزدیکیهای فکری لزوما بیشتر است)
بازدارندگیهای ناشی از مشکلات امنیتی.
ضعیف بودن دانش انباشته نسبت به دو حوزه دیگر.
در چنین موقعیتی فعالان اجتماعی به دلایل فوق یا منفعل خواهند بود یا فردی عکسالعمل نشان میدهند و یا در مواردی که به ندرت میباشد ،به صورت گروهی برای موضعگیری اثر بخش ائتلاف میکنند.در این میان رگههای تناقض هم همواره مشاهده میشود.شرایط هرچه بحرانیتر میشود،صفبندیهای جدیدی بین اعضای تشکلها بر حسب ویژگیهای فردی و نیز موارد اشاره شده فوق ایجاد میشود.در حدی که اختلافات موجب بروز شکاف و حتی اهداف و ماموریت سازمانی آنها فراموش میشود.
تحملها اندک و به تدریج فاصلهها بیشتر و با حذف خود و یا حذف دیگری نهادها آسیبپذیر میشوند.شرایط بحرانی امروز ایران،این مهم را تشدید میکند.به همین دلیل«رفتارهای فردگرایانه» و گاها احساسی و بدون پشتوانه اندیشه و دانش و تحلیل و با اتکا به گستره فضاهای ژورنالیستی مجازی و انتظارات حداقلی،رخ نمایان میکند و پس از بروز،حتی با رویکرد مسئولانه و انگیزههای خیر خواهانه،نتایج پایداری ندارد و نه تنها تغییردهنده نیست بلکه زمینههای سرخوردگی و زدگی از جامعه را به دلیل تمرکز بر حلقه فردیت و انتظار تایید همیشگی فراهم میآورد.گرد آمدن در نهاد مدنی با رویکرد اجتماعی به منظور تحقق اهداف و ماموریت مشخصی است؛قرار نیست اعضا در همه جهات و زمینه های فکری و عقیدتی؛ هم سویی داشته باشند قرار است که فصل مشترکشان همان اهداف و ماموریت نهادشان باشد.
قرار نیست که همه آرزوها و تمایلات اعضا در یک نهاد اجتماعی جمع شود و قرار نیست که اعضا را آنطور که ما هستیم گزینش کنیم؛قرار است حول هدف مشترک هرکس را همانطور که هست بپذیریم.در این حالت نگرانی آن است که تشکل های اجتماعی به جای توسعه توانمندی های خویش و کارآمدی با تفرق و انشعاب گسسته شوند.اما آنچه مهم است آن است که اعضا قبل از بحران به هم سوئی خود در مسیر تحقق نهاد مشترک شان اندیشه و عمل کنند.چه بهره مندی از فرصت های هم اندیشی و تولید محتوا و دست یابی به باورهای جمعی کمک خواهد کرد تا در بحران ها نهادهای مدنی هم ظرفیت اثربخشی داشتهباشند و هم مردم به اتکای آنان بتوانند مطالبات اجتماعی خود را سامان یافته به دستآورند.
تمرکز و تدقیق جمعی در موضوعات اجتماعی مبتلابه جامعه ایران همچون فقر، فساد (اخلاقی و مالی)،بیکاری، پدیدههای حاشیهنشینی،اعتیاد، کودکان کار، زنان آسیب دیده، سطح پایین رفاه اجتماعی، خدشهدار شدن اعتماد اجتماعی و سرمایههای اجتماعی، مطالبات حقوق شهروندی از دولت، شفافیت، ساختارهای اجتماعی بازدارندهی توسعه اجتماعی و بیکفایتی نظام مدیریتی، موضوعاتی است که سازمانّای غیردولتی و تشکلهای اجتماعی باید به آن بپردازند. این موارد معلول کمرنگی و بلکه بیرنگی عدالت اجتماعی در جامعه است و این بیعدالتی است که بحرانها را تشدید میکند.
وقت آن است که هماندیشیها را با هدف شناخت جمعی، تحلیل جمعی و در پس آن عمل جمعی برای این موضوعات دریابیم. یکی از مهمترین وظایف سازمانهای غیردولتی طرح مطالبات مردم از دولت و نهادهای حاکمیتی است. شکلگیری شبکهها نیز برای همین منظور است تا با همسوئی با یکدیگر بتوان قدرت اجتماعی این ضلع توسعه را افزون کرد. وقت آن است که موضوعات را جدیتر بگیریم و با اعتقاد به همگرائی، ظرفیت حضور اجتماعی و اثربخشی تشکلهای خود و فراتر از آن شبکههای تخصصی را به طور جمعی ارتقا بخشیم. پس میطلبد که وقت کیفی برای گفتوگوی با هم و عمل مشترک در مسیر رو به پیش بگذاریم. در این حالت در بحرانها صبورانهتر همدیگر را میپذیریم، عمیقتر همدیگر را و شرایط را درک میکنیم، آگاهانهتر با هم توافق میکنیم و بدان پایبند میشویم، انگیزهمندتر و پراحساستر دست یکدیگر را برای عهد با هم میفشاریم و مدبرانهتر آنها را به عمل مشترک اثر بخش تبدیل میکنیم.
یافتن آب به عشق است نه به سعی اما پس از سعی (علی شریعتی)













