سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

این سوی پل!

چکیده :مساله دو دهه اخیر اصلاحطلبان ایران این بوده است که برای جاری شدن اصلاحات لازم برای جلوگیری از فروپاشی ساختارموجود قدرت و اجتناب از نتایج وخیمی که از آن حاصل میآید آیا باید تلاش کرد با ورود به ساختار قدرت از طریق انتخابات آنرا از درون اصلاح کرد و روی ریل تغییرات عقلائی گذاشت و یا سیاست‌ورزی را صرفا به فعالیت در حوزه اجتماعی محدود و تلاش کرد جامعه به سمت بلوغ سیاسی و تعمیق شناخت موقعیت تحول...


انتشار یادداشت “اصلاحات کار حکومت است” در جامعه‌نو آغاز جاری شدن این پرسش بود که اساسا اصلاحطلب باید کجا بایستد و البته اکثر پاسخها هم با این مضمون کلی که باید درجهت کسب قدرت سیاسی و انجام اصلاحات عمل کند. این گرایش البته قابل درک است. فارغ از اهل قدرت و سیاست‌بازان حرفه ای که هویت و منافع خود را در کسب‌موقعیتی در ساختار قدرت جستجو میکنند و اساسا این حکم (اصلاحات‌کار حکومت است) را بر اساس تلقی و منطق حزبی بی‌بنیان پراتیک مییابند(اصلاحطلبی تخیلی ، اصلاحطلبی واقعی. روزنامه سازندگی ۱۹ آبان)، عده ای نیز از منظر گرایشی روشنفکرانه ، اصلاحطلبی را کنشی محاط شده در سپهر تفکر روشنفکری تعریف میکنند و نه بیش. دوسویه افراطی در طیفی که از قدرت‌طلبی محض زیر لوای‌اصلاحات شروع و به خفه کردن کنش سیاسی زیر پیکرفربه و ژله‌ای روشنفکری ختم میشود. دیدگاه جامعه‌نو با هردو طرف طیف فاصله داشت.

مساله را مختصر و دیدگاه الف یادشده را مختصرتر بازگو میکنیم: مساله دو دهه اخیر اصلاحطلبان ایران این بوده است که برای جاری شدن اصلاحات لازم برای جلوگیری از فروپاشی ساختارموجود قدرت و اجتناب از نتایج وخیمی که از آن حاصل میآید آیا باید تلاش کرد با ورود به ساختار قدرت از طریق انتخابات آنرا از درون اصلاح کرد و روی ریل تغییرات عقلائی گذاشت و یا سیاست‌ورزی را صرفا به فعالیت در حوزه اجتماعی محدود و تلاش کرد جامعه به سمت بلوغ سیاسی و تعمیق شناخت موقعیت تحول یابد. این پرسش ماندگار دربرخی وجوه تبدیل به مسائلی بدیل خود میشود: در انتخابات شرکت کنیم یا نکنیم؟مسئول ناکامی برنامه‌های اصلاحی اصلاحطلبان هستند یا عوامل بیرونی و خارج از کنترل آنها؟و…

مدعای آن یادداشت این بود که درپیش گرفتن روش اصلاح وقتی است که حکومتهامسیر بهینه حکمرانی را پس از دوره ای از عفلت در مسیر مخالف تکامل و توسعه عموم‌ در پیش بگیرند . به‌قاعده ، در پیش گرفتن مسیر تازه به علت به بن بست رسیدن شیوه حکمرانی آنها و تشدید تضادهای درون و بیرون دستگاه حکمرانی است. بنابر این ، نقش اصلاحطلبان میتواند دعوت از حکومت برای اصلاح مسیر ،پیش از رسیدن به نقطه آشتی‌ناپذیر شدن تضادهاباشد. نتیجه این زاویه نگاه این بود که هدف اول اصلاحطلبان نمیتواند مشارکت در قدرت سیاسی باشد، زیرا نیل به موقعیت جریان یابی روند اصلاح ، بیشتر به فشارهای وارده به حکومت از درون و بیرون بستگی دارد و ورود نیروهای اصلاحطلب به قدرت بویژه قدرت اجرایی شرط لازم آغاز روند اصلاحات نیست.

جامعه نو را هدف از طرح دوباره‌موضوع این‌نیست که پاسخی به دیدگاه های مخالف ابراز شده بدهد و یا حتی نادرستی دیدگاههایی را که در هفته‌های اخیر در باره لزوم شریک شدن با حکمران برای پیشبرد کار اصلاحات مطرح شده(“جبهه‌اصلاحات… باید به جزئی از حاکمیت تبدیل شودو با انجام اصلاحات…درجهت توسعه و ترقی ایران…” و الی آخر – نقل از روزنامه کارگزاران سازندگی ۱۹ آبان) نقد کند. حسن جبهه تحول خواه در ایران این است که هرکس به شیوه خود تحول را طلب میکند.

اما طرح دوباره بحث به خاطر یادآوری این نکته است که با اوضاع جدید وبسته شدن مجلس (این بار نه به توپ جنگی محمدعلیشاه، که به توپ اراده دست دوم شورای نگهبان) راه اصلاحطلبی مسدود نشده است ؛ راه طلب کردن اصلاحات از بیرون حکومت(و احتمالابی رودربایستی)بازشده است : تا وقتی حکومت در کژراهه‌ها سرگردان است، هرروز اقتصاد کشور را فقیرتر میکند، موقعیت خارجی کشور را تخریب و کشور را مساله‌دار میکند، فساد را در همه پستوهای خود تحمل میکند، نیروهای مافیایی را برگرده جامعه سوار کرده است ،و خود را در برابراعتراضهای مردم به ناشنوایی میزند، طریق نقد و نصیحت، ومطالبه و اعتراض(طرق عرفی اصلاحطلبی) بسته نیست. اصلاح طلبان و تحولخواهان یک دنیا کار در خارج از برج و بارو و مسند و دیوان حکومت پیش رو دارند که انجام آنها از نمایندگی مجلس مهمتر است. منتظر شویم و ببینیم اصلاح طلبان ناگذشته از پل پارلمان، بی‌اندیشه و سودای وکالت وریاست ، و بی‌واهمه شورای نگهبان، کجای آینده قرار میگیرند. محتمل تر میدانیم جایی در حاشیه حکومت ودرحوالی الهام بخشی تغییر و تنظیم کنندگی مطالبات واقعی توده‌ای ، سطح مطالبه اصلاحات را ارتقاء دهند‌.

از نداشتن کرسی مطمئن در مجلس نترسند، و به قول آن نماینده شجاع، التماس هم نکنند. یک شجاع دیگر هم باید پیدا شود و حذر دهد که اگر هفته آخرقبای مصلحت اعطا شد به دوش نگیرند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.