سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

وقت قیام مسلحانه رسیده؟

چکیده :امثال برنامه ی ثریا و جهان آرا در حالی به روحانی یاد آوری می کنند که «پناه می برده است به خدا از بستن دهان منتقدان» که گفتمان متبوع ایشان در وقت لازم دهان و دندان منتقدان را توی بازداشتگاه ها خرد کرده و جسم شان را به خون کشیده و به هیچ کجا هم پاسخگو نبوده و نیست! ...


یاسر عرب

امروز که کشور بیش از پیش نیازمند حفظ وحدت و آرامش روان اجتماع است تیشه به دست اقتدار گرایان افتاده. آنها با زدودنِ امنیت اجتماعی و با نقد غیر منصفانه و تخریب غیر عالمانه و توهین به هنرمندان اصیلی چون سرکار خانم رخشان بنی اعتماد، بر طبل بی ادبی و دوگانه سازی های کاذب می کوبند و به جای اصلاح کلام و رفتار و برنامه های شان وقتی با محدودیت مواجه می شوند کولی بازی هایی در میاورند که انسان انگشت به دهان می ماند!

امثال برنامه ی ثریا و جهان آرا در حالی به روحانی یاد آوری می کنند که «پناه می برده است به خدا از بستن دهان منتقدان» که گفتمان متبوع ایشان در وقت لازم دهان و دندان منتقدان را توی بازداشتگاه ها خرد کرده و جسم شان را به خون کشیده و به هیچ کجا هم پاسخگو نبوده و نیست!

آری دعوا، دعوای آزادی بیان نیست! دعوای اصحاب قدرت است! بارها در صدا و سیما فیلم های مستند بنده به تناسب شبکه و موضوع و وضعیت کشور سانسور شد. در موردی که توسط جناب مقصودی مجری محترم برنامه ثریا رقم خورد به صلاح دید شخص ایشان و دور از چشم بنده حتی دقایقی به فیلم ماهی ها در سکوت می میرند (شرح درد مردم سیستان) اضافه شد و بنده با بهت چیزهایی را از صفحه تلویزیون می دیدم که در فیلم ام وجود نداشت! خودم را به آتش کشیدم یا کولی بازی های امثال مجری جهان آرا را در آوردم؟

رضا امیر خانی مدتها پیش در صدا و سیما کلامی در مورد نکات مثبت شخصیت مرحوم هاشمی رفسنجانی گفت و هنوز ممنوع التصویر است. حاج آقای زائری در شبکه یک کلامی گفت «#شرم_بر_این_مجلس» هنوز ممنوع التصویر است. استاد حسن محدثی در شبکه چهار یک جمله گفت که «صدا و سیما به شکل سیستماتیک دروغ می گوید.» هنوز ممنوع التصویر است. بنده چند سال پیش آبرو و یک سال زمان خودم و دوستان ام را گذاشتم برای تولید یک مجموعه مستند چهارده قسمتی. چون شفاهی و صادقانه به مدیر شبکه عنوان کردم تنها در دو قسمت آن نقدهایی به متولیان امر (از جمله سپاه) خواهیم داشت پروژه یک طرفه فسخ و قرار داد لغو ثمر یک سال کار بنده خاکستر و آبروی ام در مقابل تیم تحقیقی که به امید بنده کار کرده بودند رفت. ما ها چه کردیم؟ کولی بازی راه انداختیم؟ دست به قیام مسلحانه زدیم؟ حاج آقای زائری مملکت را بهم ریخت؟ استاد محدثی با بیگاناگان مصاحبه کرد؟ رضا امیر خانی شکوه نامه به زمین و زمان نوشت و از رئیس سازمان و مدیران آن کاریکاتور ساخت؟ خیر! دندان روی جگر گذاشتیم و سر راه خود گرفتیم.

چندی پیش در دفتر مسئولی بودم. مجری کارشناس یکی از همین برنامه های مناظره محور صدا و سیما تماس گرفت که «فلانی را آورده ایم پای کار مناظره. در مقابل اش چه کسی را جلوی دوربین قرار بدهیم؟» آن مسئول کمی فکر کرد و گفت «هر کسی از این قبیل متفکرین را که در ذهن میاورم زندان است!» مجری دوباره پرسید «آنها که زندان نیستند چی؟» مسئول گفت «باقی اکثرا ممنوع التصویر هستند. برو دنیال یک آدم درجه ۳!» آیا این وضعیت نتیجه ی فضای انسداد گرایی نیست که خود این حضرات سوپر حزب الهی رقم زده اند تا جامعه چند صدایی را به محاق برده و تک صدایی را جایگزین آن کنند؟ آیا این وضعیت ثمره ی جانمایی افرادی نابلد و بی ربط نیست که به اسم #جوان_مومن_انقلابی در صدا و سیما زور چپان می شوند؟

جماعتی که خود را صاحب و مالک انقلاب می داند عمده درد اش این است که لوس، خود خواه، و تمامیت خواه بار آمده و گمان می کند همه جا باید با اولدرم پولدرم و سفارش این سردار و آن مسئول بیت، کار خود را پیش ببرد. هزاران مورد نقص و کوتاهی و فجایع و هدر دادن پول بیت المال، توسط همین دوستان سوپر ارزشی و عمار پندار رقم خورده و می خورد. آیا وقتی ثمره ی نقد آنها در هم ریختن گفتمان نظم اجتماعی و شکستن یک پارچگی کشور است، صدایی از ما آدمهای دلبسته به انقلاب بیرون میاید؟ آنها اگر جای امثال ما بودند تا بحال ده بار قیام مسلحانه نکرده بودند؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.