سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بازرگان، دولت موقت و شروع چالش نهادی در ساخت قدرت...

بازرگان، دولت موقت و شروع چالش نهادی در ساخت قدرت

چکیده :چالشی که بنیان آن در دولت موقت گذاشته و البته تا حدودی به دلیل شرایط خاص انقلابی، چندان جدی گرفته نشد، تعدد مدیریت و تفرقه مدیریت در جریان بعد از پیروزی و در مرحله اول اداره انقلاب و حکومت بود که در دست سه مقام رسمی مشخص و چند مقام غیر رسمی قرار گرفت. سه مقام رسمی، اول رهبری انقلاب، دوم شورای انقلاب که جانشین مجلس شورا و ناظر بر دولت می باشد و بلاخره خود دولت که به عنوان مجری تصمیمات و برنامه و مسئول کلی جریان ها و حوادث و جواب دهنده مسائل شناخته شده...


مرضیه حاجی هاشمی

دولت موقت با هدف و استراتژی خاصی شروع به کار می کند. استراتژی بازرگان در دولت، محدود کردن نقش دولت به تنظیم روابط بخش های مختلف اجتماع و هدف او اصلاح ساختار دولت بود. به نظر بازرگان در حکومت پهلوی همه چیز ناشی و تحت اختیار دستگاه حکومت بود که این امر باعث شده تا یک بروکراسی فاسد، وابسته، تنبل و حجیم شکل بگیرد و به جهت پیشینه طولانی حکومت استبدادی، ضعف مالکیت خصوصی، طولانی شدن دوران هرج و مرج و بی برنامگی دولت ها، جامعه مدنی رشد لازم پیدا نکرد.

محدود سازی دولت و اصلاح آن با کاهش بروکراسی با مقاومت های چند جانبه ای مواجه بود. اول، گروه های سیاسی در برابر روش اصلاح کارشکنی می کردند دوم خود کارمندان، تندروی سیاسی شده بودند و خیلی زود هزاران کمیته و شورای انقلابی در سازمان های دولتی تشکیل شدند که ادارات را عملا فلج کردند. پس از چند ماه بازرگان امید اصلاح به بروکراسی را که کلید پیشرفت اجتماعی می دانست از سر بیرون کرد . چرا که بازرگان در این مسیر دچار چالش های متعددی می شود. وی به نکته قابل تاملی اشاره می کند که نوعی تداخل یا تضاد بین نهادهای رسمی و غیر رسمی، چالش اساسی در کار دولت ایجاد کرده است.

به بیانی دیگر می توان گفت، چالشی که بنیان آن در دولت موقت گذاشته و البته تا حدودی به دلیل شرایط خاص انقلابی، چندان جدی گرفته نشد، تعدد مدیریت و تفرقه مدیریت در جریان بعد از پیروزی و در مرحله اول اداره انقلاب و حکومت بود که در دست سه مقام رسمی مشخص و چند مقام غیر رسمی قرار گرفت. سه مقام رسمی، اول رهبری انقلاب، دوم شورای انقلاب که جانشین مجلس شورا و ناظر بر دولت می باشد و بلاخره خود دولت که به عنوان مجری تصمیمات و برنامه و مسئول کلی جریان ها و حوادث و جواب دهنده مسائل شناخته شده است. مقامات غیر رسمی ولی حاضر و عامل، کمیته ها و پاسداران و گروه ها و افراد داوطلب و همچنین تعداد زیادی از رهبران روحانی می باشند.وجود افراد و مقامات مومن علاقه مند و فداکار انقلاب اگر از جهتی سرمایه و اطمینان محسوب می شود؛ ولی تعدد و کثرت قطب های ذی نظر و ذی اثر، عامل تشتت و کندی کار و مانع مدیریت و مسئولیت و احیانا غیر قابل تحمل می باشد .

بعدها یکی از تقاضاهای بازرگان از امام که مربوط به این مسأله است :

– برحذر داشتن مقامات غیر رسمی و غیر مسئول از هرگونه مزاحمت و دخالت در کار دولت و وادار ساختن آنها به همکاری و تقویت و تبعیت از دولت؛
– تمرکز مسئولیت و مدیریت در دست مقامات سه گانه رسمی؛
– تجمع، وحدت و سرعت در تصمیم گیری های مقامات مسئول نظر به اینکه لامحاله بسیاری از مسائل، مورد نظر هر سه مقام فوق الذکر باشد، مصلحت موقعیت ایجاب می نماید که تصمیم ها و راه حل ها مشترکا بررسی و اتخاذ شود در دستورهایی که احیانا از ناحیه رهبری عالیقدر انقلاب بدون اطلاع دولت با شورا اعلام می شود و ماموریت هایی که رأی صادر می فرمایند از قدرت عمل دولت نکاهد و مسئولیت ها را لوث ننماید.

برای هماهنگی بیشتر شورای انقلاب و دولت موقت، سرانجام به پیشنهاد بازرگان، تعدادی از اعضای هر دو نهاد به نهاد دیگر راه یافتند. فروهر، کتیرایی، میناچی، صباغیان و صادق طباطبایی به شورای انقلاب راه یافتند و از شورای انقلاب، هاشمی رفسنجانی، خامنه ای، مهدوی کنی و باهنر به عنوان معاونت وزارت کشور، وزارت دفاع، آموزش و پرورش و دارایی به کابینه راه یافتند .

منابع مورد استفاده:
علی بابایی ۱۳۸۱
برزین ۱۳۷۴
رضوی ۱۳۷۶


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.