سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ناشهروندان بیقرار

چکیده :از بین تحلیل های مختلفی که حول تبیین رخداد آبان ماه ارائه شده اند، نظرگاه سه نویسنده ی سرشناس؛ محسن گودرزی،محمد مهدی مجاهدی و محمد رضا نیکفر ، به ترتیب تحت عناوین، "شهروند عاصی و احتمالات آینده "،"فرودستان بیقرار" و "نبرد بر سر تصاحب،نبرد علیه تصاحب"، نکات ، خصائص و وجوه مهمی از این پدیده را نمایان ساخته اند....


عباس موسایی*

ناشهروندان بیقراربازخوانی تحلیل های آبان ماه با توجه به آرای ؛محسن گودرزی،محمد مهدی مجاهدی و محمدرضا نیکفر

رخداد آبان ماه ۹۸، از منظر گستردگی ،سرعت، فاصله با آخرین رخداد و… حائز اهمیت است. فهم چیستی این پدیده/رخداد از نظر و منظرهای گوناگون ، مقدمه ی چاره اندیشی و جلوگیری از مخاطرات رخدادها/ پدیده های مشابه است. وجه مشترک تحلیل ها پیرامون این رخداد آن است که تقریبا همه ی تحلیل گران، این اعتراضات را صدا و اعتراض فرودستان و حاشیه نشینان تعریف کرده اند. آمارها ، از گسترش روزافزون دهک های نابرخوردار، اقشار آسیب پذیر و جمعیت حاشیه نشینان حکایت می کند. وجود حدود ۱۸ میلیون حاشیه نشین(رشد ۳۰ برابری ) زنگ هشداری برای نظام تدبیر و تصمیم می باشد.( عباس آخوندی ،به نقل از روزنامه اطلاعات، ۲۷ دی ماه ۹۶).

از بین تحلیل های مختلفی که حول تبیین رخداد آبان ماه ارائه شده اند، نظرگاه سه نویسنده ی سرشناس؛ محسن گودرزی،محمد مهدی مجاهدی و محمد رضا نیکفر ، به ترتیب تحت عناوین، “شهروند عاصی و احتمالات آینده “،”فرودستان بیقرار” و “نبرد بر سر تصاحب،نبرد علیه تصاحب”، نکات ، خصائص و وجوه مهمی از این پدیده را نمایان ساخته اند. این نوشته ضمن اشاراتی اجمالی به مبانی و محتوای نوشته های مذکور و معطوف به متن ، محتوا و مفاهیم بکار برده شده در آنها، مفهوم “ناشهروندان بیقرار” را برای ایضاح پدیده /رخداد آبان ۹۸ پیش می نهد.

۱- “شهروند عاصی ”

⭕محسن گودرزی ،جامعه شناس و پژوهشگر افکار عمومی، شکل گیری و فزونی یافتن خشم در لایه های مختلف اجتماعی در ایران از دی ماه ۹۶ تاکنون را نشانه ی آشکاری از ظهور پدیده ای تازه در فضای سیاسی-اجتماعی ایران ارزیابی می نماید. ایشان معطوف به تحلیل های آماری ، از تقلیل امید و گسیختگی اجتماعی در سپهر سیاسی ایران از مرداد ۹۳ ، مخصوصا از دی ماه ۹۶ تاکنون سخن گفته و بازیگر یا عامل جدید شکل گرفته را در قالب مفهومی به نام “شهروند عاصی” توضیح می دهد.

“شهروند عاصی” بر بستر فضای واقعی به شدت مجازی شده، تکثیر می یابد. عصبانیت شهروند عاصی و ناراضی ، بر بستر شبکه های اجتماعی ،امکان و احساس قدرتی برای او به ارمغان آورده و به تشدید تنش، خشم، ترس و هراس جمعی و در نتیجه، رفتارهای جمعی پیش بینی نشده ، غیر قابل کنترل و هیجانی منجر می گردد. شهروند عاصی، شهروندی است که از وضعیت زندگی خود خسته شده ، از شیوه ی اداره ی کشور و جامعه ناراضی است، نه وضعیت برایش قابل تحمل است و نه امید و امکانی به تغییر می بیند. شهروند عاصی نفی کننده ی وضع موجود است. او سوژه ای بی پناه، مستاصل و سرخورده است. گودرزی گستردگی مشکلات و لاینحل ماندن آنها، نارضایتی فزاینده و جستجو ی زندگی بهتر در جایی دیگر، افول اعتبار نهادها و انباشت یاس، افول نیروهای سیاسی و حس بی پناهی ، نگرانی از شکنندگی زندگی و سیاست های ناگهانی تنش زا در زندگی را از عوامل بنیادین و تولید کننده ی شهروندان عاصی تعریف می نماید.(ر. ک به ، محسن گودرزی، شهروند عاصی و احتمالات آینده، اندیشه پویا۶۳، ص۴۷تا ۵۰)

۲-“فرودستان بیقرار”

محمد مهدی مجاهدی ، استاد علوم سیاسی با گرایش سیاست مقایسه ای، اما حوادث آبان ماه را در چارچوب مفهوم فرودستان بیقرار یا پریکریات توضیح می دهد. به زعم ایشان، برخلاف تصویر ساده و ساده انگارانه ی مسلط بر میانه ی قرن بیستم، امروز ساختار طبقاتی در چشم انداز “نظام های جهانی” از الگویی پیچیده تر تبعیت می کند. ایشان با مدد از استندینگ -که در کتاب فرودستان بیقرار:طبقه ی جدید خطرناک ، از هفت طبقه متمایز از هم از نظر روابط تولید، روابط توزیع، مناسبات با دولت و خودآگاهی معطوف به وضعیت، سخن می گوید- واکنش های بی شعار و بی زبان آبان ماه را از جنس واکنش های فرودستان بیقرار می داند. از نظر روابط تولید ، کار فرودستان بیقرارنه تضمین شده است و نه با ثبات. از نظر روابط توزیع ، این طبقه امنیت در آمدی ندارد ، بلکه کارمزد می گیرد و فاقد نظام بیمه ای است .

از نظر رابطه با دولت ،برای این طبقه حقوق چندانی تعریف نشده است و همان حقوق محدود هم قابل استیفا نیست. آگاهی طبقاتی فرودستان بی قرار ، بیزاری از موقعیت و نفرت از وضعیت و نومیدی از آینده است. فقدان امید و چشم انداز ، این گروه را به طبقه ای خطرناک تبدیل می کند. این طبقه دو سوی همه ی طیف های سیاسی جا افتاده را همزمان سلب و نفی می کند. نکته ی حائز اهمیت آن است که پارادوکس های این طبقه ، موجودیت و انحلال آنها را بر هم منطبق می نماید . از طرف دیگر مشارکت انتخاباتی پاسخگوی مسائل این طبقه نیست.

مجاهدی نیز همچون گودرزی ، کاهش همبستگی اجتماعی را در شکل گیری توده وار و هرج و مرج طلبانه ی این طبقه در حوادث آبان ماه ۹۸ موثر می داند. از دیگر خصائص این طبقه آن است که ، سخن نمی گویند ، فریاد می زند.(ر.ک به مجاهدی، اندیشه پویا۶۳. ص۵۲ تا ۵۴).

“فرودستان بیقرار” مد نظراستندینگ، شباهت زیادی با سوژه ی مبهم توصیفی توسط الن بدیو دارد؛” سوژه‌ی مبهم Obscure سوژه‌ای است که، از یک‌سو، افسرده، و از سوی دیگر، انتقام‌جوست. سوژه‌ای که در روبرویی با حقیقت با فضایی خالی، فقیر و تهی روبرو شده که نه در آن آینده‌نگری‌ای وجود دارد، نه علاقه و منفعتی و نه اُمیدی به آرمانی. تنها میل به «نفی» و «نهی» رادیکال بدون هیچ چشم‌اندازی از نتیجه و پیامدهای آن برای این سوژه اهمیت دارد.”

۳-نبرد بر سر تصاحب،

محمد رضا نیکفر ،اندیشه ورز ایرانی، اما حوادث اخیر را در قالب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران بررسی می کند. از منظری کلان تر ، عدم گذار به شهروندی و توقف در وضعیت ناشهروندی را باعث تشدید فقر می داند. ایشان نیز مانند گودرزی و مجاهدی ، گسستگی اجتماعی را در شکل گیری رخداد آبان ماه موثر می داند؛” زمینه‌ساز خیزش آبان ۱۳۹۸ گسستگی در جامعه است، موقعیت فراگیر ناشهروندی. ناشهروندی همتافته‌ای است که تنها به فقر برنمی‌گردد، اما هر جا فقر و محرومیت بیشتر باشد، شهروند بیشتر در موقعیت ناشهروند قرار می‌گیرد. بی‌حقوقی یکی از جنبه‌های این موقعیت است، همچنین حس بی‌آیندگی: وقتی نتوانی طرح زندگی‌ات را در افق این شهر بریزی، ناشهروند شده‌ای. خیزش آبان ۱۳۹۸ یک بار دیگر نشان داد که گسست‌ در کشور تا چه حد ژرف است.” نیکفر از منظر روشنفکری چپ و سکولار ، همزمان ماهیت التقاطی لیبرالی و غیر سکولار را در شکل گیری این وضعیت ( ناوضعیت به تعبیر تاجیک) تبیین می کند.

نیکفر در قالب مفهوم Neo islamoliberalism ، از آزادی محض عده ای و محجوریت عده ای دیگر که اینجا کارگران را مد نظر دارد ، سخن می گوید:”

سرمایه از هر تعهدی آزاد است و کارگر آزاد است کار کند یا از گرسنگی بمیرد، با تجسم سرمایه‌داری ناب مواجه هستیم؛ و نئولیبرالیسم مگر در درجه اول احیای سرمایه‌داری ناب نیست؟”

۴-چرا ناشهروند بیقرار؟

گودرزی، مجاهدی و نیکفر ،هر کدام بر زوایا و وجوهی از رخداد/پدیده/بحران آبان ۹۸، پرتو افکنی کرده اند، چنانکه هیچ تحلیلی نمی تواند مدعی فهم همه جانبه و پرتو افکنی بر همه ی زوایای یک پدیده باشد. وانگهی با در کنار هم نهادن مقدمات روش شناختی، مفاهیم کاربردی و تبیین گر ،یافته ها و تجویز های راهبردی ایشان ، می توان به فهم درست تری از اوضاع رسید. به نظر می رسد محور مشترک و پیوند دهنده ی این سه تحلیل را می توان در ذیل عنوان و مفهوم “ناشهروندان بیقرار “، جمع آوری نمود. ناشهروندان بیقرار در ناوضعیت بحرانی، در فقدان همبستگی اجتماعی و در گسیختگی اجتماعی، امکان کنش های رادیکال می یابند. در بطن و متن نوشته های ایشان، اما با غلظت های متفاوت می توان حضور همزمان رویکردهای اندیشگی، جامعه شناختی و روان شناسانه را مشاهده نمود.

گودرزی که بیشتر با رویکردی جامعه شناختی به بررسی اوضاع آبان ماه پرداخته است، در پی نوشت مقاله اش می نویسد، علاوه بر شهروند عاصی ، مفهوم سوژه یا انسان عاصی را نیز مد نظر داشته است. بنظر می رسد هیچکدام از مفاهیم شهروند و عاصی ، به تنهایی و یا در کنار هم ،نمی توانند تبیین گر و توصیف گر سوژه ی معترض آبان ماه ۹۸ باشند. مفهوم “شهروند عاصی” شاید بتواند برای توصیف جلیقه زردها ی فرانسه مناسب باشد، زیرا که هم شهروندند و هم در مقابل قانون عصیان و طغیان کرده اند، اما از آنجایی که انسان ایرانی هرچند از مشروطیت تاکنون از جایگاه رعیت عبور کرده است، اما همچنان شهروند نیست، نمی تواند مصداق مفهوم شهروند باشد. وانگهی رخداد آبان ، بیش از آنکه عصیان علیه قانون باشد و گودرزی در مقاله اش ، موشکافانه به بررسی آن پرداخته است، اعتراض علیه تهدید و تحدید هایی است که زندگی معترضان را تحت الشعاع قرار داده است. مخفی نماناند که این موضوع هرگز اهمیت کار و نتیجه ی مد نظر دکتر گودرزی را به چالش نمی کشد.

از طرفی ، هرچند مفهوم فرودستان بیقرار و تبیین روشنگرانه ای که دکتر مجاهدی از اوضاع ، ارائه داده اند ، بر گستره ای وسیع از پدیده و اوضاع ابان ۹۸ پرتو افکنده است، اما می توان گفت بخش موثری از معترضان آبان ماه را نمی توان در ذیل مفهوم فرودستان بیقرار تعریف کرد. به عبارتی بخش موثری از این بیقراران معترض در طبقه ی فرودست نمی گنجیدند، هرچند ممکن است غلبه جمعیتی معترضان با فرودستان بیقرار باشد.

نیکفر اما تاکیدی بیشتری بر مفهوم “ناشهروندی”دارد.ایشان فاصله تا شهروندی را بیش و پیش از اینکه در رخداد آبان جستجو کند، در بطن و متن ساختار سیاسی بررسی می نماید. نکته ی مهمی که در نوشته ی نیکفر بعنوان یک روشنفکر چپ، خارج نشین و سکولار دیده می شود، مخاطرات براندازی خواهی خونین و خیالبن اپوزیسیون است.

اگر به اقتفای توماس اسپریگنز، نویسنده ی کتاب ارزشمند فهم نظریه های سیاسی، فهم درد و مختصات بحران را مقدمه ی درمان بدانیم ، آنگاه می توان مدعی شد که بر مردم، حاکمان، جریان ها ، شخصیت ها و اقطاب سیاسی فرض است، با مدداز جامعه شناسان، دانشوران علم سیاست، روان شناسی، روابط بین الملل و..‌ به فهم درستی از اوضاع کنونی برسند‌.

*فعال سیاسی و عضو حزب توسعه ملی

منبع: هفته نامه صدا


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.