سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

همبسته با مردم، وفادار به حقیقت

چکیده :این روزها در پی انتشار خبر سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خط هوایی تهران-کِیف، موج جدیدی از اعتراضات در برخی از شهرهای کشور شکل گرفته که در این یادداشت کوتاه در جهت روشن‌تر کردن برخی از ابعاد آن تلاش شده...


اشکان فیاض‌بخش*

این روزها در پی انتشار خبر سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خط هوایی تهران-کِیف، موج جدیدی از اعتراضات در برخی از شهرهای کشور شکل گرفته که در این یادداشت کوتاه در جهت روشن‌تر کردن برخی از ابعاد آن تلاش شده است.

نکته اول در خصوص این اعتراضات مختصات اجتماعی آن است که همان گونه که پیداست، این بار برخلاف اعتراضات آبان گذشته و اعتراضات سراسری سال ٩۶، نهاد دانشگاه نقش مهمی در آغاز و پیوستگی این اعتراضات ایفا کرده است. بنظر می‌رسد حضور افرادی با سوابق دانشجویی به ایجاد حس همدلانه‌ای میان دانشگاهیان کمک کرده باشد. همچنین به باور نگارنده، دو عامل مهم تر در این امر مورد توجه است: یکی مسئله حساسیت طیفی از جامعه نسبت به فریب‌کاری سیاسی و دروغ سیستماتیک و دیگری احساس نیاز به کنشگری موثر خیابانی از سوی همین طیف، که به واسطه‌ی وقوع یک اتفاق (سقوط هواپیما) رخ داده است. بخشی از جامعه، که پیوسته در خصوص خطر وقوع جنگ و سیاست خارجی دو کشور ایران و آمریکا، انتقاداتی را گوشزد می‌کرد، این بار در سایه‌ی روزهای ملتهب میان طرفین، خواسته‌های خود را سرکوب‌شده یافته و ناامیدانه نظاره‌گر صحنه آرایی‌های هزینه‌زای برخی بود، بعد از وقوع فاجعه‌ی پرواز تهران-کیف و عملکرد حاکمیت پس از آن، فرصت را مناسب یافت تا بار دیگر کنشی موثر در برابر این رویدادها داشته باشد. بخشی از جامعه که آگاهی سیاسی بیشتری دارد و نسبت به وقایع اجتماعی و سیاسی حساس‌تر و تحریک‌پذیرتر است.

این امر را می‌توان به عنوان تفاوت این اعتراضات با اعتراضات آبان ٩٨ و دی ٩۶ که بیشتر ناشی از محرک‌های اقتصادی بودند، در نظر گرفت. اما هر سه این اعتراضات در یک نقطه اشتراک دارند و آن هم نشانه گرفتن اصل و ریشه‌ی مسئله است. خواه هنگامی که طبقه‌ی متوسط اجتماعی نسبت به سایه افکندن خطر جنگ و سپس دروغ و پنهانکاری نهادهای رسمی اعتراض می‌کند و یا وقتی که قشر پایین‌دست اقتصادی و حاشیه‌ای شهرها، به سبب اقتصاد سیاسی حاکم در جمهوری اسلامی، نسبت به وضع معیشتی معترض است، هدف‌گیری‌ هر دوی این اعتراضات به یک سمت است و در نهایت هر دو همگرا شده و در یک نقطه به اشتراک می‌رسند.

در این میان، نقش دانشگاه به عنوان پیوند‌دهنده‌ای میان طیف‌های مختلف اجتماعی، حائز اهمیت است. و به نظر می‌رسد دانشگاه در جهت‌دهی صحیح و ارائه‌ی فرم‌های بدیع جنبشی در راستای کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری، موثر واقع شود. اما در اعتراضات روزهای اخیر، خشم ناشی از برخوردهای حاکمیت با معترضین آبان و مجموعه‌ی حوادث هفته‌های اخیر، موجب رادیکالیزه شدن معترضین در شعارها شده است و این مهم، نشان از تفاوت اعتراضات اخیر با اعتراضات همین طیف در سال ٨٨ دارد. این خشم و در پی آن تندتر و مهارناپذیر شدن شعارها، از طرفی موجب افزایش هزینه و برخوردها می‌شود که می‌تواند فروکش کردن سریع اعتراضات را، خصوصا در شهرستان‌ها، به دنبال داشته باشد و تداوم و پیوستگی آن را با خطر مواجه کند.

در کشوری که با حذف و طرد نهادهای مدنی، نبود احزاب جدی سیاسی و حتی از شأنیت افتادن مجلس شورای اسلامی، مواجه است، لاجرم دانشگاه نقشی اساسی بعنوان میانجی در جامعه به عهده دارد. اعتراضات اخیر نشان داد دانشگاه همچنان قدرت تاثیرگذاری در جامعه را دارا است. اما باید به یاد داشت که مردم به ذات نه خیر مطلق و نه شر مطلقند، آنچه که اهمیت دارد، وفاداری نهاد دانشگاه به حقیقت است. تاثیرگذاری دانشگاه در جنبش‌های اجتماعی را باید در نسبت آن جنبش‌ها با ایده‌های رهایی‌بخش سنجید. ایده‌هایی که عدالت را در پیوند با آزادی‌های سیاسی و اجتماعی معنا کند.
از این رو، در کشوری که دائما با بحران‌های عدیده‌ای روبروست به نظر می‌رسد تشکل‌یابی، شبکه‌سازی و جاانداختن ایده‌های حقیقی رهایی باید در اولویت قرار گیرند.

اما بنظر می‌رسد که معضلات پیش روی جمهوری اسلامی، تحولات اخیر منطقه‌ای و رویگردانی قابل پیش‌بینی مردم از صندوق رأی در انتخابات آینده، موجب هرچه بیشتر یکدست شدن حاکمیت در سطوح مختلف خواهد شد و به تنگ‌تر شدن و اختناق بیشتر در فضای جامعه و دانشگاه می‌انجامد. از این رو دور نیست روزی که صدور احکام فله‌ای و دخالت بیش از پیش نهادهای امنیتی در دانشگاه، امکان تشکل‌یابی و شبکه‌سازی فعالین دانشجویی را با مشکل مواجه کند و فصل جدیدی از فعالیت و نقش آفرینی دانشگاه در جامعه رقم بخورد. فصلی که هرچه باشد، باید آگاهانه، عقلانی و در وفاداری به حقیقت باقی بماند.

*فعال دانشجویی


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.