سخنان مقام رهبری و تقاضای یک شهروند؛ با شش معضل کشور چه کنیم؟
چکیده :همه میدانیم که جامعه با معضلات اساسی روبرو است، از طرف دیگر در شرایط کنونی نقدترین و موثرترین نهادی که در کشور میتواند بر سامان امور تاثیر بگذارد، «نهاد رهبری» است. من بعنوان یکی از شهروندان این کشور که نسبت به سرنوشت ایران مثل دیگر هموطنان...
حمیدرضا جلائیپور
فردا ۲۷/۱۰/۹۸ در تهران مقام رهبری خطبههای نماز جمعه را ایراد خواهند کرد.
همه میدانیم که جامعه با معضلات اساسی روبرو است، از طرف دیگر در شرایط کنونی نقدترین و موثرترین نهادی که در کشور میتواند بر سامان امور تاثیر بگذارد، «نهاد رهبری» است. من بعنوان یکی از شهروندان این کشور که نسبت به سرنوشت ایران مثل دیگر هموطنان نگرانم، تقاضا و علاقه دارم فردا در سخنان مهم رهبری پاسخ به سوالات زیر را (که به نحوی پاسخ به راههای درمان معضلات کشور است) در صورت امکان بشنوم.
۱)جامعه از چه راهی میتواند مساله «عدم تناسب میان اختیارات و مسولیت» را در مهمترین نهادهای تصمیمگیری در کشور حل کند؟ بعنوان مثال چگونه است که کسانی میتوانند دو روز علت سقوط هواپیما را نه از افکار عمومی که حتی از ریاست جمهوری کشور پنهان کنند و همچنان طلبکارانه صحبت کنند؟
۲)جامعه از چه راهی میتواند نظامیان را تشویق کند که در سیاست خارجی و در سپهر اقتصاد و فرهنگ جامعه دخالت نکنند؟
۳)جامعه از چه راهی میتواند نهادهای انتخابی را در کشور نافذ کند؟ بعنوان مثال وقتی در این شرایط بحرانی کشور، دو سوم ثبتنام کنندگان در انتخابات مجلس یازدهم، توسط نهاد ناظر انتخابات، از شرکت در انتخابات محروم میشوند، چه نهادی در عمل به آنها پاسخگو است؟ به بیان دیگر برای اینکه در ایران انتخابات آزاد، سالم و منصفانه داشته باشیم شهروندان به کجا باید پناه ببرند؟
۴)سیاست خارجی «نه به جنگ» سیاست قابل دفاعی است ولی کافی نیست. یکی از راههای درمان بحران اقتصادی کشور سیاست خارجی «نه به جنگ و نه به تحریم» است. شهروندان برای اینکه این سیاست در دستور کار قرار گیرد چه باید بکنند؟
۵)صداوسیما، صدای همه شهروندان ایران نیست. در صداوسیمایی که حتی برنامه سرگرمی فوتبال فردوسیپور تحمل نمیشود، شهروندان باید بهکجا پناه ببرند؟
۶)وقتی «چند دادگاه سیاسی و ابزاری» سالها است که نخبگان دلسوز کشور را زندانی انفرادی میکنند، بیدریغ حکم به سالها زندان میدهند و شمشیر وثیقه را بربالای سرشان برای سالها نگه میدارند، آنها را سالها ممنوع الخروج میکنند، برای درمان این عدم استقلال امور قضایی در سرکوب منتقدان، شهروندان باید به کجا پناه ببرند؟
به نظر من بعنوان یک معلم «درس جنبشهای اجتماعی»، عدم پاسخ جدی به سوالات فوق دو دهه است که جامعه ایران را «جامعهای جنبشی و مطالباتی» و اخیرا این جامعه را «اعتراضی و شورشی» کرده است. متاسفانه در پاسخ به این وضعیت هسته اصلی قدرت در ایران بجای پاسخگویی دنبال رویاهای غیر عملی ایرانسوز خود است. عدم پاسخ به سوالات فوق در چشم مخاطبان، ایران را در وضعیت «تجسد انکار در حکمرانی» قرار داده است و روز به روز از قلمرو «در برگیرندگی» حکومت نسبت به عامه شهروندان کاسته میشود، و سرنوشت ایران و افق آن را تیره کرده است. روشن است من سادهاندیش نیستم که انتظار داشته باشم که مقام رهبری همین فردا به این سوالات پاسخ دهد ولی منش اصلاحجویی حکم میکند که راه اصلاح امور به مهمترین نهادهای تصمیمگیر کشور یادآوری شود.













