سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ظهور مفهومی جدید در بین مفاهیم رایج «براندازی» و «اصلاح طلبی» در سپهر سیاسی- اجتماعی ایران...

ظهور مفهومی جدید در بین مفاهیم رایج «براندازی» و «اصلاح طلبی» در سپهر سیاسی- اجتماعی ایران

چکیده :به نظر می رسد در فضای جامعه سیاسی ایران، رخدادها و روندهای سال های اخیر، در ادبیات و مفاهیم سیاسی جریانات و گروه های فکری-سیاسی، تغییرات قابل ملاحظه ای ایجاد کرده است. تا پیش از این در سپهر سیاسی - اجتماعی ایران، سه مفهوم به سه نوع کنش سیاسی در نسبت با حکومت، حیات می بخشید. این سه مفهوم شامل «براندازی»، «اصلاح طلبی» و «اصول گرایی» است که به ترتیب به کنش انقلابی و براندازانه، کنش اصلاحی درون ساختاری و کنش محافظه کارانه و حفظ وضع موجود، تعلق می...


علی محمد حاضری

برای پاسخ به سؤال «تاب آوری جریان اصلاح طلبی و جامعه مخاطب این جریان فکری – سیاسی تا کجاست؟ » که مرضیه حاجی هاشمی مطرح کرده است، می توان یک مرزبندی مفهومی جدید را در جامعه شناسی سیاسی جمهوری اسلامی تعریف کرد.

به نظر می رسد در فضای جامعه سیاسی ایران، رخدادها و روندهای سال های اخیر، در ادبیات و مفاهیم سیاسی جریانات و گروه های فکری-سیاسی، تغییرات قابل ملاحظه ای ایجاد کرده است. تا پیش از این در سپهر سیاسی – اجتماعی ایران، سه مفهوم به سه نوع کنش سیاسی در نسبت با حکومت، حیات می بخشید. این سه مفهوم شامل «براندازی»، «اصلاح طلبی» و «اصول گرایی» است که به ترتیب به کنش انقلابی و براندازانه، کنش اصلاحی درون ساختاری و کنش محافظه کارانه و حفظ وضع موجود، تعلق می گیرد.

مرضیه حاجی هاشمی در یادداشت «تاب آوری جریان اصلاح طلبی» آورده است که سالهاست اصلاح طلبان با هر میزان سهمی که برای آنها از نامزدهای انتخاباتی گرفته تا قدرت سیاسی، لحاظ شده است، کنار آمده اند و در رقابت های نابرابر انتخاباتی، واگذاری های صوری ارکان حکومتی و تصمیم گیری های پایین دستی، غیر اساسی و مربوط به امور جزئی، مشارکت دارند. من در اینجا اشاره می کنم که معطوف به وضعیتی که برای کنش های اصلاحی در جامعه سیاسی به وجود آمده، شاهد یک مرزبندی مفهومی جدیدی هستیم که بیانگر شکلگیری مفهوم «تحول گرایی» بین مفهوم براندازی و اصلاح طلبی است. در ادامه به ویژگی های کنشگران این حوزه مفهومی در سطح نخبگان و عموم جامعه خواهم پرداخت.

برای اینکه مفهوم تحول گرایی بهتر درک شود باید ابتدا حدود مفهومی اصلاح طلبی مشخص شود.اصلاح طلبی به دیدگاه و موضع سیاسی اطلاق می شود که نسبت به کلیت نظام و ساختار سیاسی موجود، نگاهی وفادارانه و حمایت امیز دارد و نقدها و اصلاحات درون سیستمی خود را از مجاری سازوکارهای پیش بینی شده در اسناد اساسی و بالا دستی از جمله قانون اساسی دنبال می کند و مطالبات را از طریق مسالمت امیز و خشونت پرهیز پی می گیرد و از جمله به صندوق رای به عنوان اصلی ترین مجرای اعمال اصلاح می نگرد و به این معنا اصلاح طلبی در کلیت ان در تقابل با مفهوم انقلاب به معنای کلاسیک ان باز شناخته می شود ولی امروزه در فضای سیاسی ایران این معنای عام، برای بازشناسی رویکردهای سیاسی موجود در طیف بندی جریان های اصلاح طلب، وافی به مقصود نیست و ما بر آنیم با سود جستن از مفهوم تحول خواهی حد میانه و وسطی را تعریف کنیم.

بر این اساس به نظر می رسد اصلاح طلبی را باتوجه به شرایط امروز ایران به معنی جریانی بنامیم که در مقابل جریانهای تمامیت خواه و انانکه به نام حمایت و دفاع از اسلامیت نظام به نحوی روز افزون عرصه را بر بعد جمهوریت و حق مردم در تعیین سرنوشت خود محدود و تنگتر می سازند، موضعی آنچنان تسلیم طلبانه و انفعالی دارند که عملا کنش خود را صرفا به حدود تعیین شده از سوی تمامیت خواهان محدود می کنند و نسبت به تعارضاتی که در حق حاکمیت ملی صورت صورت می گیرد واکنش چندان اثر بخشی ازخود بروز نمی دهند و درمقام عمل به میدان عملی که برای آنها تعریف و تحدید می شود رضایت می دهند. مصداق عملی این موضع، چنان است که مثلا در انتخابات مجلس علیرغم نقدهای بیانی و گفتاری که نسبت به نحوه اعمال نظارت استصوابی از سوی هیئت نظارت و دیگر دست اندرکاران انتخابات اظهار می دارند؛ اما درنهایت صرفا از میان باقی مانده کاندیداهایی که از تیغ نظارت جان بدر برده اند به انتخاب کاندیدای مورد نظر خود با استراتژی ترجیح بد از بدتر دست می زنند و از حامیان و هواداران خود می خواهند تا با حمایت از انها، از شکل گیری مجلس یک دست متشکل از عناصر افراطی جریان تمامیت خواه جلوگیری کنند. این اصلاح طلبی ، آنچنان به اصل شرکت در انتخابات و صندوق رای اصالت می دهد که اصل ازادی رقابت و سلامت فرایندها و حق مشارکت کنندگان در داشتن کاندیداهایی که مواضع و نظرات آنها را نمایندگی کنند، ممکن است در حاشیه قرار بگیرد.

اصلاح طلبی رایج را باتوجه به واقعیات امروز جامعه ایران، می توان در مقابل آنچه من «تحول گرایی» نام گذاری کرده ام، نوعی اصلاح طلبی منفعلانه نسبت به تغییر قلمداد کرد؛ لذا می توان در این حوزه مفهومی، از دو دسته متمایز صحبت کرد. «اصلاح طلبی منفعلانه» و «اصلاح طلبی فعالانه».

منظور از اصلاح طلبی منفعلانه همین اصلاح طلبی حاضر در ساختار قدرت است که در قبال اقدامات و مواضع کاملا محدود کننده عرصه اصلاح طلبی، از سوی جریانهایی که بنام دفاع از اسلامیت نظام، روز به روز مظاهر جمهوریت و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را ننگ تر و تنگ تر می کنند ولی اینگونه اصلاح طلبان غیر از ابراز نگرانی کم رمق، در عمل به کنشگری سیاسی در میدان باقی مانده رضایت می دهند و معلوم نیست تا کجا به این روند ادامه خواهند داد. بعنوان مثال اگر با حربه نظارت استصوابی شورای نگهبان که امروز دامنه اعمال آن به هیأتهای اجرایی انتخابات نیز تسری یافته است، همه نیروهای حزبی آنها رد صلاحیت شدند، همچنان به معرفی کاندیدا از میان باقیمانده ها رضایت می دهند و استدلالشان نیز این است که هنوز می توان کاندیداهایی را شناسایی کرد که نسیت به تندروهای افراطی منتسب به جبهه پایداری، معتدل ترند. این خط مشی به صورت منطقی می تواند تا آنجا ادامه یابد که اگر حتی تمامی کاندیداهای غیر منتسب به جبهه پایداری هم رد صلاحیت شوند و فقط اعضای جبهه پایداری تأیید صلاحیت شوند، باز می توان گفت عناصر جبهه پایداری هم از نظر درجه و میزان تند روی، یکسان نیستند و لابد به مواضع اصلاح طلبان اقتضا می کند. اصلاح طلبان از طریق حمایت از اعضای کند افراطی جبهه پایداری، از تشکیل مجلس مرکب از افراطیون جبهه پایداری جلوگیری کنیم!

درمقابل اینگونه اصلاح طلبی منفعلانه می توان مواضع اصلاح طلبانه فعال که من تحت نام «تحول گرایی» مفهوم سازی کرده ام را این چنین توضیح داد: جریانی که ضمن دفاع از ارزشهای انقلاب، به حفظ جامعیت و کلیت این ارزشها و نیز اجرای کلیت قانون اساسی به عنوان میثاق ملی آنچنان اهمیت می دهد که عدول از وجوه جمهوریت نظام را به منزله تهدید به اسلامیت نظام نیز تلقی می کند و به همین دلیل همه ارکان نظام را در قبال مردم و نمایندگان آنها مسئول و پاسخگو می داند و با هر برداشت و تفسیری که مغایرت جدی با این امر داشته باشد مخالفت جدی می کند و کنشگری عملی خود را به نحوی سامان می دهد که با پذیرش بدون قید و شرط قواعد تعیین شده از سوی تضعیف کنندگان حق حاکمیت مردم همسو نباشد.

طبیعی است این مواضع نمی تواند به این رضایت دهد که صرفا در محدوده ای به کنشگری بپردازند که مخالفین وجوه جمهوریت نظام برای آنها تعریف نموده اند؛ لذا ممکن است در شرایط خاص اصل ورود به عرصه رقابت را بدون تضمین و تأمین حداقل های آن، با رویکرد اصلاح طلبانه ناسازگار بیابد و همه توان خود را برای اصلاح قواعد رقابت به خدمت گیرد. البته تشخیص و تعیین شرایطی که معرف نفی وجود حداقل های لازم است امری ساده و بدیهی نیست ولی مهم باور به این محدوده است که مواضع این دوشاخه اصلاح طلبی را باهم متمایز می کند.

با وجود این لازم است تمایز رویکرد تحول گرایی را از جریانات برانداز با صراحت هرچه بیشتر روشن کنیم. در این مرز بندی مفهومی” تحول گرایی” مورد نظر به هیچ وجه تردیدی در اصالت و حقانیت حرکت آزادی خواهانه، ضد استبدادی و ضد استعماری انقلاب ۵۷ ملت ندارد و همچنان راهبرد ها و اهداف متعالی، خردگرا و ترقی خواهانه آن حرکت عظیم و تاریخ ساز را مسیر رشد و تعالی جامعه ایران می داند و البته متناسب با تجارب و فراز و نشیب های چهار دهه اخیر، به بازسازی و بازتفسیر ساختارها و میراث آن حرکت نیز در چارچوب قواعد دموکراتیک و به نحوی مسالمت آمیز می اندیشد ولی همچنان به کلیت آن حرکت عظیم رهائی بخش وفادار است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.