جمعیت و مصادره جریان سیاسی مسلط
چکیده :بسیاری معتقد بودند که حضورشان در تشییع جنازه سردار سلیمانی جنبه میهنی و همگانی دارد و معنای آن را نمیتوان و نباید به نفع حمایت از جریان سیاسی مسلط ضرب کرد. فارغ از دیدگاههای ما، حضور جمعیت، بیتفاوت نیست. جمعیت چیزی ورای دیدگاهها و نظرگاه تکتک آدمهاست....
امین بزرگیان
نویسنده روزنامه کیهان یک روز بعد از تشییع جنازه قاسم سلیمانی در تهران در سرمقاله این روزنامه نوشت: «اکنون فصل جدیدی آغاز شده است. نباید با کسانی که دم از انفعال و نرمش بزنند بهعنوان وطنفروش و نفوذی معامله کرد…از آشوب نیابتی ۸۸ تا FATF… یکی از ضرباتی که به آمریکا باید زد، زدن همین حلقه مُرجِفون است…»
صبح همان روز تیتر اول روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران با عکسی از خیل جمعیت تشییعکننده، این بود: «قیام سپاه قدس». برخی از دموکراسیخواهانِ حاضر در این مراسم به اینگونه «مالِ خودسازیها» اعتراض کردهاند و آن را سواستفاده از حضور مردم دانستهاند.
بسیاری معتقد بودند که حضورشان در تشییع جنازه سردار سلیمانی جنبه میهنی و همگانی دارد و معنای آن را نمیتوان و نباید به نفع حمایت از جریان سیاسی مسلط ضرب کرد. فارغ از دیدگاههای ما، حضور جمعیت، بیتفاوت نیست. جمعیت چیزی ورای دیدگاهها و نظرگاه تکتک آدمهاست. کلیتی میسازد که در نهایت رو به سویی دارد، کلیتی که مثل انتخابات قابل شمارش نیست. هیچ عجیب نیست که جریان سیاسی مسلط از آن به نفع خودش استفاده کند. اساساً هر اجتماعی در نهایت به نفع یک ایده سیاسی خاصی خود را بروز میدهد.
تیتر روزنامه جوان بیراه نیست. حضور افرادی مثل مصطفی تاج زاده یا لطفالله میثمی نه تنها به این جمعیت معنایی فراجناحی نمیدهد که خود همین تصویر، وسیلهای برای سرکوب مشروع آنها میشود. جمعیت، سیاسی و برای فیصله دادن است.
اما هر چقدر این جمعیت غیر سیاسی شدن خود را پس میزند توجه به یک نکته بسیار حیاتی است: برای مخالفین نیز نباید این توهم را بسازد که آنچه در خیابان دیدهاند “توهم” است وچیزی مصنوعی است. برساختگیها، آن را مصنوعی نمیکند. جامعه ایران مثل هر جامعه دیگری تحت تاثیر بیشمار ایدهها، علایق و نظرگاههاست. در هر لحظه از آن، بخشی از این ایدهها خود را بروز میدهد و در جایی نشان مییابد. هر بار بروز، به نفع یک ایدئولوژی سیاسی است. بسیاری از کسانی که در اعتراضات ۹۶ و ۹۸ به خیابانها آمدند از همان طبقهای بودند که روزی احمدینژاد را فرشته نجات خود دیده بودند.
رویدادها پس از گذشت زمان، و فرو نشستن، حتی برای آنهایی که در آن مشارکت کردند، معنا مییابد. نباید عجله کرد.













