سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

امید به «خیلی کم» و «خیلی دیر»

چکیده :اگر ایران چند سال دیگر در تحریم زندانی بماند، هم از اقتصاد جهانی عقب خواهد ماند هم از رشد علم و تکنولوژی. عقب ماندگی مذکور به احتمال زیاد چنان تثبیت خواهد شد که دیگر امکان رسیدن مجدد به رقبای منطقه ای (ترکیه، عربستان و اسرائیل) ممکن نخواهد شد و قدرت اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیک ایران در حد عراق، افغانستان و سوریه خواهد بود....


عیسی پیله ور

اخیرا دکتر رنانی به آینده (۲۰-۳۰ سال بعد) ایران اعلام امیدواری کرده اند که دعا کنیم انشالله خیلی زودتر از ۲۰-۳۰ سال درست درباید ولی تقریبا همه مواردی که بعنوان مایه امیدواری اشاره کرده اند، وقتی فکر و تامل کنیم می‌بینین که مایه تاسف و نگرانی اند. (بعلاوه ۲۰-۳۰ سال بعد به قدر کافی دیر و دور است و تا آن موقع اکثریت جمعیت جوان فعلی و مسن ترها عملا از دور خارج شده اند.)

سرعت رشد و تحولات اقتصاد، علم و تکنولوژی بالاست

لذا اگر ایران چند سال دیگر در تحریم زندانی بماند، هم از اقتصاد جهانی عقب خواهد ماند هم از رشد علم و تکنولوژی. عقب ماندگی مذکور به احتمال زیاد چنان تثبیت خواهد شد که دیگر امکان رسیدن مجدد به رقبای منطقه ای (ترکیه، عربستان و اسرائیل) ممکن نخواهد شد و قدرت اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیک ایران در حد عراق، افغانستان و سوریه خواهد بود.

تثبیت بیکاری و بی مهارتی نسل جوان جاری

حدود نصف نسل جوان، کار مناسب/ متناسب نداشته اند و ندارند و اگر وضعیت اقتصادی اجتماعی فعلی ادامه یابد، سالهای طلایی انطباق آنها با فضای کار و بازار سپری خواهد شد و متاسفانه اغلب آنچه قبلا در دوره های آموزشی یاد گرفته بودند را هم فراموش خواهند کرد و به احتمال خیلی زیاد نخواهند توانست مجددا خود را به سطح اشتغال با ارزش افزوده بالا برسانند.

افت سطح سلامتی نسل جوان و نیز کودکان و نوجوانان

با ادامه وضعیت بد اقتصادی، اکثر خانواده ها توان تامین مالی محصولات و خدمات سلامتی را نخواهند داشت که به افت سطح سلامتی نسل جوان منجر خواهد شد. افت مذکور در وضعیت سلامتی کودکان و نوجوانان، احتمالا بیشتر و پرضررتر خواهد بود. (مهم: احتمالا کیفیت تحصیل بچه‌ها هم افت خواهد کرد.)

قسمت اعظم جامعه دیده نمی شود

اکثر فعالان اجتماعی و سیاسی مشهور، با مستضعفین و نیز اقلیتها ارتباط کمی دارند و بعید است که تصویر مسقیمی از وضعیت مردم و صدماتی که در مشکلات اقتصادی می بینند، داشته باشند. در اغلب مطالبشان هم استنادی به آمارهای معتبر دیده نمی شود. لذا باید نگران بود که قسمت اعظم جامعه دیده نمی شوند.

نسل جوان باسواد نمی تواند بدون نهادهای مناسب کار چندانی انجام دهد

وجود نسل جوان باسواد و “ایدئولوژی‌نزده”، برای توسعه لازم و خوب است ولی اصلا کافی نیست بلکه مکانیسمهای نهادی خیلی متفاوت و خیلی زیاد هم لازم است. اغلب نهادهای موجود همین الان کارکرد مورد انتظار را ندارند* و اگر محدودیتهای اقتصادی و سیاسی همین الان رفع شوند، بازگشت نهادها به شرایط عادی مدتها طول خواهد کشید. اما اگر وضعیت وخیم اقتصادی و محدودیتهای سیاسی چند سال دیگر ادامه یابد، کارکردهای نهادهای موجود ضعیف تر شده و بازگشت آنها به شرایط عادی مدت بیشتری طول خواهد کشید. دارد تا موثر باشد. اغلب نهادهای موجود همین الان کارکرد مورد انتظار را ندارند.

(این خود سئوال مهمی است که کدام نهادهای اصلی ما کارکرد کافی/ لازم را دارند؟ نهاد مجلس؟ نهاد ریاست جمهوری؟ نهاد قضاوت؟ نهاد وزارت؟ نهاد انتخابات؟ نهاد قانون اساسی؟ نهادهای خصوصی اقتصادی؟ نهادهای غیرحکومتی اجتماعی؟ نهاد خانواده؟ نهاد دانشگاه؟ نهاد مدرسه؟)

مقاومت غیررسمی ها و غیرقانونی ها

حتی اگر مقامات ج.ا.ا. همین امروز تصمیم به اجرای قانون اساسی و رعایت شاخصهای حکمرانی خوب بگیرند، باندهای غیرقانونی ثروت و قدرت بصورت یکشبه از بین نخواهند رفت و با تجربه ای که طی سالهای سال بدست آورده اند، سالهای طولانی به فعالیتهای منفی و سواستفاده شان از نهادها ادامه خواهند داد که همین به معنی کاهش منابع برای نیازهای قانونی لذا به معنی تضعیف اکثریت مردم است. فعالیتهای غیررسمی شکل گرفته هم باز بصورت یکشبه شفاف و رسمی نخواهد شد و طبعا به اندازه فعالیتهای رسمی فواید نخواهد داشت.

آیا نسل فعلی برای استفاده از حجم عظیم اطلاعات و دانش و شبکه اجتماعی آماده است؟

نسل فعلی به اطلاعات، دانش و مدیاهای بمراتب بیشتری (نسبت به نسل انقلاب و جنگ) دسترسی دارد ولی بنظر نمی رسد که مهارت استفاده مناسب از آنها را هم داشته باشد. تبلیغات رسمی ایدئولوژیک (طبعا) به قدری متصلب و ضعیف بوده که نیافتادن در دام آن، امتیاز بزرگی نیست و مهمتر اینکه (نیافتادن به دام تبلیغات بد ایدئولوزیک) برای توسعه آتی ایران اصلا کافی نیست بلکه علوم، اطلاعات و مهارتهای متعددی هم لازم است.

تساهل نسل فعلی، معلوم و تثبیت شده نیست

نسل جوان فعلی اگر با ماموران ایدئولوژی سیاسی-مذهبی رسمی مقایسه شود، تساهل بییشتری دارد ولی بنظر نمی رسد که به قدر لازم تساهل داشته باشد. نداشتن تجربه اجتماعی تساهل نسبت به اقلیتها، نداشتن تجربه تساهل (از موضع قدرت) نسبت به مذهبیها، نداشتن شغل و مسیر شغلی، و همچنین وضعیت بدتر شونده اقتصادی، نمی توانند به تساهل نسل جوان کمک کنند بلکه اثرات خلاف تساهل دارند. مخصوصا اگر فعالیتهای فزاینده باستان‌گرایان و ملی‌گرایان افراطی را لحاظ کنیم، و در کنار میزان بالای دعواهای خیابانی قرار دهیم و نیز بیاد داشته باشیم که کار تبدیل سازماندهی‌شده بخشی از نوجوانان مذهبی به مخالفان تساهل و همزیستی ادامه دارد، در این صورت فرض تساهل نسل جوان، فرض خیلی خوش بینانه ای خواهد بود)

مشارکت زنان لازم و خیلی

مفید است ولی …

با اینکه دختران و زنان جوان نسبت به نسل قبل باسوادتر و اجتماعی ترند ولی فضایی که

برای مشارکت دارند خیلی کمتر از فضایی است که لازم دارند. با ادامه وضعیت بد اقتصادی و سیاسی، انرژی و استعداد دختران و زنان بیشتر از پسران و مردان جوان تلف خواهد شد. صرف خوش بینی نسبت به سواد و اجتماعی تر بودن آنها، نمی تواند کمک چندانی به خود آنها یا جامعه نماید.

منطقه و دنیا چه نیازی به ایران دارند؟

عرضه نفت و گاز در دنیا بیشتر از تقاضاست و مدتها خواهد بود. لذا دنیا و منطقه نیاز چندانی به نفت و گاز ما ندارد که بخاطر آن امتیازاتی به ج.ا.ا. بدهد. نیروی کار ارزان در منطقه غرب آسیا و نیز در کل دنیا بیشتر از تقاضاست. لذا صرف عرضه نیروی کار هم امتیازآور نیست. وضعیت قدرت نرم ایران و ج.ا.ا. نیز در حال حاضر ضعیف‌تر از آن است که امتیاز چندانی محسوب شود. عرضه تکنولوژی به کشورهای منطقه هم در حالی که آنها با کشورهای پیشرفته ارتباطات چندبعدی دارند، و ما در تحریم هستیم نمی تواند زیاد و موثر باشد. لذا این سئوال مهمی است که: منطقه و دنیا چه نیازی به ایران دارند؟ (البته در کوتاه مدت می شد از برگ کمک به ثبات امنیتی منطقه استفاده کرد ولی بعید است از این به بعد، استفاده از برگ ثبات امنیتی به نتیجه مثبتی برای ایران منجر شود.

خلاصه:

اغلب نهادهای عمومی مذکور در قانون اساسی تضعیف شده اند، اکثریت نسل جوان امکانات لازم برای استفاده و حتی حفظ استعدادها و قابلیتهایش را ندارد، در تحریم فلج کننده ای هستیم، نهادهای اجتماعی و اقتصادی ضعیف تر خواهند شد، و … منطقه و دنیا هم نیاز چندانی به ما ندارند.

آیا باید ناامید بود؟ یا می توان امیدوار بود؟

هم امید به اقداماتی «خیلی کم» و «خیلی دیر» از مقامات حکومت مضر است و هم ناامیدی به اینکه بتوانیم به راههای امتحان شده ملتهای توسعه یافته برگردیم. (بنظرم امکان متوقف کردن اضمحلال جاری وجود دارد ولی راه‌حل‌ها در جاهایی که اکثریت فعالان جستجو می کنند نیست.)

منبع: جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.