مدیریت هیجان و احساساتِ اجتماعی؛ آیا با یک “تهی بزرگ” مواجهیم؟
چکیده :هیجانِ خشم وتنفر از یکسو و حسی از اندوه و مصیبت از سوی دیگر، جملگی راه را به سمت و سوی خونخواهی و انتقام جویی باز کرد. از این رو همگی زبان به تهدید گشودهاند. شخصیتهای حقوقی و حقیقی اعم از بلندپایگان نظامی و سیاسی و صاحب منصبان و روحانیان سرشناس، هر یک فراخور مقام و موقعیتشان، انواع تهدیدات را بر زبان میرانند. در میانه هیاهویی این چنین،هیچکس این صدا رانخواهد شنید وحتی ممکن است سبب سوء تفاهم شود که راهبران جامعه و صاحبان اقتدار و نفوذ، باید که هیجان و احساساتی این چنین را دست کم در ساختار رسمی قدرت،مدیریت کنند و از برافروختن آن و شعله کشیدنش جلوگیری...
علی زمانیان
در پی عملیات تروریستی و جنایتکارانه امریکا که منجربه شهید شدن سردار سلیمانی و همراهانش گردید، ابری از اندوه بر آسمان ایران سایه افکند و موجی از نفرت و خشم نیز شکل گرفت . بر آمدن آن ابر و این موج البته واکنش طبیعی به این فاجعه است. کسانی هم که چندان با نظام بر سر مهر نیستند و یا سیاستهای آن را در ساحت بینالملل و داخل دچار اشکال میدانند نیز از این واقعهی اسفبار نگران و ناراحت شدند. نگران از عواقب ناخواسته ای که ممکن است دامن ثبات ، نظم و امنیت کشور را بگیرد و ناراحت از این که سردار سلیمانی، فرزند این آب و خاک است و از اینکه ازسوی امریکا به او شلیک شده است،حس ناخوشایندی را تجربه میکنند.
هیجانِ خشم وتنفر از یکسو و حسی از اندوه و مصیبت از سوی دیگر، جملگی راه را به سمت و سوی خونخواهی و انتقام جویی باز کرد. از این رو همگی زبان به تهدید گشودهاند. شخصیتهای حقوقی و حقیقی اعم از بلندپایگان نظامی و سیاسی و صاحب منصبان و روحانیان سرشناس، هر یک فراخور مقام و موقعیتشان، انواع تهدیدات را بر زبان میرانند. در میانه هیاهویی این چنین،هیچکس این صدا رانخواهد شنید وحتی ممکن است سبب سوء تفاهم شود که راهبران جامعه و صاحبان اقتدار و نفوذ، باید که هیجان و احساساتی این چنین را دست کم در ساختار رسمی قدرت،مدیریت کنند و از برافروختن آن و شعله کشیدنش جلوگیری نمایند. زیرا گرچه این حال وهوا گذرا است اما آثار و نتایج بلند مدت روانشناختی، جامعه شناختی، سیاسی و حتی بینالمللی دارد.
اکنون مجال فراخ ومطلوبی برای بسط نتایج و شرح عواقب فوران رو به تزاید هیجانات و احساساتی مانند خشم، نفرت، انتقامجویی و نظایر اینها نیست، و صرفا به اشاراتی در چند نکته بسنده میگردد:
۱): آرامش و ثبات ذهنی در هنگامه بحران و مصائب ، یکی از شروط مهم در رفتارشناسی سیاسی است. وقتی صاحبان قدرت واکنشهایی خشمگینانه و سپس پرخاشگرانه از خود نشان میدهند و از بیان انتقام ها ابایی ندارند ، بیش از هر چیز نشان می دهند ناخواسته به آشفتگی ذهنی دچار شده اند. آشفتگی ، نشانه مطلوب و خوبی در ساحت رفتار سیاسی نیست، زیرا از نوعی ترس و عدم اقتدار پرده برمیدارد . نمایش آشفتگی علاوه بر این که دشمن را به اثر بخشی کاری که کرده است، مطمئن می کند، سبب میشود تصمیمات آتی نیز از خرد سیاسی دور شود. در نتیجه،هیجان و احساس جای عقلانیت را میگیرد و کنشهای راهگشا و تصمیمات معقول به بن بست می رسد . واکنشهای هیجانی صاحب منصبان نظامی و سیاسی، آن هم در ردههای بالا، بحرانی شدن موقعیتی را القاء میکند که راه به جایی نخواهد برد و نمی تواند آتشِ گّر گرفته را خاموش کند.
۲): بیان تهدیدات از زبان مسئولان ( و گاه با جزئیات )، به تدریج به یک مطالبه و خواسته اجتماعی تبدیل می شود. پس از واقعه و فرونشستن موج هیجانات، نوبت به این میرسد که آن تهدیدات اجرا شود. اما ظرفیت وامکان نظامی وسیاسی بسیار کمتر ازچیزی است که از آن سخن رانده شده است.به سخن دیگر،باکدام توان و ظرفیت میتوان بر اندام تهدیدات، جامه عمل بپوشانند؟ از این رو چیزی که به خواسته ای تبدیل شده و در لایه های ذهنی جامعه رسوخ کرده است، بی پاسخ می ماند. به تدریج حسی ازناتوانی رواج مییابد.احساس ضعف و ناتوانی،احساس دردناکی است که به نتایج منفی روانشناختی جامعه دامن میزند.
۳): درست است که سردار سلیمانی ، یک ایرانیِ سرفراز و انسان بزرگی بود، اما تنها و تنها او را یکه تاز میدان و یک استثناء معرفی کردن، زخمی عمیق و درمانناپذیر بر کسانی میزند که او را قهرمانی یکتا تلقی نمودهاند.زخمی ناشی ازفقدان او.چنین گفتاری ناخواسته براین احساس استوار می شود که گویی دست های این مرز و و بوم با رفتناش خالی شده است و صدمهای جبران ناپذیر خورده است. چنین گفتاری نشانه قدرت نیست بلکه نشانه و نمایش ضعف محسوب میگردد. حقیقتا آیا ایران، اکنون با یک “تهی بزرگ” روبروست؟ اگر پاسخ منفی است، چرا تبلیغات رسمی و واکنش صاحبان قدرت، بر این ایده دامن میزنند؟
و درنهایت،آنچه اهمیت دارد این است که ایران در امواج تند تنشها وچالشها چگونه میتواند هم چنان به صلح بیندیشد و مسیر خشونت های بعدی را ببندد . برای رسیدن به این مقصود نیاز است که بر آتش هیجان کنونی نفت نریزند وشعله برخواسته ازواقعه را مدیریت نمایند و دردام احساساتی که جزبه تخریب وبنبست میرسد، نیفتند.چراغ خرد سیاسی با طوفان هیاهویی این چنین، خاموش میشود. در این صورت چگونه میتوان از گذرگاههای تند آینده عبور کرد؟/ کانال خرد منتقد













