پیش بینی وقایع امروز
چکیده :تصور اینکه هر اقدام نظامی آمریکا در آینده، لزوما باید از جنس حملات نظامی به افغانستان و عراق باشد، میتواند به تحلیلهایی گمراه کننده بینجامد. چنین تصوری ممکن است مثلا حامیان حکومت ایران را مجاب کند که -با توجه به اعلام مخالفت دونالد ترامپ با شروع جنگی دیگر- "هر" تهدید نظامی آمریکا را بلوف محض بدانند. یا از سوی دیگر مخالفان جمهوری اسلامی را به این نتیجه برساند که هرگونه دخالت نظامی احتمالی آمریکا، با هدف "تغییر حکومت" خواهد...
حسین باستانی
وضعیتِ به شدت خطرناک امروز میان ایران و آمریکا، همان سناریویی است که پیشتر، کوشیده بودم در سه مطلب زیر راجع به نزدیک شدن آن هشدار دهم. در پاسخ به دوستانی که فرموده اند راجع به وضعیت جدید چه تحلیلی دارم، اجازه میخواهم سه پاراگراف از آن سه مطلب را نقل قول مستقیم کنم:
«تصور اینکه هر اقدام نظامی آمریکا در آینده، لزوما باید از جنس حملات نظامی به افغانستان و عراق باشد، میتواند به تحلیلهایی گمراه کننده بینجامد. چنین تصوری ممکن است مثلا حامیان حکومت ایران را مجاب کند که -با توجه به اعلام مخالفت دونالد ترامپ با شروع جنگی دیگر- “هر” تهدید نظامی آمریکا را بلوف محض بدانند. یا از سوی دیگر مخالفان جمهوری اسلامی را به این نتیجه برساند که هرگونه دخالت نظامی احتمالی آمریکا، با هدف “تغییر حکومت” خواهد بود. نتیجه هر دو تصور، از محاسبه خارج کردن احتمالات متفاوت -مثلا حملات محدود آمریکا و اقدامات متقابل ایران- است… در تحلیل بحران میان تهران و واشنگتن، احتمال وقوع “سناریوهای بی سابقه” را هرگز نباید از نظر دور داشت.» (اهمیت ‘سناریوهای بیسابقه’ در تحلیل وضعیت ایران و آمریکا، ۲۴ اردیبهشت ۹۸)
«[برخی معتقدند] وقایعی در حد عملیات متحدان ایران… هرچند ممکن است جمهوری اسلامی را “لب مرز” درگیری نظامی ببرد، اما این مرز را رد نمی کند. حرکت لب این مرز، البته ممکن است تا اطلاع ثانوی به اتفاق بزرگی منجر نشود، ولی ماهیتا، بهشدت پرریسک است. مثلا، ریسک اینکه در میان نیروهای “متحد” یا “دشمن”، کسانی کار غیرمنتظرهای انجام دهند یا حتی انگیزه ای پیشبینی نشده برای شروع درگیری داشته باشند- یا به هر صورت دیگر، محاسبه ای غلط از آب در بیاید». (خلیج فارس و ریسک حرکت ‘لب مرز درگیری’، ۲۵ اردیبهشت ۹۸)
«ممکن است… دولت ایالات متحده، در میانمدت دست به اقدامات مشخص تری علیه جمهوری اسلامی ایران بزند. ولی حداقل از مجموعه واکنش های [متناقض] واشنگتن تا این لحظه، بیتردید سطوح موثری از حکومت ایران نتایج فوری خواهند گرفت. مثلا اینکه -برخلاف تهدیدات موثر دولت ترامپ در عرصه اقتصادی- تهدید نظامی واشنگتن را اساسا جدی نگیرند. تقویت چنین نگاهی در جمهوری اسلامی ایران، به سادگی میتواند به ریسکپذیری بالاتر طیفی از تصمیم گیران نظامی و سیاسی -و نگرانی کمتر نیروهای عملیاتی از حرکت در “لب مرز درگیری”- تبدیل شود… اگر دولت آمریکا در مناطقی چون خلیج فارس که پتانسیل درگیری بالایی دارند یک رویه مشخص -اعم از مسالمت جویانه یا سرسختانه- را در پیش بگیرد، احتمال بیشتری وجود دارد که نظامیان دو طرف درک واقعی تری از خطوط قرمز همدیگر داشته باشد و حرکت خود در اطراف این خطوط را، با واقع بینی بیشتری تنظیم کنند. ولی حرکت سینوسی واشنگتن میان دو قطب “تهدیدشدید و نرمش شدید”، ممکن است با سردرگم کردن نیروهای مسلح دو طرف یا متحدان آنها در مناطق خطر، امکان اشتباه محاسبه یکی از بازیگران و جرقه خوردن درگیری نظامی را افزایش دهد.» (خطر سیگنالهای متناقض ترامپ به تهران، ۳ تیر ۹۸)













