سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کشته سازی به مثابه روش سرکوب!

چکیده :درماجرای سال ۹۶ و قبل از به میدان بردن همه نیروهای سرکوب در آن صد شهر، سناریویی در خرم‌آباد اجرا شد. در یک‌خیابان فرعی، کسانی به یک خودرو نزدیک شدند و کودک ۱۱ ساله‌ای را با خونسردی و به روش کاملاحرفه‌ای جلوی چشم پدر و عمویش کشتند و رفتند. سپس دستگاه تبلیغات با خدم و حشم فراوان به سراغ خانواده اش رفت و روضه خوانی بزرگی با مضمون اینکه تظاهر کنندگان به کشتن بی‌هدف مردم عادی و رهگذران روآورده‌اند به راه انداخت تا خون تازه برای تظاهرات حکومتی متعاقب آن فراهم کند؛ کشته‌سازی عامدانه از مردم بیطرف، برای سرکوب شورش و تظاهرات خیابانی. ...


حالا که کمی از رویدادهای فاجعه‌بار آبان فاصله گرفته‌ایم، شاید بشود به برخی از جنبه‌های مناقشه‌آمیز آن بدون احساسات نگاه کرد. هم جامعه کمتر احساسی به ماجرا نگاه میکند و هم حکومت به اندازه کافی رد و نشان باقی گذاشته است که بتوان با آن کمی حرف حساب زد. یکی از آن جنبه‌های مناقشه‌آمیز بخشی است که حکومت سالهاست اصطلاح کشته سازی برای آن ساخته است. البته اصطلاح رسایی است.

ادعای حکومت این است که “کسانی”(حکومت هربارآنها را به کشورهایی وصل میکند) در جریان به خیابان آمدن مردم برای اعتراض، عده ای از مردم را میکشند تا ریخته شدن خون، خون جماعت را به جوش بیاورد و اتهام قتل متوجه دستگاه کنترل و امنیت حکومت بشود. امادر طول سالیان و به خاطر دستپاچگی کسانی که توجیه گرسرکوب خشونت‌بار هستند، تاروپوداین داستان آنقدر‌ از هم پاشیده که گمان نمیرود مومنان به حکومت هم آن را باور کنند؛ آفتابه‌ای است که باوجود لحیم دائمی، صد سوراخ دارد و آبی برای شستن دستان خونالود مردم‌کش در خود نگه نمیدارد….

اما داستان از کجا شروع شد؟ نخستین بار، در غروب روز ۲۵ خرداد ۸۸، کسانی به این نتیجه رسیدند که تکرار راهپیمایی مسالمت آمیز میلیونی سکوت توسط معترضان به رفتار انتخاباتی‌حکومت در روزهای بعد، ممکن است به یک انقلاب مخملی غیر قابل مقاومت(که سالها بود از آن میترسیدند) بینجامد. همه قرائنی که روزهای بعد آشکار شد نشان داد چاره جویی سریع برای جلوگیری، اعمال خشونت، ریختن خون و کشته سازی بوده است. داستانش را همه میدانند؛ بعد از پایان تظاهرات در میدان آزادی و متفرق شدن جمعیت ، کسانی در حوالی میدان به سمت یک پایگاه بسیج رفتند ، عده ای را به آنجا کشاندند و در درگیری با ماموران مستقر در پایگاه عده‌ای کشته شدند.

صبح بعد از آن شامگاه، رادیو در اخبار خود خبر راهپیمایی و حمله ادعایی به پایگاه را در هم آمیخت و با آب و تاب از کشته شدن ۸ نفر از شهروندان خبر داد: نشانی از توطئه کشته‌سازی نه با هدف تحریک مردم به حضور بیشتر، که برای ترساندن آنها و کاهش جمعیت مطالبه‌گر . نوع تبلیغ در باره ماجرا آشکارا انگیزه را مشخص و “نیت خیر” نهفته در آن را آشکار میکرد! ماهی بعد، یک بازجو در بحث با یک نفر زیر بازجویی و در دفاع از آن رفتار گفت میدانی اگر فردای آن روز جمعیت به جای رفتن به سمت آزادی از میدان انقلاب به سمت پایین می‌آمد نرسیده به میدان پاستور چندهزار نفر کشته میشد؟…

با بالا گرفتن کار، این ترساندن‌ها از طریق کشته‌سازی افزایش یافت. بارزترین آنها شلیک مستقیم به ندا آقاسلطان و خواهرزاده میرحسین دربرابر چشم جمعیت بود. فرجام کار در عاشورا را هم که همه به خاطر دارند. ترساندن با کشته‌‌سازی به این ترتیب الگو و روش شد.

درماجرای سال ۹۶ و قبل از به میدان بردن همه نیروهای سرکوب در آن صد شهر، سناریویی در خرم‌آباد اجرا شد. در یک‌خیابان فرعی، کسانی به یک خودرو نزدیک شدند و کودک ۱۱ ساله‌ای را با خونسردی و به روش کاملاحرفه‌ای جلوی چشم پدر و عمویش کشتند و رفتند. سپس دستگاه تبلیغات با خدم و حشم فراوان به سراغ خانواده اش رفت و روضه خوانی بزرگی با مضمون اینکه تظاهر کنندگان به کشتن بی‌هدف مردم عادی و رهگذران روآورده‌اند به راه انداخت تا خون تازه برای تظاهرات حکومتی متعاقب آن فراهم کند؛ کشته‌سازی عامدانه از مردم بیطرف، برای سرکوب شورش و تظاهرات خیابانی.

این تجربه‌ها البته جای دیگر هم به کار آمد.درجریان ناکام بهار عربی در سوریه ، پسر حافظ اسد با وجود تجربیات خونبار پدرش در سرکوب، برای مقابله باموج تظاهرات تجربه کافی نداشت. شهرهای سوریه یکی پس از دیگری دستخوش تظاهرات گسترده مسالمت‌آمیز و آزادیخواهانه میشد. اودر برخورد با این تظاهرات سردرگم بود، ولی وقتی مستشاری گرفت، خیلی سریع عکسی پیدا شد که نشان میداد یک تظاهر کننده اسلحه‌ای در دست دارد. نیروهای نظامی سرکوبگر شلیک به مردم را شروع کردند، یک تسویه خونبار در میان اطرافیانش شروع شد ،جایش استحکام یافت و ماجراهای بعدی(تولد داعش و مسلح‌شدنش توسط اعراب‌و ترکیه) فقط به بقایش منجر شد.

منبع: جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.