سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چه باید کرد؟ سخنی با هموطنان عزیز ( ۲ )...

چه باید کرد؟ سخنی با هموطنان عزیز ( ۲ )

چکیده :نخستین گام برای انجام تغییر بنیادین در نظام سیاسی این است که این موضوع به مطالبه ای همگانی تبدیل شود و اکثریت قریب به اتفاق ما مردم خواهان این تغییر باشیم و به این نتیجه رسیده باشیم که بایستی چنین تغییری صورت پذیرد.بنظر میرسد این مطالبه امروز به میزان زیادی در ما به وجود آمده است اما همچنان لازمست هر یک از ما تلاش کنیم تا این مطالبه از طریق آگاهی بخشی فراگیرتر و عمیقتر...


ابوالفضل رحیمی شاد

در بخش اول این نوشتار نشان داده شد که در چهل سال گذشته با وجود همه نارضایتی ها مردم با تمام برنامه های حاکمیت همراهی کردند اما با گذشت زمان وضعیت زندگی مردم به مراتب سخت تر و بدتر شده است و در صورت تداوم این رژیم دیگر هیچ امیدی به بهبود نیست. اما کار تغییر ساده ای نیست لازم است بدانیم که برای تغییر “چه باید کرد؟”

نخستین گام برای انجام تغییر بنیادین در نظام سیاسی این است که این موضوع به مطالبه ای همگانی تبدیل شود و اکثریت قریب به اتفاق ما مردم خواهان این تغییر باشیم و به این نتیجه رسیده باشیم که بایستی چنین تغییری صورت پذیرد.بنظر میرسد این مطالبه امروز به میزان زیادی در ما به وجود آمده است اما همچنان لازمست هر یک از ما تلاش کنیم تا این مطالبه از طریق آگاهی بخشی فراگیرتر و عمیقتر شود.

در حال حاضر سه عامل نگران کننده برای همه ما وجود دارد که مانع از آن می شود تا این موضوع از سطح مطالبه فراتر رود و به یک تصمیم قاطع تبدیل شود و رنگ اجرا و عملیاتی به خود بگیرد.

نگرانی اول از توان سرکوب و ماشین کشتار رژیم است و نگرانی دوم از نامشخص و نامعلوم بودن آلترناتیو یا جانشین و بدیل حکومت و نگرانی سوم از بروز ناامنی به علت احتمال شروع جنگ های داخلی و یا حتی تهدید از سوی کشورهای خارجی.

همه این نگرانی ها اگرچه درست و منطقی است اما وقتی به این نتیجه رسیده باشیم که شرط لازم برای برخورداری از یک زندگی مطلوب و شایسته توام با رفاه،آزادی،عدالت و امنیت تغییر در نظام سیاسی کنونی است،بایستی کاری کنیم تا این نگرانی ها برطرف گردد. بدین منظور در ابتدا شناخت نیروها و عواملی که در این راه ایفای نقش میکنند مهم است.

در همه جنبشهای انقلابی همواره چهار نیرو نقش آفرینی میکنند.

۱- توده مردم
۲- سازمان مدیریت و رهبری (اپوزیسیون)
۳- حاکمیت
۴- نیروی خارجی (سایر کشورها و سازمان های بین المللی)

اولین نکته ای که در اینجا بایستی در نظر داشته باشیم و بدانیم این است که ما(مردم) مهمترین،اثرگذارترین و تعیین کننده ترین نقش را بین چهار نیروی عنوان شده داریم.در حقیقت سه نیروی دیگر به سطح عملکرد و میزان جدیت ما برای دستیابی به مطالبات واکنش نشان میدهند. هر آنچه تلاش و جدیت ما برای رسیدن به مطالبات بیشتر و راسختر باشد نیروهای حمایتی و پیش برنده همراه تر و نزدیکتر خواهند شد و برعکس نیروهای مخالف و بازدارنده دورتر و ضعیفتر خواهند شد.به عبارت دیگر رفع هر سه نگرانی بیش و پیش از هر چیز و هر کس به دست خود ما میسر است.

شروع حرکتهای اعتراضی،طرح مطالبات در قالب شعار و نوشتن بیانیه ها و قطع نامه ها رفته رفته افراد و گروه های همسو با مطالبات مردمی که از توان و ظرفیت لازم برای رهبری برخوردارند را به میدان میکشد. همچنین بیان و انتقال نگرانی مربوط به الگوی جایگزین روشنفکران،کارشناسان،اساتید و فعالان سیاسی و سرانجام افراد و گروه های موسوم به اپوزیسیون را به سمت طراحی و معرفی الگوهای جایگزین و توافق بر سر الگویی که انطباق بیشتر با نظرات و مطالبات مردم دارد خواهد کشاند. نحوه عملکرد اپوزیسیون و میزان همسویی آنها با خواست و اراده مردم باعث تقویت اعتماد و اطمینان مردم به آنها و همچنین تلاش برای همسویی و همگرایی بیشتر بین نیروهای مختلف اپوزیسیون خواهد شد.این اتفاق وقتی با تداوم اعتراضات و پافشاری مردم برای تغییر نظام سیاسی همراه شود به تدریج باعث تضعیف انگیزه سرکوب در نیروهای نظامی و امنیتی خواهد شد.فراموش نکنیم که پرسنل نیروی انتظامی،ارتش و حتی بسیج و سپاه کسی بجز اقوام، بستگان،دوستان و آشنایان دور و نزدیک ما نیست و حساب تعداد اندک فرماندهان و آمرین سرکوب را بایستی از بدنه و عوامل جدا کرد. نیروهای نظامی در ابتدا بر حسب وظیفه شغلی خود درصدد مقابله با عوامل برهم زننده نظم عمومی بر میایند اما درصورت تداوم اعتراضاتی که مطالبه آنها تغییر در نظام سیاسی است وقتی متوجه جدیت و خواست و اراده بازگشت ناپذیر مردم بشوند جبهه شان تغییر خواهد کرد و با گذشت زمان به صفوف مردم خواهند پیوست.در این مدت نوشتن نامه های سرگشاده با امضاهای پرشمار گروه های مختلف مردم بویژه اساتید دانشگاه،معلمان،هنرمندان، ورزشکاران،دانشجویان،وکلا،روحانیون، بازاری ها،رزمندگان سابق و خانواده های شهدا میتواند در همراه ساختن نیروهای مسلح با مردم بسیار اثرگذار باشد‌.

از سوی دیگر بایستی همه ما در نظر داشته باشیم که همین نیروهای مسلح هستند که میتوانند نگرانی ما را از بروز جنگ داخلی و تهدید احتمالی نیروهای خارجی برطرف سازند.از اینرو با وجود برخورد اولیه قهری نیروهای مسلح با مردم نه تنها برای جلب حمایت نیروهای مسلح از جنبش مردمی بایستی تلاش کنیم بلکه برخلاف انقلاب پنجاه و هفت نباید مردم و اپوزیسیون بگونه ای عمل کنند که ساختار و سازمان پرقدرت نیروهای مسلح از هم پاشیده شود.

از سوی دیگر روحیه استقلال طلبی و میهن دوستی ما ایرانیان همواره با دخالت مستقیم نیروهای خارجی در امور داخلی در تضاد بوده است. بنابراین شعارها و موضع گیری های ما و ارتباط اپوزیسیون با کشورهای دیگر و مجامع بین المللی بایستی در جهت درخواست حمایت غیر مستقیم و بخصوص کمک برای حفظ امکان ارتباط و تماس بین مردم و قطع نشدن شبکه ارتباطی تلفن،اینترنت،رادیو و ماهواره باشد.

در کنار همه این موارد که به اجمال به آنها اشاره شد باید در نظر داشته باشیم که تمامی کشورهای پیشرو در توسعه و دموکراسی که امروز مردمان آن در رفاه،آزادی و امنیت قابل قبول زندگی میکنند دوره های سخت و بحرانی همانند امروز ما را پشت سر گذارده اند و هزینه های بسیار کرده اند تا توانستند از جاده های ناهموار و گردنه های پرپیچ و خطر تاریخ عبور کنند و به آنچه امروز دارند دست یابند. قطعا هر انسان عاقلی از تغییر و تحولات آرام و کم هزینه استقبال میکند اما چه میشود کرد وقتی حاکمان بی خرد،قدرت طلب،تمامیت خواه، خود حق پندار و کاسبکار دین در تمام این سال ها نگذاشتند تغییرات و اصلاحات از تغییر صندوق رای،پارلمان و تشکیل و تقویت احزاب، رسانه ها و دیگر نهادهای مدنی صورت پذیرد و ثابت کردند که به جز زبان زور و فشار زبان دیگری را نمی شناسند. با این وجود در طی فرایند گذار به مرحله بعد همواره باید از امکان تغییرات آرام و کم هزینه مثل پذیرش برپایی رفراندوم استقبال کنیم و حتی در شعارها و مطالبات خود خواستار آن باشیم و بر آن تاکید کنیم.و همیشه در خاطرمان باشد که اراده و خواست ما مردم کلید اصلی حل همه مشکلات و رفع همه نگرانی هاست. تا وقتی در خانه نشسته باشیم و فقط به این نگرانی ها فکر کنیم هیچکدام برطرف نمیشود. تبدیل شدن از مردم ناراضی به مردم معترض گام نخست تحولات است.با صبر و حوصله و بدون هیجان مخرب و تعجیل بی مورد بایستی تلاش کنیم تا گذری مطمئن از این دوره به دوره بعد داشته باشیم.اگر پا پس نکشیم و مصمم و بااراده حرکت کنیم میشود تا دو،سه سال آینده به گذار موفقیت آمیز امید داشت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.