سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتخابات، گذار به دموکراسی؟ انتخابات با کدام استراتژی...

انتخابات، گذار به دموکراسی؟ انتخابات با کدام استراتژی

چکیده :انقلاب زمانی رخ می‌دهد که مردم رژیم مستقر را نخواهند و خواستار تغییر آن باشند و رژیم هم اراده و توان دفاع از خود را نداشته باشد. اگر یکی از این دو آماده نباشد، انقلاب رخ نمی‌دهد، وقوع شورش ممکن است....


میزگرد انتخاباتی با حضور آقایان محمد توسلی، سعید مدنی و سیدمصطفی تاجزاده

گفت‌وگو از مصطفی محب‌کیا

برگزاری انتخابات مجلس در اسفند ماه سال جاری بار دیگر به بحث و گفت‌و‌گو درباره‌ی ماهیت انتخابات و کارکردهای آن در ایران دامن زده است. در میزگردی با حضور آقایان محمد توسلی (دبیرکل نهضت آزادی ایران)، مصطفی تاج‌زاده (عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) و سعید مدنی (عضو شورای فعالان ملی مذهبی)، رابطه‌ی بین انتخابات و جنبش اجتماعی به بحث و بررسی گذاشته شد.

انقلاب زمانی رخ می‌دهد که مردم رژیم مستقر را نخواهند و خواستار تغییر آن باشند و رژیم هم اراده و توان دفاع از خود را نداشته باشد. اگر یکی از این دو آماده نباشد، انقلاب رخ نمی‌دهد، وقوع شورش ممکن است.

برخی‌ سرنگونی‌طلبان به ترامپ دل بستند و فکر می‌کردند او می‌تواند کار جمهوری اسلامی را تمام کند. در حالی که ترامپ تا الان به‌سود اقتدارگرایان ایران عمل کرده و تا وقتی هم که سر کار است، ظاهر سرنگونی‌طلب دارد اما در باطن تقویت‌کننده انسدادگرایان در ایران و منطقه است.

دوگانه‌ی انتخابات/جنبش‌‌اجتماعی نادرست و خطرناک است و فرصت انتخابات را از مردم می‌ستاند. می‌توان مبنا را گذار به دموکراسی قرار داد و این ابزارها را زیر آن تعریف کرد.

مهم نیست بپذیریم افراد و احزاب و جریان‌ها در ابتدای انقلاب اشتباه کرده‌اند یا خیر، مهم این است که اکنون به این نتیجه رسیده‌ایم رأس قدرت نمی‌تواند مادام‌العمر، غیرپاسخگو و با اختیارات‌مطلق باشد.

باید به درون حکومت برویم به‌همان دلیل که مصدق و بازرگان و خاتمی رفتند. اما همراه با آن باید بکوشیم در سیستم با فساد مقابله کنیم، کارآمدی آن را افزایش دهیم و ماجراجویی اقتدارگرایان را مهار بکنیم و نهایتا کشور را از جنگ و تحریم و… نجات دهیم.

در مواجهه با انتخابات مجلس دو رویکرد وجود دارد؛ رویکرد اول اینکه مجلس دهم مانند مجالس هفتم تا نهم ضعیف است و نمی‌تواند حلال مشکلات کنونی باشد. پس رأی نمی‌دهیم تا انتخابات آزاد شود. رویکرد دوم می‌گوید حتی اگر بتوان مجلس ششم یا دولت خاتمی را هم تشکیل داد، فایده‌ای ندارد و اساسا رأی نمی‌دهیم و باید از طریق خیابان سیاست‌ورزی کنیم.

به نظر من کسانی که می‌گویند ابتدا باید ساختار حقوقی قدرت را پاسخگو و دموکرات کرد، عملا کار مهمی انجام نمی‌دهند، جز اینکه فرصت انتخابات را از تحول‌خواهان می‌گیرند.

اصلاح‌طلبانی هستند که معتقدند فقط با رفتن به درون حکومت و گفت‌وگو با حاکمیت و جلب اعتماد آن می‌توان و باید اصلاحات را دنبال کرد. من از این موضع استقبال نمی‌کنم. نه اینکه از القابی مثل اصلاح‌طلب حکومتی بترسم! استقبال نمی‌کنم چون فایده‌ای بر آن مترتب نیست؛ یعنی اگر استراتژی‌ جلب اعتماد حکومت بدون توجه به پایگاه اجتماعی و جلب نظر مردم باشد، محکوم به شکست هستید.

استراتژی یک‌بعدی در ایران جواب نمی‌دهد. اگر نگاه فقط به قدرت باشد، بی‌هویت و بی‌خاصیت و فاسد می‌شوید و هیچ اصلاح جدی نمی‌توانید انجام دهید. از طرف دیگر اگر حکومت و انتخابات را رها کنید و فقط به تظاهرات یا نافرمانی مدنی بیندیشید، در نهایت گرفتار هرج و مرج می‌شویم.

مهندس موسوی به‌عنوان رهبر جنبش سبز در انتخابات رای داد برای اینکه می‌گوید دفاع از آرمان‌ها به جای خود، اما اگر انتخابات رقابتی باشد، در آن شرکت می‌کند.

مشارکت در انتخابات امسال باید مشروط باشد و به هر قیمت نباید لیست داد. آن کسی که نگاهش به قدرت است شعارش می‌شود شرکت در انتخابات به هر قیمت. البته بعضی قدرت‌طلبند و بعضی سالم‌ اما تحلیل‌شان این است که تحت هر شرایطی باید رای داد.

باید تلاش کنیم انتخابات‌مان آزاد شود. این را هم آن پذیرفته‌ایم که نظارت استصوابی در عمل نقض شود حتی اگر قانون آن را لغو نمی‌کنند. کافی است فضا را عملا باز کنند تا داوطلبانی تاییدصلاحیت شوند که ۶ماه بعد خجالت نکشیم بگوییم اینها نامزد ما بودند.

مردم در درک ظلم و ستم و بی‌عدالتی و… احتیاج به هیچ نیروی سیاسی و هیچ گفتمانی ندارند، چون تبعیض و نابرابری را خود می‌بینند و کمبودها را حس می‌کنند. در تبیین علل مشکلات و راهکارهای برون رفت از بحران نیازمند اشخاص و احزاب مجرب و گفتمان رهایی‌بخش هستند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.