سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

صدای آبان

چکیده :دامنه خشونت در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بسیار عمیق‌تر و جدی‌تر از دی ماه ۱۳۹۶ بود. شواهد تصویری و گزارشهای میدانی بسیاری در این زمینه منتشر شده است. منشا این خشونت در وهله اول بر عهدهی ساختار و نیروهای سیاستگذار و میدانی است. فرهنگ سیاسی کلیت جامعه ما در سالهای گذشته به سمت حرکات مدنی پیش رفته است....


شورای سردبیری ایران فردا

در دی ماه ۱۳۹۷ و در تحلیل و بازبینی اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ به سه دیدگاه دربارهی آن اعتراضات اشاره کردیم:

اول گروهی معتقد بودند آن اعتراضات، مقطعی و موردی بوده و مثل هر اعتراض دیگر با دخالت نیروهای انتظامی و امنیتی خاتمه یافته و اصولاً چیزی برای نگرانی در آینده وجود ندارد. این گروه خود به دو دسته تقسیم می‌شدند که به دو اردوگاه اصولگرایی و اصلاح‌طلبی تعلق داشتند. اصولگرایان علت اصلی اعتراضات دی ماه ۹۶ را دشمنان داخلی و خارجی نظام و اصلاح‌طلبان توطئه مخالفان دولت روحانی می‌دانستند. با وجود این اختلاف هر دو گروه برای منشا داخلی و مردمی اعتراضات اصالتی قایل نبودند. هر دو طرف اصولگرا و برخی از اصلاح‌طلبان تاکید می‌کردند با کنترل و سرکوب مخالفان و ناراضیان، می‌توان برای همیشه اوضاع را کنترل کرد و بر همین اساس از نظر آنان «ادامه رفتار نظام» شرط کنترل اوضاع بود. مبنای رفتار نظام در برابر حوادث دی ماه ۱۳۹۶ همین تحلیل بود. امروز و پس از آن که شاهد اعتراضات گسترده در بیش از ۱۲۰ نقطه کشور و اغلب استان‌ها بوده‌ایم، خطاهای جدّی آن تحلیل به روشنی هویدا شده است.

دوم گروهی اعتراضات دی ماه را یک جنبش تمام‌عیار سیاسی و نشانه آغاز تحول انقلابی و دگرگونی بنیادین جامعه ایران می‌دانستند. این گروه پیش‌بینی می‌کردند اعتراضات تا ساقط شدن رژیم ادامه خواهد یافت و از این رو وعده تداوم اعتراضات دی ماه در لایه‌های مختلف اجتماعی را می‌دادند. این گروه از دی ماه ۱۳۹۶، شمارش معکوس برای فروپاشی نظام سیاسی و وقوع انقلاب سراسری را آغاز کردند. آنها معتقد بودند جامعه ایران به‌طور اجتناب‌ناپذیری در مسیر انقلاب حرکت کرده و عنقریب با حمایت بین‌المللی و به خیابان آمدن ناراضیان تکلیف جامعه ایران یکسره خواهد شد. از این منظر اولویت «سقوط و تغییر رژیم» بود. این گروه اگر چه اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را شاهدی بر صحت ادعای خود می‌دانند اما در سال ۱۳۹۶ وعده چند هفته و چند ماه را برای سرنگونی می‌دادند، پس چندان هم در این ادعا صادق نیستند. به علاوه قاعدتاً دو نوبت سرکوب گسترده، خشونت فزاینده و خون‌های بر زمین ریخته بسیار باید به حامیان این نظر بیاموزد که تصور سقوط و فروپاشی عنقریب توهم محض است و هر اقدام خشونت‌آمیز به سخت‌ترین شکل ممکن سرکوب خواهد شد و خسارات زیادی برای مردم و ایران خواهد داشت.

طنز تلخ ماجرا این است که از نظر هر دو گروه اول و دوم به رغم تفاوت مواضع ۱۸۰ درجه‌ای که یکی بقا و دیگری سقوط نظام را هدف قرار داده‌اند، رفتار نظام در فاصله دی ماه ۹۶ تا آبان ۹۸ رخ وضعیت مطلوب بوده است، اولی سیاست نظام را در قبال اعتراضات دی و آبان شرط بقای نظام و دیگری شرط سقوط نظام می‌داند.

گروه سوم تاکید داشتند آنچه در دی ماه شاهد بودیم تلاش جمعی برای اعلام اعتراض برخی از ناراضیان از وضع موجود بود. پیش‌بینی این گروه آن بود که اگرچه اعتراضات پس از چند هفته و با بازداشت کثیری از معترضان خاتمه خواهد یافت اما به دلیل عمق نارضایتی و بقای علل و عوامل ناخشنودی مردم از وضع موجود، اعتراضات در اشکال دیگر و با علل و عوامل دیگر ادامه خواهد یافت. بر این اساس بدون اصلاحات ساختاری، اعتراضات تمامی نخواهد داشت و هر روز گستردهتر نیز میشود. تورم فزایند، روند کاهنده قدرت خرید مردم، افزایش فقر و نابرابری، گستردگی دامنه تبعیض و فساد ساختاری و ناکارآمدی نظام سیاسی، حاکمیت را بیشتر از همیشه در حل مسایل و مشکلات در چارچوب ساختارها و رویه‌های کنونی ناتوان ساخته و به همین دلیل هر شوک یا حادثه‌ای می‌تواند به غلیان شورش‌های اجتماعی بیانجامد. از این منظر اعتراضات دی‌ماه، بخشی از فرآیند حاصل از بحران‌های ساختاری بود. بر این اساس درحالیکه جامعه ایران فرایند تغییر را آغاز کرده، تلاش نیروهای حامی تغییر و اصلاح‌طلبان باید بر ترویج دمکراسی‌سازی و جنبش‌های اجتماعی به منظور اصلاح روشها و ساختارها و تغییر رفتار نظام متمرکز شود. از این منظر راه خروج ایران از بحرانهای کنونی تقویت جامعهی مدنی و توانمندسازی آن است به نحوی که قادر شود حکومت را به قاعدهمندی وادار کند. زیرا به‌وجود آمدن روابط قاعده‌مند و شفاف بین حکومت و مردم (شهروندان) امکان طرح مطالبات و پیگیری آنها را بدون ورود به دوره‌ای از خشونت و درگیری بیشتر فراهم می‌کند.

اکنون و پس از آن که شاهد اعتراضات در آبان ماه ۱۳۹۸ هستیم می‌توان بر صحت و درستی نظر گروه سوم گواهی داد.

دامنه اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بسیار گسترده تر از دی ماه ۱۳۹۶ بود. مقامات رسمی مکرراً در این زمینه بحث کرده‌اند و از این رو از تکرار آن اظهارات خودداری می‌شود.

دامنه خشونت در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بسیار عمیق‌تر و جدی‌تر از دی ماه ۱۳۹۶ بود. شواهد تصویری و گزارشهای میدانی بسیاری در این زمینه منتشر شده است. منشا این خشونت در وهله اول بر عهدهی ساختار و نیروهای سیاستگذار و میدانی است. فرهنگ سیاسی کلیت جامعه ما در سالهای گذشته به سمت حرکات مدنی پیش رفته است. در حافظهی جمعی مردم ما هنوز راهپیمایی سکوت ۲۵ خرداد سال ۸۸ جنبش سبز همچنان زنده است. جامعه ما به خوبی یاد گرفته که بیان اعتراض به صورت مدنی و غیر خشونتآمیز فایدهی بیشتر و هزینهی کمتری دارد. حرکاتی مثل خاموش کردن ماشین در خیابان یا نشستن مردم برخی شهرستانها در خیابان، شکلی کاملاً مدنی از بیان اعتراض است. باید توجه کنیم که این حرکات در شرایطی انجام شده که تمام ساختارهای قانونی، سیاسی و مدیریتی حاکم بر کشور، در دهه‌های اخیر به شدت مردم را به سمت خشونت سوق داده و اگر هم خشونتی از سوی بخش‌هایی از معترضان رخ داده، واکنشی بوده و حاصل اعمال سیاست سرکوب. در سالهای اخیر به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی – اجتماعی روند خشونت در جامعه ایران، از جمله خشونت‌های بین فردی و خشونتهای خانگی، رو به افزایش بوده است. خشونت ساختاری فراگیرترین، شدیدترین و ماندگارترین نوع خشونت است و سطوح دیگر خشونت از جمله خشونت فردی، خانوادگی و حتی جمعی تابعی هستند از خشونت‌هایی که ساختارها به جوامع تحمیل می‌کنند. تصویب قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان، اقلیتها و سایر گروه‌های محروم یا مقاومت ساختارها در برابر تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، خشونت را در سراسر جوامع باز تولید میکند. سیاست‌های ناعادلانه اقتصادی، ضدّ توسعه، رانتیر و کاهنده رفاه عمومی، نظام مبتنی بر فساد، تبعیض و فقر و نابرابری را، که مولد خشونت فرادستان علیه فرودستان است، تقویت می‌کند. سیاستهای خارجی تنش‌زا مولد ناامنی عمومی بوده و احساس عدم امنیت را پراکنده میکند و به مهاجرت اجباری تحصیل‌کردگان و طبقه متوسط منجر می‌شود تا آنها را در معرض انواع خشونت‌ها در آن سوی مرزها قرار دهد. آیا جامعه‌ای که هر شب با نگرانی از وقوع جنگی قریب‌الوقوع به خواب میرود در معرض خشونتی نظام‌مند نیست؟ ملت قربانی رسوخ خشونت ساختاری در همه ابعاد زندگی است.

نقش جوانان ناراضی در آبان ۱۳۹۸ در مقایسه با دی ماه ۱۳۹۶ بسیار جدیتر بود. به گفته یکی از مقامات سپاه پاسداران نزدیک به ۷۰ درصد بازداشت‌شدگان کمتر از ۳۰ سال سن داشته‌اند. بر این اساس نقش بی‌بدیل جنبش جوانان که قابلیت برقراری پیوند بین طبقات اجتماعی، به ویژه طبقات فرودست و متوسط را دارد، بسیار جدی است. جنبش جوانان شهری تلاش‌های ناهماهنگی هستند که جهتی عام دارند و به آهستگی و همراه با تامل به سمت آن حرکت می‌کنند. جنبش جوانان طولانی‌مدت و متداوم است. این جنبش معمولاً رهبری شناخته‌شده‌ای ندارد و تجمع یک اعتراض یا ترسیم کلی نوعی موجودیت آرمانشهری است؛ اما فاقد تعریف دقیق. در میان جنبش‌های اجتماعی، جنبش‌های جوانان به دلیل ماهیت دمکراسی‌طلبانه‌شان، واجد اهمیت ویژه‌ای در مباحث گذار به دمکراسی هستند. جنبش‌های جوانان در همه کشورها به دنبال گسترش حقوق شهروندی، تثبیت حق تعیین سرنوشت و استقرار نظامهای سیاسی دمکراتیک میباشند. دمکراسی اساس مطالبات جوانان را تشکیل می‌دهد. دمکراسی‌خواهی هسته مرکزی مطالبات نسل جوان است که گاه ضداستعماری (زمینه‌سازی برای دمکراسی)، گاه ضداستبدادی (استقرار دمکراسی) و گاه به شکل مبارزات سیاسی اجتماعی در درون نظام سیاسی دمکراتیک است. از منظر جامعه‌شناختی، جنبش‌های جوانان متکی به طبقه خاصی نبوده و دانشجویان و دانش‌آموزان محور اصلی جنبش را تشکیل می‌دهند. در این زمینه گزارش بازدید دادستان کشور از زندان فشافویه و دیدار با بازداشتشدگان شواهد روشنی را درباره حضور گسترده و معنادار جوانان نشان می‌دهد. بر اساس اظهارات برخی مسئولان و همچنین گزارش‌های منتشر شده در فضای مجازی اکثریت قابل توجه بازداشت شدگان و قربانیان را گروه‌های سنی جوان تشکیل می‌دهند.

نقش تهیدستان و فقرای شهری در این اعتراضات حیرت‌انگیز و قابل توجه بود. افزایش قیمت بنزین بر اساس تجربیات قبلی زندگی طبقه فرودست را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. مطالعاتی که در ایران انجام شده نشان می‌دهد بعد از هر بار افزایش قیمت انرژی به ویژه بنزین، هزینه خانواره‌ای دهک اول تا ششم جامعه دچار تغییر می‌شود. به این ترتیب که آنها ناچار می‌شوند از سهم هزینه تفریح، آموزش و مسکن از درآمد ثابتشان بکاهند و سهم هزینه خوراک و حمل و نقل خود را افزایش دهند. لذا از کیفیت زندگی آنها بسیار کاسته میشود. به این ترتیب افزایش قیمت بنزین زندگی طبقات کم درآمد و به ویژه دهک‌های پنجم به پایین را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از دی ماه ۹۶ تا امروز جمعیت تهیدستان به شدت افزایش پیدا کرده و جمعیت بیشتری نگران عواقب افزایش قیمت بنزین شده‌اند. از سوی دیگر علاوه بر شوک ناشی از افزایش قیمت بنزین، باید نارضایتی‌های قبلی را به انگیزه‌های اعتراض اضافه کرد. بالا بودن نرخ تورم، بیکاری و پایین بودن احساس امنیت انسانی بحران‌هایی هستند که برای همه اقشار جامعه وجود دارند. این تصور که که فرودستان همان گروه‌های حاشیه‌نشین شهری هستند، خطایی است که در بسیاری از تحلیلها گزارش شده است. با توجه به افزایش فقر و نابرابری در دو دهه گذشته، فقرای جامعه (فرودستان) بسیار افزایش یافته‌اند. از این رو حاشیه‌نشینی شهری، واژه مناسبی برای کسانی که دچار فقر هستند، نیست. مطابق برخی برآوردها حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر از جمعیت ایران در سکونتگاه‌های غیررسمی زندگی میکنند. از دیدگاه برخی اسکان غیر رسمی یا به تعبیر نه چندان دقیق حاشیه نشینی به معنای تمام کسانی است که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده‌اند. بنابراین جمعیت‌های دچار فقر تنها در مناطق حاشیه‌های شهرها زندگی نمی‌کنند. در اعتراضات آبان ۹۸ اگر چه طبقه فرودست جامعه نقش پر رنگی در اعتراضات داشتند امّا این اعتراضات در متن شهرهایی از جمله شیراز هم دیده شد.

در سرمقاله دی ماه ۹۶ نوشتیم: “وقوع اعتراضات مشابه دیماه ۹۶ بسیار محتمل است. حوادث دی ۹۶ لرزه نبود، پیش‌لرزه بود و علامت و نشانه بحرانهای متوالی. برای همه از فرادستان حاکم تا فرودستان محکوم. برونرفت از این وضعیت نامطلوب فریض‌های است که مستلزم به رسمیت شناختن یکدیگر و آغاز گفتگوی برابر از دو سوی منازعهای است که مدتها است دیگر کتمان ضرورتش ممکن نیست.” امروز، دو سال پس از انتشار این جمع‌بندی سخن جدیدی در میان نیست. تجربیات جهانی و ملی زیادی از تلاش موفقیت‌آمیز غیرخشونتآمیز برای کاهش شکاف فرودستان و فرادستان وجود دارد، اما تاخیر در عمل موثر و اقدام جدی از سوی حاکمیتها برای حل بحرانهای بنیادین امکان برون‌رفت و کاهش شکاف را کمتر و کمتر می‌کند. پس اجازه ندهیم تاخیر تا آنجا پیش رود که به قول مائو شکافی میان دو سوی منازعه ایجاد شود که جز با خون پر نشود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.