آخرین لقمه چرب
چکیده :گویی با قافله دزدان طرفیم. در هر شبیخون بخشی از اموال ما را مال خود میکنند. گل درشتهایش را مثل شرکتهای نفتی، معدنی، بازرگانی، موسسات مالی، شرکتهای دارویی، بیمه، حمل و نقل، کشت و صنعت و انبوهی از کارخانجات تولیدی را قبلا خودشان به خودشان واگذار کردهاند. سهم ما از افتصاد را با تحریمها بر باد دادند و آنچه در اختیار دولت بود را به بهانه دور زدن تحریمها به جیب خودشان سرازیر کردند....
امیرعلی نصرالهزاده
بعد از بحران گرانی بنزین، گروهی از تحلیلگران با تأسی به نظریههای جاافتاده اقتصادی، افزایش قیمت بنزین را اقدامی طبیعی و گامی در راستای انطباق سیاستهای اقتصادی ایران با منطق بازار و اقتصاد جهانی جلوه دادند. انتشار انبوهی از آمارهای مختلف اعم از میزان مصرف، آلودگی هوا، و قیمت بنزین در سایر کشورهای دنیا هم مهمات توپخانه این هجوم تبلیغاتی بود. هیچکدام البته پاسخ نمیدادند کجای این اقتصاد خصولتی، رانتی، ایزوله، پرفساد، ناکارآمد و عقبمانده تا به الان رانت و فساد و ناکارآمدیاش را فراموش کرده و به درمانهای جزئی اقتصادی پاسخ داده است.
برای همه به جز مدافعان طرح واضح بود که وضعیت بحرانی نه محدود به گرانی قیمت بنزین است، و نه اعتراضاتی که به همراه داشت تنها به انگیزه افزایش قیمت انجام شد. در ویدئوهایی که از اعتراضات بیرون آمده، مردمی که از «نداشتن» گلایه میکردند نه به ریزهکاریهای بازتوزیع یارانه بنزین توجه داشتند و نه این یارانه دردی از آنها دوا میکرد. تمام توجیهات علم اقتصاد هم نمیتواند ظن ایرانیان به «دستبردی» دوباره به جیبشان را برطرف کند. نه ازین جهت که آنها نمیدانند دولت پول ندارد یا تحریمها فشار میآورد. بلکه چون همه به چشم خود چندین بار دستبردهایی این چنینی و توجیهات پشتبندش را دیدهایم.
بگذارید یکی از این تجربهها، یعنی خصوصیسازی را با هم مرور کنیم. امر خیری بود که طبق توجیههای آن زمان قرار بود با واگذاری صنابع دولتی از فساد و ناکارآمدی اقتصاد دولتی بکاهد و گامی دیگر باشد برای مدرنسازی اقتصاد ایران. تغییر تفسیر اصل ۴۴ قانون اساسی هم به دستور رهبری، خارج از دولت و مجلس، در مجمع تشیخص مصحلت نظام تصویب شد. نتیجهاش واگذاری ثروت بسیار عظیمی به نهادهایی همچون بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید، تعاونیهای نظامی، ستاد اجرایی فرمان امام و … شد. بزرگی و گستردگی این ثروت را قبلا اینجا نشان دادهایم. ثروتی که زمانی متعلق به همه ما بود، امروز حساب و کتابش حتی در بودجه نمیآید.
گرانی بنزین طبق تبلیغات ماشین پروپاگاندا قرار بود تأثیری در افزایش قیمت سایر کالاها نداشته باشد. از آلودگی هوا بکاهد و ترافیک را کاهش دهد. مازاد درآمد دولت ازین طریق نیز قرار بود اضافه یارانهای باشد که مستقیم به مردم پرداخت میشود. نتیجه طبق معمول برعکس بود. نه تنها قیمت سایر کالاها بالا رفت، بلکه تهران یکی از آلودهترین دورههایش را تجربه میکند. آمارها نشان میدهد که کاهش ترافیک هم مقطعی خواهد بود و دولت حالا برای واریز یارانه بنزین هر روز بهانههای جدیدی رو میکند.
به نظر ما ظن مردم کاملا درست است. دوباره دست در جیب ما کردهاند. اینجا با بررسی بودجه سال ۹۷ نشان دادهایم که بخش بزرگی از بودجه کل کشور تحت کنترل رهبری و بدون نظر دولت و مجلس هزینه میشود. از این میان، نهادهای فرهنگی و مذهبیِ تحت کنترل رهبری بیش از دو سوم کل بودجه فرهنگی کشور را به خود اختصاص میدهند. اینجا فهرست کاملی از این نهادها مانند جامعهالمصطفی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزهها، و مؤسسه نشر آثار امام و بودجههایشان را منتشر کردهایم.
حالا شاخکهای مردم حساستر شده است و نشانههایش را مخصوصا در شبکههای اجتماعی میتوان دید. بررسیهایی از جنس عکس این یادداشت نشان میدهند که در این وانفسای تحریم و کسری بودجه، در سال پیش رو، سهم این نهادها نه تنها کاهش نیافته تا مرهمی باشد بر کسری بودجهای که ما باید تاوانش را بدهیم، بلکه به طرز عجیب و غیرقابل باوری افزایش هم یافته است. مثلا بودجه ستاد احیاء امر به معروف بیش از دو برابر شده است. یا بودجه جامعهالمصطفی ۵۴درصد رشد داشته. لابد اگر این قبیل افزایشها را مقابل دیدگان یک غیرایرانی بگذاریم فکر میکند بزرگترین درد مردم ایران کمبود تبلیغات مذهبی است!
گویی با قافله دزدان طرفیم. در هر شبیخون بخشی از اموال ما را مال خود میکنند. گل درشتهایش را مثل شرکتهای نفتی، معدنی، بازرگانی، موسسات مالی، شرکتهای دارویی، بیمه، حمل و نقل، کشت و صنعت و انبوهی از کارخانجات تولیدی را قبلا خودشان به خودشان واگذار کردهاند. سهم ما از افتصاد را با تحریمها بر باد دادند و آنچه در اختیار دولت بود را به بهانه دور زدن تحریمها به جیب خودشان سرازیر کردند.
دیگر ظاهرسازی را هم کنار گذاشتهاند. افزایش بودجه نهادهای فرهنگی مذهبی که ذکرشان رفت، آخرین لقمه چرب این سفره است. آن را هم برداشتند. کسری بودجه این دزدی بزرگ را هم با گرانی بنزین برای خودمان صورتحساب کردند. انگار خود ما اسپانسر این کاروان دزدی شدهایم.
منبع: مجمع دیوانگان













