سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

طرحی برای نجات کشور

چکیده :نابودی سیستم موجب نابودی کشور و مردم و بازارها و تجارت و تخریب شهرها و فقر و بدبختی و جنگ های داخلی و کشتار میلیون ها نفر انسان است.چنین نیست که با کشتن و کنار رفتن چند نفر از راس قدرت مشکلات کشور حل و فصل...


محمدطاهر کنعانی

سقوط نظام جمهوری اسلامی ضربه ی سنگین تاریخی بر موجودیت ایران و تجزیه ی کشور وحتی زلزله ی بزرگ برای امنیت منطقه است.

سیستم جمهوری اسلامی ایران حداقل موجب ثبات و امنیت است. امنیت و ثبات شرط اولیه تمدن سازی است.

نابودی سیستم موجب نابودی کشور و مردم و بازارها و تجارت و تخریب شهرها و فقر و بدبختی و جنگ های داخلی و کشتار میلیون ها نفر انسان است.چنین نیست که با کشتن و کنار رفتن چند نفر از راس قدرت مشکلات کشور حل و فصل گردد.

دشمنان تاریخی منطقه ای ملت ایران به لطف آمریکا تا بن دندان مسلح و منتظر فرصت اند تا هر کدام قطعه ای از ایران را منطقه ی نفوذ خود سازند.روسیه و چین نیز منتظر فرصت هستند.

برای نجات کشور سه راه حل وجود دارد:

۱.ادامه وضع موجود و تحریم های فلج کننده و سرکوب مخالفین و رد صلاحیت مخالفین و سرکوب معاندین و اعدام و مجازات متجاسرین:
این وضعیت چشم انداز بسیار نگران کننده و سقوط تدریجی نظام جمهوری اسلامی ایران است‌.
بتدریج توان اقتصادی تحلیل می رود‌.مردم از ادامه ی تحریم ها بستوه می آیند. قدرت نظامی نیز بخاطر نبود منابع مالی و انسانی تضعیف می شود و مرگ تدریجی خودمان را تجربه خواهیم کرد.
مضافا طبق قاعده عقلی و نقلی الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم ادامه وضع موجود ناکار آمدی و فقر و فساد و تبعیض است.
در چهل سال گذشته همه جور سیستم امتحان داد .اصلاح طلب و اصولگرا و گاهی گفتند اصلاح طلب یک دست گاهی اصولگرای یک دست .همه جوره سیستم را تست کردند. هشت رئیس جمهور مختلف آمدند. ولی چرا هنوز ناکار آمدی و فقر و فساد روبه افزایش است؟

علت چیست؟ کجای کار می لنگد؟ چرا همسایگان ما که یک دهم ما هم منابع طبیعی و انسانی ندارند؛ده برابر ما پیشرفت کردند؟

۲.سازش با امریکا: ایران ذر شرایط کنونی برگ های زیادی برای سازش با دشمن دارد. مانند سازش با اسراییل و قطع حمایت از جنبش ها و سازمان های مقاومت و عقب نشینی از مرزهای اسرائیل.
این طرح کوتاه مدت خوب است ولی دراز مدت ایران را تبدیل به کشوری ضعیف و وابسته می سازد.

به تجربه تاریخ هرگاه کشوری برای بقای خودش به بیگانگان تکیه کرده مستعمره خارجیان شده است.

این طرح سازش موجب از دست دادن حوزه های نفوذ در منطقه و پیشرفت تدریجی دشمن و خلع سلاح تدریجی ایران است.هرکدام از مناطق نفوذ جمهوری اسلامی ایران از عراق و سوریه و یمن و فلسطین و لبنان و بحرین خودشان تحت ستم هستند و دخالت یا عدم دخالت ایران نیست.

آمریکا و اسرائیل به تجربه اثبات کرده اند که راضی به هیچ حدی از عقب نشینی نبوده و هرچه ایران عقب نشینی کند فشار آنها و ضربات شان بیشتر و بیشتر می شود.

۳.آشتی ملی:راه حل سوم این است که نظام جمهوری اسلامی بجای سازش با امریکا و اسرائیل با ملت خودش سازش نماید.بجای نرمش قهرمانانه در مقابل آمریکا در مقابل توده های نجیب و عزیز و شجاع و مسلمان و مومن و دلسوز ایران نرمش نشان بدهد.

حاکمیت جمهوری اسلامی بتدریج نهادهای سیاسی را به ملت واگذار نماید.انتخابات آزاد و رقابتی برگزار نماید .از رد صلاحیت های بی دلیل و فله ای دست بردارد.مردم را در انتخاب کاندیدهای شایسته آزاد بگذارد.

انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان رااز قید چند نفر وفاداران خودشان خارج نمایند.با تشکیل احزاب و آزادی های مشروع مخالفت نکنند .

معدودی طبقه اشراف خودی و توده عظیم ملت را غیر خودی دانستن چه معنی دارد؟

مبارزه با فساد همراه با کاهش علل و عوامل جرمزا و تعقیب همه مجرمان اقتصادی بدون تبعیض باشد.چیزی که ملت را رنجور و عصبانی کرده مفاسد اقتصادی همراه با حاشیه ی امن سیاسی است.

هم پیوندی با جهان مدرن ضرورت زندگی در جهان کنونی است. با مقررات بین المللی ستیز نکنند و معاهدات و مقررات حقوق بشر و پول شویی و شفافیت و تجارت را قبول کنند.

حکمرانی مطلوب تابع مقتضیات جهان مدرن و قوانین مترقیانه است.زندگی ملت را در قالب قواعد کهن فقهی قرار ندهند.فقه سنتی نظام حقوقی ادوار کهن است و جوابگوی صدها هزار موضوع نوپدید نیست. نمی توان این همه نهادها و ابزارهای جدید را با شاقول فتاوی قرون گذشته ارزیابی نمود .نگارنده منکر فقاهت نیستم ولی چارچوب فقه سنتی جوابگو نمی دانم.

بنظر نگارنده راهکار سوم و اصلاحات سیاسی و اقتصادی و چابک سازی مدیریت داخلی و مدیریت علمی بجای مدیریت فقهی موجب حل بسیاری مشکلات زندگی ملت ایران است.

تکیه بر توان داخلی به معنای ساختن چند کارگاه داخلی و طرح های زودبازده و اقتصاد مقاومتی نیست.

تکیه بر توان داخلی یعنی مشارکت آزاد و حداکثری ملت در سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حقوق و آزادی های اساسی بشر، توسعه ی دانش محور و انتخابات آزاد و احزاب سیاسی پیشرو و انجمن های صنفی آزاد و مستقل از دخالت بی رویه ی دولت و کوچک سازی دولت و تمرکز زدایی قدرت است.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.