سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تو میرحسین موسوی تر شده‌ای!

چکیده :آنانکه او را از نزدیک می شناختند حضور حضرت میر را بعد از چهارسال فترت ناشی از سکانداری پوپولیست ها، به سان سپرده شدن سکان کشتی به دست ناخدای خداجوی می دانستند. از سویی دیگر رقیب اصلی او در دهه شصت هم بیست سالی بود که دور از گزند یک سیاستمدار قاطع در حد میرحسین سلطنت مطلقه ولایی داشت، بیم در جانش اوفتاد لکن نتوانست از ابتدا بر او تیغ استصواب...


کلمه – مهرداد خیراندیش

در روزهایی که می رفت ایران زیر سایه جمهوری اسلامی اولین سال از پنجمین دهه عمر خود را به آخر برساند، اتفاقاتی رخ داد که از جهات مختلف قابل توجه و از جهاتی هم بدیع و بی سابقه بود. بعد از وصل دوباره اینترنت سیل عکس ها و فیلم های گرفته شده که خود گویای همه چیز بوده و خشن بودن نظام را بیش از هر بار آشکار تر کرد. چندانکه نیازی به شرح خاصی نیست.

ولی در میان همه ابعاد و جهات گوناگون، بررسی یک بیانیه تا ساعت ها بحث کارشناسان مسائل ایران بود.

اهمیت این چند سطر بیانیه مدیون نگارنده آن است.

راقم آن سطور را می توان نجیب ترین مدیر ارشد در تمام عمر چهل ساله جمهوری اسلامی دانست. طنز ماجرا تا اینجا اینکه نگارنده از نجابت «میرحسین» می گوید حال آنکه از سوی رهبری واژه «نانجیب» در باره ایشان و یار دیگر و محصور او مهدی کروبی بکار رفته است.

باری!

میرحسین موسوی در کوران جنگ هشت ساله، اقتصاد کشور را زیر باران موشک های دشمن خارجی و بمباران سیاسی و رسانه ای مخالفان داخلی_ در راس آنها رئیس جمهور وقت، رهبر فعلی_بسلامت عبور داد.

آنچه امروزه گزافه گویان و واعظان غیر متعظ از آن به نام « اقتصاد مقاومتی» یاد می کنند، بی تردید هنر سیاست مدار هنرمند قصه ماست.

از هنر گفتیم. شاید توده های مردم بعد هنری شخصیت میرحسین را کمتر در نظر گرفته باشند. ولی مهندس موسوی، تخصص او و رشته او در دانشگاه «معماری» بود. و می دانیم معماری بیش از آنکه «مهندسی» بحساب آید، در جرگه هنرها ست.

در حدی که نگارنده این سطور می شناسد، هرکجای جهان، هنرمندی پا به عرصه سیاست نهاده است، کام مردم آن دیار اگر شیرین هم نشده تلخی هم ندیده است. خیلی از ماها می دانیم که نمایشنامه نویس اهل جمهوری چک، آنگاه که تحت‌تأثیر نوعی احساس تکلیف ملی به دنیای سیاست قدم نهاد، آنچنان مردمی بود و آنچنان مردمی ماند که تا امروز هم در صدر چهره های محبوب چک قرار دارد.

میر حسین موسوی هم در دو دوره چندین ساله بار اول به اختیار و بار دوم به ضرب زور ولایت از عالم سیاست کنار گذاشته شد، هر بار ققنوس وار از خاکستر خود برخاست و نجیبانه به فضای تاریک سیاست زیر سایه ولایت نور تاباند.
گویا به خلوت خود که می رود، آنقدر کشف و شهود می کند که به «حتی یاتیک الیقین».

هنگامی که در زمستان سال ۸۷ زمزمه های ورود مجدد مهندس موسوی به انتخابات ۸۸” بر سر زبان‌ها افتاد آذرخش بیم و امید هم به جان ها افتاد.

آنانکه او را از نزدیک می شناختند حضور حضرت میر را بعد از چهارسال فترت ناشی از سکانداری پوپولیست ها، به سان سپرده شدن سکان کشتی به دست ناخدای خداجوی می دانستند. از سویی دیگر رقیب اصلی او در دهه شصت هم بیست سالی بود که دور از گزند یک سیاستمدار قاطع در حد میرحسین سلطنت مطلقه ولایی داشت، بیم در جانش اوفتاد لکن نتوانست از ابتدا بر او تیغ استصواب بکشد.

میر حسین آنگونه که در مناظرات تاریخی بیان نمود صرفا بخاطر ترس از سقوط مملکت به ورطه نابودی کامل بود که از کنج عزلت خود خواسته اش به در آمد و در برابر رئیس جمهور ترمیناتور ایستاد.
و گفت اگر این احساس خطر نبود، کما فی السابق به فعالیت فرهنگی اش ادامه می داد.
اما این ققنوس حق، بار دوم از کنج حصر سخنی بر زبان آورد که بی تردید تاریخ آنرا بخاطر خواهد سپرد.
او پس از ابراز همدردی با خانواده های جان باختگان “جان به لب رسیده” انگشت را درست در محل درد ملت گذاشت.
آنجا که گفت: در هفده شهریور ۵۷ اگر مسول کشتار مردم، شاه بود و حکومت غیر مذهبی، امروز مسول کشتار فردی است که خود و اطرافیانش برای او بر جان و مال و حرز یک ملت ولایت قائل هستند و او را فرمانده کل قوا قرار داده اند.
همین یک سطر گویای همه چیز است. این یعنی اینکه انقلابی که روزگاری به قصد بهم زدن حاکمیت مطلقه شاه بر پا شده بود، به یغما رفته است.
این سخن از زبان کسی در اندازه میرحسین، می تواند توده ها را از این غارت ملی آرمان‌های انقلاب آگاه کند. این فریاد از کنج حصر خط بطلانی بود بر سی سال عوام فریبی دستگاهی که میلیارد ها دلار درآمد ملت را صرف هوی و هوس های سیاسی و منطقه ای یک فرد و جریان حامی او کرده است.
وقتی نخست وزیر سابق کشور می گوید انقلاب تغییر خاصی بهمراه نداشت و استبداد تنها از یک فرد با یک لباس، به شکل بدتر آن به فردی با لباس دیگر منتقل شده است، ملت حق دارند بر این ظلم قیام کنند بلکه آب رفته را به جوی بازگردانند.

هرچند به جبر منزوی تر شده‌ای
در حصری و در حصر، قوی‌تر شده‌ای
بردند تو را به حبس تا کم بشوی
تو “میرحسین موسوی” تر شده‌ای


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.