درس تاریخ: گزارشی از فعالیت کمیتهٔ پیگیری آسیبدیدگان سال ۱۳۸۸
چکیده :خطمشی نیروهای امنیتی، بر سرکوب شدید، ایجاد رعب، دروغپراکنی، مظلومنمایی، وارد ساختن اتهام خطگیری از کشورهای خارجی و ضدانقلاب، هجوم سازمانیافتهٔ مأموران که ملبس به یونیفورم نبودند و تخریب بانکها و اماکن و وسائط نقلیهٔ عمومی، بازداشتهای فلّهای، قطع اینترنت و سیستم پیامک، و بدتر از همه، پنهانکاری در رابطه با جانباختگان و مجروحان استوار بود. ...
اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
به نام خدا
آنچه این روزها در رابطه با جانباختگان و مصدومان اعتراضهای هفتههای اخیر شاهدش هستیم، شباهت بسیاری با آنچه در سال ۱۳۸۸ در پی حضور میلیونی و گستردهٔ معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات ریاست جمهوری آن سال اتفاق افتاد دارد، و البته تفاوتهایی هم وجود دارد که ذکر آن برای آگاهی نسل جوان کنونی که آن ایام دوران طفولیت خود را طی میکردند و شاید اطلاعی از حوادث آن زمان ندارد، مفید باشد.
اعتراضات بهطور خودجوش از روز شنبه ۲۳ خردادماه ۸۸ آغاز شد. نیروهای انتظامی، امنیتی، اطلاعاتی، سپاه و بسیح و لباسشخصیهای مرتبط با این ارگانها، خود را آمادهٔ سرکوب حداکثری کرده بودند، منتها انتظار حضور جمعیت به آن گستردگی را نداشتند. معترضان غالباً از قشر متوسط شهری، گروههای سنی مختلف و طیف فکری و هویتی بسیار گسترده بودند؛ یک جنبش مدنی اعتراضی عاری از خشونت که در چارچوب خطمشی هوشمندانهای که در بیانیههای مهدی کروبی و میرحسین موسوی، بیش از ۱۸ ماه در خیابانها حضور داشت و با نام «جنبش سبز» شناخته میشود و آرمانها و اهدافش در سند تاریخی «منشور جنبش سبز» در دو ویراست منتشر شد.
خطمشی نیروهای امنیتی، بر سرکوب شدید، ایجاد رعب، دروغپراکنی، مظلومنمایی، وارد ساختن اتهام خطگیری از کشورهای خارجی و ضدانقلاب، هجوم سازمانیافتهٔ مأموران که ملبس به یونیفورم نبودند و تخریب بانکها و اماکن و وسائط نقلیهٔ عمومی، بازداشتهای فلّهای، قطع اینترنت و سیستم پیامک، و بدتر از همه، پنهانکاری در رابطه با جانباختگان و مجروحان استوار بود.
در تیرماه همان سال، رهبران جنبش سبز تصمیم به تشکیل «کمیتهٔ پیگیری وضعیت آسیبدیدگان حوادث پس از انتخابات» با مدیریت مرتضی الویری، ابراهیم امینی و علیرضابهشتی گرفتند. مأموریت این کمیته نه سیاسی، بلکه امدادی بود و شامل معاضدت حقوقی، مالی و پزشکی برای جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان میشد. پس از استقرار در دفتری واقع در خیابان آیتالله طالقانی، با کمک داوطلبانهٔ پزشکان، وکلا، خبرنگاران و فعالان مدنی، فهرست آسیبدیدگان به تدریج با استفاده از اطلاعات اولیه شکل گرفت و پس از آن، کمیتههای تحقیق به تشکیل و تکمیل پرونده برای هر یک از آسیبدیدگان پرداختند. جلسات کمیته هم بهطور منظم تشکیل میشد و گزارش کار آن هم به رهبران جنبش و هم به اطلاع عموم ارائه میشد. تماس با مراکز پزشکی، پزشکی قانونی، گورستانها، بازداشتگاهها، دیدار و مصاحبه با خانوادههای آسیبدیدگان، دیدار با نمایندگان مجلس، رئیس قوهٔ قضائیه، رئیس مجلس، کمیسیون امنیت ملی مجلس و مانند آن، صورت گرفت. با اعلام تدریجی تعداد جانباختگان، دستگاههای امنیتی و خبری به تکاپو افتادند تا با اتهام دروغ بودن ارقام و سناریوسازی در مورد یکی از افراد که نه توسط کمیته بلکه توسط رسانههای مرتبط با جنبش سبز به اشتباه به عنوان جانباخته اعلام شده بود، و نیز داستانپردازی دربارهٔ برخی دیگر از شهادای جنبش سبز (از جمله عضویت در بسیج) به مقابله با فعالیتهای کمیته بپردازند. سرانجام و با مشاهدهٔ بیهودگی این دست کوششها در جلب رضایت و اقناع افکار عمومی، پس از آن که اطلاعیههای کمیته در جریان اعلام تدریجی تعداد شهدا به رقم ۷۲ نفر رسید، نیروهای امنیتی به دفتر کمیته یورش بردند و همهٔ اسناد و وسایل آن را ضبط کردند. روز بعد اعضای کمیته بازداشت و به بند ۲۴۰ اوین منتقل شدند. یکی از مواردی که در بازجوییها به عنوان موضوعی حساس عنوان میشد، رقم ۷۲ نفر بود که تداعیکنندهٔ رقم معروف شهدای کربلا بود، در حالی که این رقم تنها آمار شهدایی را پوشش میداد که بررسی پروندههای آنها تکمیل و اطلاعات آن، تا آن زمان، قطعی شده بود. عدد شهدا تا ۳۸۴ نفر هم رسیده بود، اما کار تحقیقات انها ناتمام ماند. در دیماه همان سال، نیروی انتظامی رقم ۸۴ کشته را به مجلس اعلام کرد. باید توجه داشت که شهدای تاسوعا و عاشورا و ماههای بعد و نیز کسانی که در بازداشتگاههای تهران و شهرستانها کشته شده بودند هیچ گاه اعلام نشد.













