سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

سخنی از سرِ درد با حکومت

چکیده :نارضایتی گسترده عموم مردم به ویژه طبقات تهیدست جامعه از فقر فزاینده و تنگناهای اقتصادی، ناکارآمدی حکومت از درک و پاسخ گویی به انتظارات و مطالبات عمومی، نومیدی جامعه ازاصلاحات و پیگیری مطالبات خود به شکل مسالمت آمیز و در نهایت احساس تحقیر از اعلام ناگهانی افزایش قیمت بنزین که بی اعتمادی حکومت به مردم را نشان می داد، مهمترین عوامل پدید آمدن این ماجرا بودند....


علی میرموسوی

اعتراض به افزایش غافلگیرانه قیمت بنزین به سرعت به خشونت گرائید و چهره آشوب و تخریب به خود گرفت. در جریان این اعتراض ها گروهی زیاد از هموطنان عزیز جان باختند یا آسیب دیدند. انبوهی از جوانان راهی بازداشتگاه ها شدند. بسیاری از ساختمان های دولتی و عمومی مورد حمله قرار گرفتند و در آتش سوختند. شعارها هر چند بیشتر بیانگر خواسته های معیشتی، ولی بسیار ساختار شکنانه بودند و کل نظام و روحانیت را هدف قرار می دادند. همچنین برای نخستین بار برخی از معترضان در واکنش به سرکوب، دست به اسلحه بردند. این نخستین تجربه نبردی سهمگین بین معترضان و نیروهای امنیتی بود که حکومت برای مهار آن ناگزیر از قطع کلی اینترنت شد و نه تنها به اعتبار خود آسیب زد، بلکه بخشهایی از جامعه نیز متحمل هزینه فراوانی شدند.

برخی به ویژه نهادهای رسمی، همچون گذشته می کوشند این حوادث را با برجسته کردن نقش عوامل بیگانه، دشمنان و دست نشاندگان آن ها توضیح دهند. هر چند نمی توان نقش این عوامل را نادیده انگاشت، ولی این تبیین اگر به معنای چشم پوشیدن و نادیده گرفتن زمینه ها و عوامل داخلی باشد، بر خطاست. نارضایتی گسترده عموم مردم به ویژه طبقات تهیدست جامعه از فقر فزاینده و تنگناهای اقتصادی، ناکارآمدی حکومت از درک و پاسخ گویی به انتظارات و مطالبات عمومی، نومیدی جامعه ازاصلاحات و پیگیری مطالبات خود به شکل مسالمت آمیز و در نهایت احساس تحقیر از اعلام ناگهانی افزایش قیمت بنزین که بی اعتمادی حکومت به مردم را نشان می داد، مهمترین عوامل پدید آمدن این ماجرا بودند. در واقع افزایش قیمت بنزین جرقه ای بود بر نفرت انباشته شده که به انفجار خشم و ترکیدن بغض فروخفته توده مردم انجامید.

هیچ انسان آزاده و متعهدی نمی تواند نسبت به پیامدهای زیانبار این رخ داد بی تفاوت باشد. کدام آزاده ای می تواند در خون غلتیدن جوانان عزیز هموطن خود را نظاره کند یا بر بازداشت و به زندان افتادن انبوهی از جوانان و چه بسا زجر و شکنجه آنان صبر و سکوت پیشه کند؟ همچنان که تخریب اموال عمومی و به آتش کشیده شدن آن ها نیز هرگز مورد پسند و رضایت هیچ انسان میهن دوستی نیست. اما آنچه بیشتر اهمیت دارد، آینده کشور و چگونگی برخورد حکومت با این ماجرا و تدبیر و سیاستی است که در قبال آن اتخاذ می کند.

اینک حکومت و نهادهای امنیتی آن، با این پرسش روبرو هستند که برای جبران زیان ها و خسارت های جانی و مالی و نیز جلوگیری از تکرار چنین حوادثی چه سیاستی را در پیش گیرند و چه اقداماتی را انجام دهند؟ در پاسخ به این پرسش دو راه فراروی آنان قرار دارد. نخست تجدید قوا و سازماندهی نیروی سرکوب در راستای آمادگی برای رویارویی با این حوادث در آینده و دوم تجدید نظر در روش حکومت داری و بازسازی الگوی حکمرانی به گونه ای که رضایت نسبی مردم را فراهم آورد. راه نخست به نوعی تقابل با مردم و بی توجهی به نارضایتی های آنان از وضعیت موجود را دربردارد. راه دوم اما آشتی با مردم و توجه به نیازها و خواسته های آنان و کوشش برای اعتمادسازی و جلب رضایت آنان است.

گزینه نخست که ادبیات برخی سردمداران حکایت از آن دارد، هر چند شاید به ظاهر آسان تر می نماید و چه بسا در کوتاه مدت غائله را بخواباند، ولی در بلند مدت به زیان همگان خواهد بود. زیرا خشم و نفرت توده مردم همچون آتشی زیر خاکستر، منتظر فرصتی دیگر برای شعله ور شدن خواهد ماند. حکومت در صورتی که این مسیر را در پیش گیرد، خود آغازگر جنگی داخلی شده است که عاقبتی جز ویرانی ملک و مملکت نخواهد داشت. برای ترسیم نتایج و پیامدهای این سیاست، کافی است وضعیت کنونی سوریه را در پیش رو مجسم کرد. شاید بشار اسد امروز هنگامی که به گذشته می نگرد از برخوردی که با نخستین معترضان خود کرد، احساس پشیمانی کند. او گمان می کرد با این کار اعتراض را در نطفه خفه خواهد کرد، غافل از آن که با سرکوب شدید معترضان آتش فتنه را شعله ور تر کرد و کشورش را در جنگی خانمان سوزفرو برد. همچنان که محمد رضا شاه نیز در سال ۵۷ بر این تاسف می خورد، که ای کاش بهبود رابطه حکومت و مردم و اصلاحات سیاسی را زودتر آغاز می کرد.

گزینه دوم اما هر چند دشوارتر ولی راه حلی پایدارتر فراروی حکومت قرار می دهد. افزون بر این با آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی و قانون اساسی نیز سازگارتر است. در این راستا حکومت می تواند با برخورد کریمانه با متهمان و اعلام عفو و گذشت از آنان و دلجوئی از خانواده قربانیان، به بازنگری در شیوه حکمرانی خود بپردازد و در راه برطرف کردن عوامل نارضایتی به ویژه فقر و فساد گسترده گام بردارد. همچنین با جلب مشارکت مردم از راه بازکردن فضای سیاسی از شکاف دولت و مردم بکاهد و با ایجاد اعتماد در مردم سرمایه اجتماعی خود را افزایش دهد.

درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.