سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

باتوم درد می‌دهد، درمان نیست!

چکیده :خشونت، خشونت می‌آورد. وظیفه پلیس هم کنترل نظم است و در هیچ کجای دنیا پلیس به معترضان شکلات نمی‌دهد اما ... اما قرار نبود با هیچ کجای دنیا مقایسه شویم. سرود ملی اول انقلاب یادتان هست؟...


احسان محمدی

فیلم‌ها و تصاویر پراکنده‌ای از چند شهر در فضای مجازی منتشر شده که روایتگر همان داستان تکراری است؛ فریادهای اعتراضی، شعارهای تند، تجمعات بی‌رهبر و البته برخورد پلیس.

چند نکته در خصوص این ماجرا:

۱- اعتراضات خیابانی در ایران بسیار پرهزینه است. در دی‌ماه ۹۶ بیش از ۲۰ نفر کُشته شدند، هنوز عده‌ای در بازداشت هستند و خانواده‌هایی سیاه به تن دارند.
اینکه عده‌ای باز به خیابان می‌آیند و فریاد می‌زنند نشانه ساده‌ای نیست. خوشی هم زیر دلشان نزده، اینها جان به لب رسیده‌اند. چیزی برای از دست دادن ندارند‌. انکارشان نکنید.

۲- خشونت، خشونت می‌آورد. وظیفه پلیس هم کنترل نظم است و در هیچ کجای دنیا پلیس به معترضان شکلات نمی‌دهد اما …
اما قرار نبود با هیچ کجای دنیا مقایسه شویم. سرود ملی اول انقلاب یادتان هست؟
شد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
در حوزه دین سوادی ندارم اما واقعاً دنیا را به مردم دادید که الان با هر اعتراضی باتوم به دستان را به خیابان می‌فرستید؟

۳- باتوم درد دارد، درمان نمی‌دهد. باتوم کسی را قانع نمی‌کند. بعید است حتی یک مورد در تمام تاریخ پیدا کنید که یک نفر در کمال آزادی گفته باشد ممنون که من را کتک زدید و باعث شدید به خطای خودم آگاه شوم!
برخورد خشونت‌آمیز تنها اعتراض‌ها را از کف خیابان به اعماق می‌فرستد و آنجا خشم متراکم می‌شود و یک روز، یک وقت و یک جا مثل آتشفشان بیرون می‌زند. آن وقت باتوم کارساز نیست.

۴- پس از اعتراضات دی‌ماه ۹۶ همه مقامات از لزوم ایجاد سازوکار برای اعتراض قانونمند گفتند اما در عمل چکار کردید؟
وقتی نه تنها مشکلات اقتصادی را حل نکردید بلکه در نتیجه مدیریت ناکارآمد عملاً بازار دچار هرج و مرج شده چه انتظاری دارید؟ تا چه اندازه توقع دارید که مردم خار در چشم و استخوان در گلو تحمل کنند؟

۵- موضع من در قبال اعتراضات خیابانی روشن است. از روز اول هم نوشته‌ام، اسنادش موجود است و نمی‌توانید بگویید هوادار اغتشاش یا دل سپرده به تفرقه و شورش در وطنم هستم.
اما آنها را چه آشغال بنامید چه کرکس، چه معتاد، چه گرسنه‌های شورشی، چه سرسپرده آمریکا، چه فریب‌خورده عربستان، چه آلت دست پسر صدام، چه بی‌سوادهای دانشگاه نرفته و … آدم‌های همین سرزمین هستند. بچه‌های همین کشورند. درد دارد اما هم وطن هستند.

۶- «جنبش» بی‌سر و بی‌برنامه، به «شورش» ختم می‌شود و فرزند «آرامش» و «رفاه» نمی‌زاید.
حتی اگر برخی مطالباتش به حق باشد. حتی اگر برخی شعارهایش دل خوش کند، حتی اگر بعضی از بغض‌هایمان را فریاد بزند.
ما سال‌ها نرم و مهربان نوشتیم و کسی گوش نکرد، آنها که خودشان را به خواب زدند شاید حالا با فریاد مردمی که در خیابان هستند بیدار شوند. شاید!

۷- تاریخ پر است از سیاستمدارانی که مدام از خطایشان در «لحظه سرنوشت‌ساز» حرف می‌زنند، از «دیر شنیدن صدای مردم»، از افسوس، از ای کاش…
دی‌ماه سال پیش هم نوشتم که خاموش‌شدن این فریادها به معنی تمام شدن آن نیست. الان هم با گاز اشک‌آور و باتوم می‌شود جمعیت را پراکنده کرد اما درد، درمان نمی‌شود. گرسنه، سیر نمی‌شود، برای بیکار، شغل آفریده نمی‌شود…

۸- شما را به همه مقدسات سوگند با این کشور، با این مردم این‌طور رفتار نکنید. ما وسط انبار باروت خاورمیانه‌ایم.
کمی تدبیر، کمی مدارا، کمی تعقل در گفتار. دست از عدد بازی‌ها و تحلیل‌ها و نمک بر زخم پاشیدن و باتوم کشیدن بردارید و به فکر مشکلات مردم باشید.

۹- این سقف بریزید روی سر همه‌مان می‌ریزد. اصلاح طلب و اصولگرا و پابرهنه و ثروتمند همه با هم زیان خواهیم دید. ساختن کشوری که زمین سوخته شده، هزاران بار هزینه‌اش بیشتر از اصلاح است.

۱۰- درد این است که تاوان رفتار و گفتار و کردار شما را ما مردم می‌دهیم.

همین مردم کوچه و خیابان. همین دستفروش‌هایی که کتک می‌خورند، همین زلزله زده‌هایی که شب زیر چادر از سرما می‌لرزند، همین چشم انتظاران یارانه و سهام عدالت، همین پرایدسواران، همین کارمندهایی که با وام و قسط زنده‌اند، همین زن‌هایی که می‌روند قصابی خُرده گوشت می‌خرند، همین پدرها و مادرهای بازنشسته‌مان که موهایشان از شرم نداری سفید شده، همین جوان‌هایی که از بیکاری، ترجیح می‌دهند تا صبح در اینترنت بچرخند، تا لنگ ظهر بخوابند… و پیر می‌شوند…

شما یک قدم به طرف مردم بردارید، مردم صد قدم به سمت شما می‌آیند. هیچکس دلش آشوب نمی‌خواهد، نان بدهید، آرامش و لبخند ببخشید، مردم خودشان برابر هر دشمنی سینه سپر می‌کنند.

این مطلب را تابستان سال ۹۷ بعد از اعتراضات خیابانی در مورد گران شدن سکه و دلار نوشتم و حالا بدون کم یا اضافه کردن حتی یک کلمه بازنشر کردم.
قصه همان است و همان خواهد بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.