سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » لزوم اصلاحات، اصلاح طلبی و اصلاح طلبان حکومت ( قسمت سوم)...

لزوم اصلاحات، اصلاح طلبی و اصلاح طلبان حکومت ( قسمت سوم)

چکیده :با دنباله روی از نظامیان پای ایران هرچه بیشتر به منازعات مخرب منطقه ای کشیده شد و اصلاح طلبان حکومتی به زائده ای در خدمت اهداف اصولگرایان و نظامیان حاکم درآمدند و دیپلماتها و در راس آنها وزیر امور خارجه و رئیس جمهور تبدیل شدند به عمله سپاه قدس و سردار سلیمانی و در جلوی چشم میلیونها انسانی که به آنها رای دادند تا تغییری در رفتارها و سیاست خارجی کشور پدید آید به مهره های منفعل و دنباله رویی مبدل شدند که کمترین خاصیت و اثری در تعیین خط مشی ها داشتند و اصولگرایان هم به آنها و هم به ملت ابران و به همه جهانیان ثابت کردند که در بر همان پاشنه می چرخد....


کلمه – خسرو میرزایی

با توجه به آنچه در دو قسمت قبل مطرح شد، در اینجا فارغ از جنجال ها، خطابه ها، موعظه ها، وعده ها و امیدها و لفاظی های حلاوت گونه به قضاوت در باره دولت تدبیر و امید می نشینیم. روشن است که در این دولت در جهت خواسته های مردم که در صدر آن ها رفع حصر از محصورین ثلاثه و آزادی زندانیان سیاسی و بهبود شرایط زندگی و رفاه مردم و هم چنین گشایش فضای سیاسی – اجتماعی جامعه است اقدام درخوری صورت نگرفت و اصلاح طلبان حکومتی کمترین دستاوردی نداشتند و برای محصورین که مورد تکیه برنامه تبلیغی رئیس جمهور برای جلب نطرها و آراء بود هیچ اقدام عملی صورت نپذیرفت و وضعیت آنها تفاوتی نکرد و جناب روحانی و نمایندگان مجلس و اعضای شواری شهر که با استفاده از شعار رفع حصر بر مسند قدرت نشستند و باصطلاح نمک را خورده و نمکدان را شکستند؟!

از طرفی، با دنباله روی از نظامیان پای ایران هرچه بیشتر به منازعات مخرب منطقه ای کشیده شد و اصلاح طلبان حکومتی به زائده ای در خدمت اهداف اصولگرایان و نظامیان حاکم درآمدند و دیپلماتها و در راس آنها وزیر امور خارجه و رئیس جمهور تبدیل شدند به عمله سپاه قدس و سردار سلیمانی و در جلوی چشم میلیونها انسانی که به آنها رای دادند تا تغییری در رفتارها و سیاست خارجی کشور پدید آید به مهره های منفعل و دنباله رویی مبدل شدند که کمترین خاصیت و اثری در تعیین خط مشی ها داشتند و اصولگرایان هم به آنها و هم به ملت ابران و به همه جهانیان ثابت کردند که در بر همان پاشنه می چرخد.

روی آوری مردم در انتخابات گوناگون به اصلاح طلبان را به هیچ وجه نباید تنها دستاورد خودشان یا جذابیت برنامه هایشان دانست. این روی آوری یکی به خاطر نارضایتی مردم از اصولگرایان و دیگری نبود جایگزین یا آلترناتیو دیگریست. وانگهی شورای نگهبان هم اصلاح طلبان را طیف بندی کرده و حاضر به تایید صلاحیت طیف به اصطلاح قرمز آن ها نبود. گرچه اصلاح طلبان حکومتی سرخوش از پیروزی هایشان با اعتدالیون بودند ولی واقعیت حکایت های دیگری را هم در خود نهفته دارد، اقدامی چشمگیر در جهت رفع مشکلات جامعه انجام نداده اند و به وعده های انتخاباتی شان جامه عمل نپوشیده و همچنان محصورین و محبوسین در همان وضعیت سابق ماندند.
بطور کلی اصلاح طلبان برای ترمیم ناکامیها یا به اصطلاح نکول براوات خود دست به دامن حرفه دیرینه فرافکنی یعنی موانع داخلی شده اند و جناح دیگر نیز با فرافکنی انگشت اتهام را به سوی دشمنان خارجی ، بیگانگان و عوامل دست نشانده نشانه رفته اند. ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالیون هنوز هم به همین حربه فرافکنی متوسل شده اند و انگشت اتهام را به سوی ” سنگ اندازان و مانع تراشان ” رقیب نشانه می روند. در هر دو حالت خواسته های مردم برآورده نشد.

نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که اکثریت مردم ما خواهان اصلاح وضع نابسامان جامعه هستند نباید اصلاح طلبی مردم را با خواسته های باصطلاح اصلاح طلبان حکومتی یکی پنداشت. همچنین در روند پیشروی جنبش اعتراضی مردم که سران اصلاح طلبان حکومتی و اصول گرایان در مقابل مردم خواهند ایستاد جریان اصلاح طلبی یا مستحیل تر خواهند شد و یا بخشی از آنها بخصوص کادرها و هواداران برای همراهی با مردم انشعاب خواهند کرد. کما اینکه در جریان کودتای انتخاباتی ۸۸ شکافی نه چندان محسوس و ملموس میان اصلاح طلبان حکومتی و جریان موسوم به جنبش سبز با محوریت مهندس موسوی و حلقه مشاوران و همفکران نزدیکش پدید آمد. چه موافق باشیم و دلمان بخواهد و چه مخالف و دلمان نخواهد میرحسین موسوی سرآمد مبارزین زنده ی راه آزادی در تاریخ معاصر ایران است و در وفاداری به تعهدات خود در مقابل مردم چهره ای مبرز و مثال زدنی بوده و خواهد بود. اینها از لحاظ مسایل مالی و اخلاقی آزمون خوبی پس دادند و ازین لحاظ هم تاکنون در برابر ملت و در پیشگاه خداوند سربلند و سرافراز بیرون آمدند.

علی ایحال، در دوسه دهه گذشته بر اثر سرکوب مخالفان و نبود کثرت گرایی جنبش اجتماعی مردم ما دچار عارضه بزرگی مبنی بر این است که ناتوانی اصلاح طلبان حکومتی در حل مشکلات مردم راه را برای دوباره بدست گرفتن قدرت توسط اصولگرایان هموار میکند و بالعکس نارضایتی مردم از اصولگرایان دوباره اصلاح طلبان دست چین شده شورای نگهبان را به قدرت می رساند.

این دور باطلی است که ملت گرفتار آن است و ما مدتهاست تحت عنوان پوچ انتخاب بین و بدتر تن به آن داده ایم و به دام این کلاف بی سرانجام افتاده ایم. راه نجات از این بن بست مخرب همگرایی همه مخالفانِ خواهان ترقی ایران و نافرمانی مدنی و عدم شرکت در انتخابات است تا زمانیکه معیارهای خلاف دموکراسی از جمله چارچوب غیراصولی رد صلاحیتها توسط شورای نگهبان و دیگر موانعِ تحقق حقوق آحاد ملت از هر عقیده و مسلکی در انتخابات برداشته شود و در نتیجه توانمندان و نخبگان و متخصصین و اندیشمندان زمام امور مملکت را بدست گیرند.

لذا، تلاش اصلاح طلبان برای کشاندن مجدد مردم در پای صندوق رای دیگر جواب نخواهد و جز آب در هاون کوبیدن معنای دیگری نخواهد داشت چون دیگر شعاری برای آنها باقی نمانده که بواسطه آن بتوانند یا بخواهند همچون گذشته “تکرار” کنند و در ابن وانفسا حنای آنها دیگر رنگی نخواهد داشت و شرط عقل نیست چند بار آزموده را دوباره بخواهند بیارمایند. بنابراین بهتر است در مدت کوتاه باقیمانده به پایان دوره مسئولیت خود در دولت و مجلس از جنگ زرگری دست برداشته و با طرح شعارگونه خواسته ها و مطالبات بحق مردم نمک بیشتری بر زخم رای دهندگان نپاشند و نه عرض خود برند و نه زحمت دیگران دهند. اصلاح طلبان حکومتی خود و بستگان خود در این مدت از همه منافع و مزایای قدرت منتفع شده و نابحال در کنار اصولگرایان مشغول برداشتن سهم خویش از سفره انقلاب بودند و همه فرصتهای طلایی برای پیگیری مطالبات برزمین مانده را خواسته یا ناخواسته از دست دادند و رجزخوانیهای اخیرشان مصداق بارز نوشداری بعد از مرگ سهراب خواهد بود و بهتر است فکر نان کنند که از خربزه کاری ساخته نیست.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.