سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

حکومت بر هوش مردم با هوش حکومتی

چکیده : اکنون بیش از چهل سال از آن روزها می‌گذرد و در دو سه دهه گذشته نسخه هوش حکومتی ویرانگر پدید آمده و امروز کاملا به روز شده است. نسخه جدید این بدافزار، در مغزهای تمامی لایه های مدیریتی بارگذاری شده است. اوج بدبختی آنجاست که اگر کسانی قصد ورود به این لایه های نامشروع را داشته باشند باید حتما سیستم عامل مغز خود را از هوش خدادادی به هوش حکومتی تغییر دهند....


فرهاد محبی

انسان موجود هوشمندی است که خداوند به واسطه همین هوش برتر او را اشرف مخلوقات کرده است. بشر در سایه هوش و نبوغ سرشار خود، مرزهای علم را درمی نوردد و هر روز با کشفی جدید، گامی نو به سمت دنیای ناشناخته برمی دارد. هوش و استعداد بشر خصوصا در دوران معاصر، با شتاب تندتری انسان را به سوی رفاه بیشتر و تعالی انسانی می برد. بدون تردید تفاوت های جوامع عقب مانده با توسعه یافته، محصول نحوه استفاده از این نعمت بی نظیر الهی است. مردمانی که استفاده مطلوب از داشته های با ارزش هوش خود کرده اند دارای رفاه مطلق هستند اما در عوض آنهایی که استفاده چندانی از این داشته ها نداشته اند، در کمند فقر و گرسنگی اند و امنیت غذایی و حتی جانی بزرگ ترین آرزوی آنهاست.

در ایران امروز به یمن حکومت فقیهان، نسخه جدیدی از هوش کشف شده است که هوش حکومتی نام گرفت. در انقلاب بهمن ۵۷ که هیمنه و شکوه خودساخته سلطنت به یکباره در هم شکست، سکان هدایت سرزمینی بزرگ با تمدن چند هزار ساله و منابع سرشار انرژی و مواهب بیشمار طبیعی به دست انقلابیون افتاد و انقلابیون آنزمان اساسا اصیل بوده و با اتکاء بر اندیشه های اسلامی و ایرانی با مردم روراست و صادق بودند.

اکنون بیش از چهل سال از آن روزها می‌گذرد و در دو سه دهه گذشته نسخه هوش حکومتی ویرانگر پدید آمده و امروز کاملا به روز شده است. نسخه جدید این بدافزار، در مغزهای تمامی لایه های مدیریتی بارگذاری شده است. اوج بدبختی آنجاست که اگر کسانی قصد ورود به این لایه های نامشروع را داشته باشند باید حتما سیستم عامل مغز خود را از هوش خدادادی به هوش حکومتی تغییر دهند.

فهم این جمله شاید برای برای آنهایی که دانش عمومی رایانه ندارند گنگ باشد. منظور این است که پردازش مطالب در مغز باید نه بر اساس واقعیت بلکه بر اساس خواسته حاکمیت باشد.

سخن کوتاه میکنم، امروزه تمامی لایه های مدیریتی در سایه هوش حکومتی ، خروجی مغز خود را با خواسته رأس هرم قدرت تنظیم می‌کنند. آنها همه میدانند که وظیفه اصلی شان چیست. برنامه کاری این مدیران و صاحب منصبان بر اساس رضایت و خواسته مافوق شان است و نه در راستای پیشرفت مملکت و رضایت مردم.

رییس دستگاه دیپلماسی میداند که سیاست خارجه باید منطبق بر تأمین استمرار استبداد باشد و نه خیر وصلاح مردم و عزت و اعتلای کشور.
مدیران صنعت میدانند که باید خواسته آقازاده ها تأمین گردد و نه چرخیدن چرخ صنعت. متولیان اقتصاد می دانند که اقتصادی رانتیر مد نظر است و نه اقتصادی که به فکر فرار مردم از زیر خط فقر باشد.

سران دستگاه قضا میدانند که قانون برای ضعیفان است و شعار همه در برابر قانون مساویند طنز تلخ روزگار ماست.
دست اندکاران فرهنگ و هنر میدانند که فرهنگ ناب ایرانی محکوم به گوشه نشینی است و هنر باید درخدمت هویت بخشی به روابط و جریان های نامشروع باشد.

حتی مدیران ورزشی هم میدانند که عدم رویارویی با ورزشکاران رژیمی غاصب حتی به قیمت تعلیق و محرومیت، افتخار است.
به این ترتیب هوش حکومتی به جامعه سرایت می‌کند و هوش مردم را خواسته و یا ناخواسته به تسخیر در می آورد. حاکمان با این نسخه به هوش مردم نفوذ کرده اند و بر آنان حکومت می‌کنند.

پایان سخن اینکه :امروزه مغز تمامی مدیران و غالب شهروندان ایرانی ویروسی شده است. مدیران غالبا این ویروس را عمدا به مغزشان راه داده اند و فقط می توان برای آنها متأسف بود . اما برای مردمی که غالبا به اجبار امرار معاش و یا ناخواسته متأثر از ویروس هوش حکومتی هستند راه درمان هست. درمان آنتی ویروسی به نام آگاهی است و عامل پخش آن نیز آگاهانی هستند که هنوز به این ویروس آلوده نشده اند.
خوشبختانه تعداد آگاهانی که هوش خدادادی دارند و به این ویروس مخرب آلوده نشدند کم نیست. کسانی که عزت و شرف خود را به قیمت ناچیز نفروختند و پیشرفت و ترقی را به هر قیمتی نخریدند.

مردان مستعدی که استعداد کافی برای کمک به جامعه بیمار امروزی ایران را دارند. آنانی که فراتر از تعارف و ریا، قلب پاک شان برای اعتلای ایران می تپد. یادمان باشد که وقت تنگ است و راه پر خطر، اما درنگ جایز نیست. چرا که اگر حکومت بر هوش مردم مستدام شود ، رهایی و آزادی رویایی بیش نخواهد بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.