جدال زنجیر با فرهنگ!
چکیده :پرسش من این است که چرا نظام اسلامی حاکم حاضر نیست حتی اصل اعتراض به حجاب اجباری را تحمل کند؟ چرا هیچگاه نتوانسته و البته نخواهد توانست خط فکری خود در حوزه فرهنگی اجتماعی (که بارزترین آن حجاب اجباری است) را به عموم مردم گسترش دهد و در مقابل کوچکترین به اصطلاح ناهنجاری، بالاترین درجه ممکن خشونت را اعمال...
فرید پرتو
در تازهترین حواشی جنجالی پیرامون حجاب اجباری، خانمی با نشستن روی کاپوت ماشین پلیس اعتراض خود نسبت به حقوق از دستدادهاش را نشان داد. یکی دیگر از هزاران شاهدی که نشان میدهد نظام اسلامی قادر به کنترل فرهنگ عام نیست. درست در نقطه مقابل دادگاهی که پاسخ این اعتراض را با حکمی هجوآمیز داد، از نظر این حقیر، اعتراض این فرد یکی از مسالمتآمیزترین اشکال ممکن برای اعتراض به نقض حقوق زنان است. گرچه جایزه زیباترین شکل محتوایی اعتراض همچنان تعلق میگیرد به اولین دختر خیابان انقلاب!
پرسش من این است که چرا نظام اسلامی حاکم حاضر نیست حتی اصل اعتراض به حجاب اجباری را تحمل کند؟ چرا هیچگاه نتوانسته و البته نخواهد توانست خط فکری خود در حوزه فرهنگی اجتماعی (که بارزترین آن حجاب اجباری است) را به عموم مردم گسترش دهد و در مقابل کوچکترین به اصطلاح ناهنجاری، بالاترین درجه ممکن خشونت را اعمال میکند؟
اجازه دهید سوال را در قالب تجربه خودم جواب دهم. چندی پیش گزارشگر خبر ۲۰۳۰ به دنبال پیدا کردن مانتوی جلو بسته در بازار تهران بود. موضوعی که برای من جالب به نظر آمد و باعث شد تا انتهای گزارش را ببینم. بماند که هیچ زنی در کادر دوربین ۲۰۳۰ هواخواه مانتوی جلو باز نبود و تمامی زنان ایرانی از نبود مانتوی جلو بسته شکایت داشتند برای من بس عجیبتر به نظر آمد چرا گزارشگر صداوسیما اصرار دارد مسئله حجاب را مسئلهایی فرهنگی جلوه دهد؟ و از مسئولان وقت درخواست عاجزانه میکند جلوی تولید و فروش مانتوی جلوباز را بگیرند وگرنه از فرهنگ و هویت زن ایرانی چیزی نخواهد ماند.
در لغتنامه معین آمده که یکی از مدخل های فرهنگ مجموعه عقاید و باورهای یک ملت است. فرهنگ همچون مرزهای یک کشور در طول تاریخ تغییر کرد و خواهد کرد. فرهنگ قانون جمع و یا تفریق در ریاضی نیست که در هر زمان و مکانی لایتغیر باشد. متاسفانه مسئولان نظام اسلامی و البته گزارشگر صدا و سیما نمیخواهند قبول کنند که فرهنگ هر چه باشد ساخت و پرداخته انسانهاست و هر چه که ساخت و پرداخته انسانها باشد در طول تاریخ محکوم به شکست یا حداقل تغییر خواهد بود.
در طول گزارش ۲۰۳۰ هیچ یک از تولیدکنندگان مانتوی جلوباز به خانم گزارشگر که سعی میکرد این مانتوها را به عنوان اسلحه ناتوی فرهنگی نشان دهد و آن را ضدفرهنگ معرفی میکرد نپرسید چرا شما مانتو پوشیدهاید؟ مگر نه اینکه زنان ایرانی دوره قاجار نه تنها چادر بلکه روبنده هم استفاده میکردند؟ چه شد که فرهنگ روبندهپوشی از چهره زن ایرانی زدوده شد و امروزه حتی مذهبیترین افراد جامعه زن مانتو پوش را برای انتخاب مانتو به جای چادر و روبنده مواخذه نمی کنند؟
مسئله دردناکتر اینکه هیچ کشوری عقاید مسئولینش را به قانون تبدیل نمیکند تا بدین وسیله مردم را ملزم به رعایت آن کند. هیچ کشوری بودجهای برای تحمیل سیلقه خاص (سبک زندگی اسلامی و یا بودایی) اختصاص نمیدهد، چرا که همه دولت ها میدانند نحوه پوشش مردم یک سرزمین با توجه به خواست همان مردم در همان زمان شکل میگیرد و ممکن است پس از چندی از بین برود و جای خود را به سلیقه دیگری بدهد.
عجیبتر اینکه اعتراض به حجاب اجباری به مثابه اعتراض به قانون شمرده و آن را ناپسند میدانند و معتقدند نباید علیه آنچه که قانون است اعتراض کرد. همانگونه که هیچکس حق ندارد علیه چراغ قرمز چهارراه ولیعصر اعتراض کند! جدای از سفسطه نهفته در مثال همه میدانیم انسان به حکم انسان بودنش میتواند علیه هر قانونی و هر مسئلهای حتی اگر مقدس باشد اعتراض کند. انسانها حق دارند حتی علیه فرهنگ خود اعتراض کنند و راه دیگری برای خود جستجو کنند، حتی اگر در اقلیت باشند. اساسا حکومت قانون به معنای تسلط اقلیت بر اکثریت و یا اکثریت بر اقلیت نیست تا بدین شکل عقاید خود را تبدیل به آمپول قانون کرده و بر پیکره جامعه تزریق کنیم.
فرهنگ وابسته به جریان فکری مردم در هر دوره زمانی است و از این جهت نمیتواند به کمک دستور و قانون و نیروی قهریه ثابت بماند. ممکن است مردمان سالهای آینده فرهنگ مردمان گذشته را ناپسند بشمارند و تقبیح کنند. بیشک میل و عطش زنان ایرانی به پوشیدن مانتوی جلوباز نیز روزی فروکش خواهد کرد و جای خودش را به پوشش جدیدی خواهد داد که حداقل امروز نمیتوان آن را متصور شد. حال باید پرسید جمهوری اسلامی در نبود مانتوهای اپلدار دهه ۶۰ و مانتوهای جلوباز دهه ۹۰ با پوشش جدید چه خواهد کرد؟
منبع: کانال «مجمع دیوانگان»













