سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

در این دنیا به دنبال چه هستیم؟

چکیده :با این وصف آیا وقت آن نیست بپرسیم که به راستی در این دنیا و در این سفرهای پرهزینه به دنبال چه هستیم؟ اگر قرار است هزینه سفر هر ساله رئیس‌جمهور و هیات همراه را بر دوش بیت‌المال تحمیل کنیم تا تنها نتیجه آن باشد که بگوییم آمریکا در جهان منزوی است؛ آیا بهتر نیست این سخن را در همین تهران مکرر تکرار کنیم؟ ...


کلمه – گروه بین‌الملل

سفر رئیس‌جمهور ایران به مجمع عمومی سازمان ملل، بر خلاف گمانه‌زنی‌های مختلف و امیدواری‌های فراوان، در نهایت بدون هیچ حاصلی به پایان رسید. بدون «هیچ» حاصلی! البته ما در طول این دو دهه عادت کرده‌ایم که روسای جمهورمان به نیویورک بروند و دیدارهای مختلف داشته باشند و پس از بازگشت از دستاوردهای متعدد سخن بگویند و این سفر را بسیار مفید ارزیابی کنند. معیار فایده نیز تعداد عکس‌های یادگاری و در مواردی نیز لذت هدف نفرت قرار گرفتن است و نه معاهده‌ای یا قراردادی یا تقویت پیوندی در عرصه بین‌المللی؛ همه چیز خلاصه می‌شود در نمایش «اقتدار» ایران که ترجمه آن را نیز باید در گزارش قهر و عدم دیدار و یا تمسخر و طعنه‌زدن به روسای دیگر کشورها جستجو کرد.

امسال نیز اقتدار ایران در پاسخ منفی به تلاش‌های کشورهای مختلف برای رفع تنش‌ها با ایالات متحده و ناامید کردن رئیسان دولت‌هایی تجلی یافت که در ماه‌های اخیر با وجود هم‌پیمانی دیرینه با آمریکا، تلاش داشتند با اتخاذ موضعی میانی، برای ایجاد فضای گفتگو میان دو دشمن قدیمی، فرصتی فراهم آورند. آنها البته کم نگذاشتند. دیدارهای مکرر و برنامه‌ریزی‌نشده و حتی اصرار عجیب رئیس‌جمهور فرانسه به حسن روحانی برای دیدار با دونالد ترامپ نیز فایده‌ای نداشت و آنچه از آن به ارمغان آمد، نمایش خنده‌های هیستریک رئیس‌جمهوری بود که به واسطه عدم آشنایی با زبان انگلیسی، تنها به خندیدن اکتفا می‌کرد (هنگامی که بوریس جانسون نخست‌وزیر انگلستان هم از شهر گلاسکو نام برد، روحانی احتمالا به خیال آنکه او در حال یادآوری کسب مدرک دکتری‌اش از دانشگاه این شهر است، خنده‌ای مشابه سر داد که البته موجب خجلت است).

در پایان نیز رئیس‌جمهور ما در بازگشت به ایران، در حالی که پیشتر تاکید داشت در صورت لغو تحریم‌ها حاضر به مذاکره است، از پذیرش این شرط از سوی آمریکا خبر داد،‌ اما باز هم تاکید کرد که با دیدار با ترامپ موافقت نکرده است!

با این وصف آیا وقت آن نیست بپرسیم که به راستی در این دنیا و در این سفرهای پرهزینه به دنبال چه هستیم؟ اگر قرار است هزینه سفر هر ساله رئیس‌جمهور و هیات همراه را بر دوش بیت‌المال تحمیل کنیم تا تنها نتیجه آن باشد که بگوییم آمریکا در جهان منزوی است؛ آیا بهتر نیست این سخن را در همین تهران مکرر تکرار کنیم؟

این در حالی است که شاید اگر چنین سفری انجام نمی‌شد و بی‌اعتنایی (و به تعبیری بی‌احترامی) دولت ایران به درخواست‌های مکرر قدرت‌های اروپایی باعث نمی‌شد تا آنها نیز در پایان این سفر، تهدید به خروج از برجام را در پیش گیرند، این امید وجود داشت که با رایزنی‌ها و پیگیری‌های آنها (و به ویژه امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه)، دست‌کم همراهی اروپا با آمریکا در افزایش تحریم‌ها به این زودی اتفاق نیفتد. اما با نمایش اصرار لجوجانه بر عدم گفتگو شرایطی فراهم آمد که می‌توان انتظار داشت شکاف اروپایی-آمریکایی بر سر برجام به زودی از میان برود و اروپایی‌ها نیز همنوا با ایالات متحده در مسیر تحریم ایران گام بردارند.

از رئیس‌جمهوری که از ابتدا با شعار رفع تحریم‌ها و ضرورت مذاکره با کدخدا به جای اهالی، رای مردم را کسب کرده است، طبعا می‌توان این سوال را پرسید که گام برداشتن در مسیر افزایش بی‌اعتمادی‌های بین‌المللی چه نسبتی با آن دعاوی دارد؟ بی‌تردید هیچ‌کس با ذره‌ای انسان‌دوستی و دغدغه بشری نمی‌تواند حامی تحریم‌هایی باشد که به صورت یکجانبه و با پشت‌پا زدن به تفاهم‌های بین‌المللی اجرا شده است. اما در مقابل با همین دغدغه نیز نمی‌توان حامی لجاجتی بود که در برابر اصرار بین‌المللی بر سر ضرورت مذاکره برای رفع تحریم‌ها صورت می‌گیرد.

باید یک‌بار برای همیشه تکلیف را مشخص کنیم. اگر مذاکره با آمریکا در هر شرایطی ممنوع است و اروپایی‌ها هم قابل اعتماد نیستند و از این‌رو باید آنها را نیز ناامید کرد؛ دست‌کم باب ایجاد امید عمومی برای مذاکره و رفع تحریم را ببندیم. به همگان اعلام کنیم راهی برای تغییر نیست و برای این اعلان نیز در شرایطی که اوضاع اقتصادی مردم ناگوار است و فشارها روز به روز بیشتر می‌شود، دست‌کم هزینه سفرهای بی‌حاصل به آن‌سوی جهان را نیز بر آنها تحمیل نکنیم. در همین تهران بنشینیم و بگوییم چون همه قدرت‌های جهانی غیرقابل اعتمادند، با آنها کاری نداریم و با بی‌اعتنایی به همه آنها، «اقتدار» خود را نمایش می‌دهیم! شاید در این صورت تکلیف مردم هم روشن‌تر باشد و بیش از این در کوره تدابیر اقتدارآمیز دولتمردان، اینقدر گرم و سرد نشوند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.