سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کشمیر در رنج

چکیده :ناریندرا مودی نخست وزیر هند اخیرا تغییرات مهمی در وضعیت حقوقی و جایگاه این ایالت در ساختارسیاسی هند ایجاد نمود. این امر نارضایتی تاریخی وریشه دار مردم این منطقه را تشدید کرده و خشم گسترده ای را به دنبال داشته است. البته در طول هفتاد سال پس از پایان استعمار انگلیس این منطقه همیشه سایه جنگ و خشونت را بالای سر خود داشته است. دوجنگ گسترده و یک جنگ محدود در این دوره خسارات و تلفات سنگینی به مردم منطقه تحمیل کرده است....


کلمه – موسی محمودی

چند هفته است که زندگی بر مردم کشمیر تحت کنترل هند بسیار سخت تر از گذشته شده است. ناریندرا مودی نخست وزیر هند اخیرا تغییرات مهمی در وضعیت حقوقی و جایگاه این ایالت در ساختارسیاسی هند ایجاد نمود. این امر نارضایتی تاریخی وریشه دار مردم این منطقه را تشدید کرده و خشم گسترده ای را به دنبال داشته است. البته در طول هفتاد سال پس از پایان استعمار انگلیس این منطقه همیشه سایه جنگ و خشونت را بالای سر خود داشته است. دوجنگ گسترده و یک جنگ محدود در این دوره خسارات و تلفات سنگینی به مردم منطقه تحمیل کرده است. علیرغم این سابقه تلخ اکنون یک تحول تازه مردم منطقه را با نگرانی بیشتری مواجه کرده است. با فرمان نخست وزیر هند امتیازات ویژه ای که منطقه کشمیر تحت کنترل هند داشت لغوشد ووضعیتی برابر با دیگر ایالات هند پیدا کرد. همچنین از نظر تقسیمات کشوری جایگاه ایالتی آن تنزل یافت و به دو فرمانداری تبدیل شد.

قضیه کشمیر ابعاد سیاسی پیچیده ای دارد و در این نوشته کوتاه فارغ از دیگر ابعاد بطور اجمال فقط به تحول مورد بحث پرداخته خواهد شد.

پیش از این بر اساس ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند، کشمیر امتیازات ویژه ای داشت. قانون این اختیار را به مجلس این ایالت میداد که به استثناء امور دفاعی و سیاست خارجی در سایر زمینه ها در جهت تشخیص خود تصمیم بگیرد. البته هفت ایالت شرقی هند هم امتیازاتی دارند که در ماده ۳۷۱ قانون اساسی به آن پرداخته شده ولی بنا بر اظهار دولتمردان هندی این امتیازات در حد کشمیر نیست. هرچند که در طول هفت دهه گذشته هر از چندگاهی این امتیازات مورد اعتراض برخی ازایالتهای دیگر قرار گرفته است که بطور عمده ریشه در نگاههای تندروانه گروههای هندو داشته است.

در میان سایر مسایل ناشی از این امتیازات یک مطلب حساسیت ویژه ای داشته است. این مطلب که مجلس جامو وکشمیر با مصوبات و ترتیبات حقوقی مانع از اجرای سیاست دولت مرکزی در جهت تغییر ترکیب جمعیتی در کشمیر میشد. سیاستی که برای چندین دهه با قوت و ضعف بر روی میز دولتهای مختلف هند بوده است تا از این طریق به غلبه جمعیتی مسلمانان در این منطقه پایان داده شود و اداره امور ازدسترس اشخاص و احزاب مسلمان دور شود. به بیان دیگر در نگاه دولت مرکزی به ویژه در میان احزاب هندوگرا هویت اسلامی مردم این منطقه آنها را به پاکستان پیوند میدهد که از شب استقلال در ۱۴ آگوست ۱۹۴۷همیشه به عنوان تهدید جدی در ترتیبات امنیتی و نظامی و سیاسی محسوب شده است.

در فعالیت های مختلف سیاسی به ویژه در مقطع تبلیغات انتخاباتی همیشه گروه های هندوگرا بر لغو امتیازات ایالت جامو و کشمیر درکنار مالکیت مسجد بابری و ساختن معبد رام تاکید می کردند و می کنند تا از این طریق با تحریک احساسات وتمسک به روشهای پوپولیستی آرای بیشتری را به سوی خود جلب کنند. در حالیکه جریان های سیاسی غیر هندوگرا نظیر حزب کنگره بر ضرورت توجه به تکثر گرایی واهمیت آن در جامعه متکثر هند تا حدودی تاکید داشته اند و خواستار احترام به اقلیت ها بوده اند.

اما انگیزه دولت هندوگرای بی جی پی در هند در تصمیم اخیر محدود به امر مهم تغییر جمعیتی نمی شود.انگیزه وعامل مهم دیگری که اهمیت آن کمتر از عامل مذکور نیست وجود دارد که در اتخاذ این تصمیم به ویژه زمان اتخاذ تصمیم موثر بوده است. عامل دوم نگرانی دولت هند از تحولات سیاسی در صحنه افغانستان است. بررسی ها نشان میدهد حفظ توازن منطقه ای از پایه های اصلی بنای هفتادساله سیاست خارجی هند است.رابطه نزدیک و دوستانه دهلی و کابل در طول هفت دهه گذشته همیشه باعث دلگرمی هند در منازعات با پاکستان بوده و اهمیت راهبردی ویژه ای در سیاست های منطقه ای دهلی داشته است.

ظهور طالبان با گرایش های افراطی به ظاهر اسلامی در دهه هفتاد خورشیدی مایه نگرانی و اضطراب سیاست مداران هندی شد که نگرانی هنوز به قوت خود باقی است.به ویژه آنکه ارتباطات نزدیک عقیدتی و سیاسی این گروه با دولت و ارتش پاکستان در طول این سالها این نگرانی را مضاعف ساخته است.آنها بر این باور هستند که قدرت گرفتن طالبان در افغانستان جریانات معارض مسلمان در جامو و کشمیر را به پیروزی خودشان امیدوار میسازد.لذا میل به حرکتهای مسلحانه را در میان جوانان افزایش میدهد.این تصور که جوانان کشمیری در پایگاههای نظامی_عقیدتی طالبان آموزش ببینند یک کابوس وحشتناک است که میتواند کنترل اوضاع را نه تنها در کشمیر که در تمام هند با داشتن دویست میلیون مسلمان به خطر بیندازد.

مهم ترین تحول که در طول یکی دوسال اخیر در حوزه افغانستان اتفاق افتاده به طور مشخص مشروعیت تدریجی گروه طالبان است .آنها پیش از این یعنی از زمان حمله به برجهای دوقلو درنیویورک توسط القاعده در سپتامبر۲۰۰۱به عنوان تروریست شناخته میشدند.اما اوضاع تغییر کرده است. در این راستا جدی ترین اتفاق آغاز و ادامه مذاکرات طالبان و دولت امریکا بوده است. دولت هند این تحول را از ابتدای آن به دقت دنبال نموده است. هرچند که در اظهارآشکار نگرانی احتیاط بخرج داده ولی در پشت درهای بسته از ابراز نگرانی خودداری نکرده است.در طول مذاکرات دوحه نماینده امریکا زلمای خلیل زاد دولت هند را در جریان پیشرفت کار قرار میداد.باید به این نکته مهم توجه کرد که توافق امریکا و طالبان قطعی دانسته میشد که دولت هند تصمیم خود درباره جامو وکشمیر را اعلان کرد.هند نگران از آینده کشمیرخواست تا به این ترتیب قدمی بلند در جهت هدف پیش گفته بردارد و بعدها کمترگرفتار فشارتوامان پاکستان و افغانستان شود. افغانستانی که در اداره آن طالبان نقش جدی داشته باشد گمان نمیرود دوست منطقه ای هندباشد. البته از لطایف عالم سیاست این است که تصمیم ناگهانی رئیس جمهور امریکا بر توقف مذاکرات با طالبان در دوحه همه را غافلگیر کرد. تا زمان نوشتن این مطلب هنوز علت واقعی این تصمیم از سوی ترامپ،یعنی کسی که او رابه تصمیم های نامتعارف می شناسیم معلوم نشده است.

به هر حال لغو امتیازات جامو وکشمیر با اقدامات دیگری در جهت تغییر بافت جمعیتی آن منطقه توسط دولت هند در آینده دنبال خواهدشد مگر آنکه تحولی پیش بینی نشده رخ بدهد که از محاسبه سیاسی بیرون مانده باشد.

اما نکته آخراینکه مردم منطقه و خارج از منطقه کشور هند را با ادبیات ضد خشونت مهاتما گاندی تصویر می کنند.اخبار دستگیری و زندان کردن فعالان سیاسی از جمله سروزیران سابق و ضرب و شتم مردم و همچنین حضور ده ها و شاید صدها هزار نیروی نظامی و امنیتی در چند هفته گذشته فراوان بوده است. سوال این است که این امر چه نسبتی با آموزه های بزرگ مرد صلح و دوستی مهاتما گاندی دارد؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.