سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

انقلابیون پشت صحنه

چکیده :در تاریخ سیاسی با چهره‌هایی روبرو می‌شویم که در پنهان، پیشتاز مبارزه‌اند و در آشکار، پنهان. آنان نان چهره‌های انقلابی ظلم ستیز را می‌خورند ولی در هنگام خطر حاضر به هزینه کردن سرسوزنی از نام و نان خود نیستند. نمونه روشن اینگونه افراد را در واقعه عاشورا می‌توان مشاهده کرد....


محمد نصر اصفهانی

در تاریخ سیاسی با چهره‌هایی روبرو می‌شویم که در پنهان، پیشتاز مبارزه‌اند و در آشکار، پنهان. آنان نان چهره‌های انقلابی ظلم ستیز را می‌خورند ولی در هنگام خطر حاضر به هزینه کردن سرسوزنی از نام و نان خود نیستند. نمونه روشن اینگونه افراد را در واقعه عاشورا می‌توان مشاهده کرد.

متأسفانه بخش اعظم شیعیان در کوفه ساکن بودند و بخش اعظم آنان هم از انقلابیون پشت صحنه بودند. در اواخر حکومت مولا علی(ع) و در حکومت کوتاه امام حسن و بعد از آن در زمان امام حسین، نقش آنان در تاریخ نقشی فعال بود. واقدی در کتاب طبقات خود، آورده است که مردم کوفه مرتب به حسین بن علی، نامه می‌نوشتند و او را به کوفه دعوت می‌کردند ولی امام دعوت آنان را نمی‌پذیرفت. ناامید از حسین، نزد محمد بن حنفیه برادر امام رفتند و از او خواستن که همراه آنان در کوفه قیام کند ولی محمد هم نپذیرفت. محمد، جریان این دعوت و ملاقات، را به برادرش حسین گزارش کرد. امام انگیزه این انقلابیون پشت صحنه را برای برادرش توضیح داده، فرمود: «این قوم می‌خواهند خون ما را به جوش بیاورند و در پناه نام ما، نان بخورند.»

ابن سعد ولو با غرض‌ورزی، به تکرار نامه‌ها و ملاقات‌ها کوفیان پشت صحنه، با امام اشاره دارد و معتقد است آنها عاملی برای تحریک و تردید امام بودند. آنان امام را به اندوه و نگرانی انداخته، به طوری که در زمان معاویه، گاه تصمیم رفتن به کوفه و گاه تصمیم به ماندن در مدینه می‌گرفت. بنابرگزارش ابن سعد: پس از وفات امام حسن، عده‌ای به حضور امام رسیدند و او را برای خلع معاویه از حکومت فراخواندند. گفتند ما مواضع شما و تفاوت آن را با مواضع برادرت می‌دانیم و از او می‌خواستند مطابق مواضع خود عمل کند. امام در پاسخ ضمن تأیید مواضع برادر خود فرمود: امیدوارم خدا برادرم را به جهت صلح دوستیش و مرا به سبب پیکارجوییم با ستمگران پاداش دهد. مروان حکم، رفت و آمد کوفیان را به معاویه گزارش کرد و معاویه در ضمن نامه‌ای به امام نوشت: هر که عهد و پیمان با خدا دارد سزاوار است که به آن وفادار بماند. خبردار شده‌ام که گروهی از کوفیان تو را به خروج و ستیز فراخوانده‌اند. عراقیان را آزموده‌ای. کار را بر پدر و برادرت تباه کردند. از خدا بترس! و به پیمان پایبند باش. اگر بر من مکر ورزی بر تو مکر خواهم ورزید. امام حسین در پاسخ معاویه نوشت: من نه آهنگ پیکار و نه قصد ستیز با تو را دارم، با اینکه در پیشگاه خدا برای خود عذری در ترک پیکار با تو نمی‌بینم، چون هیچ فتنه‌ای را بزرگتر از حکومت تو بر مردم نمی‌شناسم. (طبقات ابن سعد، ج۵، ص۸۰-۸۱)

پیمان با معاویه با مرگ او به پایان رسید و معاویه خلاف آن پیمان، برای خود جانشین تعیین کرد. دیگر بر عهده امام عهدی نبود بلکه او با تخلفی آشکار در موروثی کردن حکومت دینی مواجه شده بود که باید با آن مقابله می‌کرد. اینجا بود که انقلابیون پشت صحنه حاضر شدند و چنانکه گفته شده است ۱۸ هزار بیعت کننده با مسلم بن عقیل، خواهان امامت سیاسی امام حسین شدند ولی خطر که آمد، در شب آخر حتی یک نفر از آنها در صحنه همراه مسلم نماند. برخی از همین افراد در کربلا، شمشیر به دست، در مقابل امام حسین صف کشیدند به طوری که سیستم تبلیغاتی حاکمیت اموی، حسین را کشته دوستانش معرفی کرد. در هر حال اعتماد نکردن بر انقلابیون پشت صحنه، درسی است که همه فعالان سیاسی باید از حادثه کربلا بیاموزند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.