این بار بیرق حسین«ع» بر سر نیزهها
چکیده : تاریخ هرگز آن حیله معاویه بن ابیسفیان در جنگ با لشکر علی بن ابیطالب (ع) را فراموش نخواهد کرد که چون در آستانه شکست در جنگ قرار گرفتند، به پیشنهاد عمروعاص قرآنها را بر سر نیزهها گذاشتند و بدین وسیله خود را معتقد و حامی قرآن نمایاندند و جماعت احمق و ظاهربین که تا پیروزی نهایی فاصلهای نداشتند را فریفتند و فریادهای علی نیز کاری از پیش نبرد....
امیرحسین بنـائی*
تاریخ هرگز آن حیله معاویه بن ابیسفیان در جنگ با لشکر علی بن ابیطالب (ع) را فراموش نخواهد کرد که چون در آستانه شکست در جنگ قرار گرفتند، به پیشنهاد عمروعاص قرآنها را بر سر نیزهها گذاشتند و بدین وسیله خود را معتقد و حامی قرآن نمایاندند و جماعت احمق و ظاهربین که تا پیروزی نهایی فاصلهای نداشتند را فریفتند و فریادهای علی نیز کاری از پیش نبرد.
حالا بعد از هزار و چند صد سال، رژیم جمهوری اسلامی که از ابتدا در پرتوی اقبال مردم دیندار (و نه خود دین) به مشروعیت دست یافته است، دارد از همان حربه معاویه استفاده میکند، با این تفاوت که این بار به دروغ بیرق اهل بیت (ع) و به خصوص پرچم حسین (ع) را بر سر نیزه زده است و با تمسک به اسم ائمه و ترویج آیینهای پرشور مذهبی به دست آخوندها و مداحان مزدور حکومتی، خود را به دروغ «حسینی» و مخالفانش را به تمامه «یزیدی» معرفی میکند:
حسین بن علی (ع) که برای عدم تمکین در برابر حکومت ظالمانه و جاهلانه یزید و در پاسخ به دعوت مردم کوفه راهی آنجا شده بود، با نیرنگ حکومت و بدعهدی مردم، در یک دوراهی بین «ذلت» و تسلیمپذیری در برابر یزید و «شهادت» و انجام وظیفه دینی خود قرار گرفت و مردانه و مخلصانه دومی را برگزید و اینچنین طلایهدار همه آزادیخواهان و ظلمستیزان تاریخ شد.
سردمداران فعلی رژیم ولایت فقیه که قبل از رسیدن به حکومت (در زمان حکومت پهلوی) «نبرد حسینی» را به نماد مبارزات خود تبدیل کرده بودند و بعدها و در زمان جنگ با رژیم صدّام نیز از این گفتمان در جهت بسیج تودههای مردم مذهبی سود جسته بودند، پس از استقرار قدرت خود خصوصاً در زمان رهبری خامنهای، گفتمان حماسی، ظلمستیز و بیدارگر حسینی را به یک مرثیه پرسوز و گداز و تخدیرگر عوامالناس تبدیل کرده و آن را به عنوان ابزار مکمّل ایدئولوژی تمامیتخواه، انحصارطلب و خودحقپندار «اسلامِ حکومتی» خود قرار دادند و هر کجا که لازم شد از آن برای فریب خلق الله سادهدل سود جستند. فیالمثل در بحبوحه کارزار انتخاباتی سال ۷۶ در روز عاشورا کارناوال شادی تبلیغاتی برای تبلیغ کاندیدای رقیب کاندیدای بیت رهبری (خاتمی در برابر ناطق نوری) درست کردند تا او را مخالف اسلام و گفتمان حسینی جلوه دهند، و یا در اعتراضات سال ۸۸ ، برای اینکه جنبش سبز را «یزیدی»!! معرفی کنند، آشوب و هلهله مشتی جوان را چنان در بوق و کرنا کردند و با بمباران تبلیغاتی مردم، آن حادثه را چنان بزرگنمایی نمودند که خون رگ غیرت مردم را به جوش آورد و ناگزیر آنها را به خیابانها کشاند و سپس از این حضور ناگزیر مردم استفاده دل بخواه خود را کردند.
چند روز پیش از عاشورای امسال هم که «سحر خدایاری» (معروف به دختر آبی) همان دختری که چون فقط به دلیل ورود به ورزشگاه جهت تماشای یک مسابقه فوتبال به زندان محکوم شده بود، دست به خودکشی زده بود مُرد، خبر مرگ او را پنهان نگه داشتند تا عاشورا بگذرد و مردم در این مدت گریههایشان را بکنند و دلهایشان خالی شود و لعنت و نفرینهایشان را بر سر یزید ۱۴۰۰ سال پیش بفرستند و ….. تا مبادا خون به ناحق ریخته شده یک دختر مظلوم، خونهای آنها را به جوش آورد و حکایت انقلاب تونس که از پس خودسوزی یک جوانک سبزیفروش اتفاق افتاده بود، تکرار شود.
…. و همانطور که آن، قرآن نبود که لشکر علی را فریب داد بلکه نگاه ظاهربینانه و جاهلانه مردم چنان چیزی را باعث شد؛ این گفتمان حسینی نیست که عامل تخدیر و تسکین مردم و افیون تودهها شده است بلکه این برداشت ناآگاهانه و کم عمق مردم است که نمیگذارد تا آنها یزید زمان خودشان را بشناسند و حسینوار با او به مبارزه پردازند.
هرچند از این هم نباید بگذریم که یزیدیان زمان هم زرنگ شدهاند و دیگر معاویهوار عمل میکنند: آنها «سر حسین» را بر سر نیزه نمیکنند، «بیرق حسین» را میکنند.
* نویسنده و پژوهشگر













